گنجور

حاشیه‌ها

آرین اشرفی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:

ابر هنگامی که می‌بارد، پس از بارش از بین رفته و یا بقایای اندک و غیر باروری از آن باقی می‌ماند. همچنین سبزه در این رباعی نماد انسان های مرده است.
به نظرم خیام به این اشاره دارد که آدمی در دنیا برای فوت شدنش ناراحت و اندوه می‌کشد اما در این دنیای پوچ نباید به غم زیست و باید به شادی گذراند. زیرا همه ما همانند افرادی که امروزه فوت شده شمرده می‌شوند، روزی از این دنیا خواهیم رفت.

امانوئل سعید در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ میرزاده عشقی » دیوان اشعار » غزلیات و قصاید » شمارهٔ ۲۸ - عشق وطن:

عالی

 

طاهر در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

طاهر:

واقعا لذت بردم از شرح ها و حاشیه هاتون، متشکرم.

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۲ در پاسخ به مجید دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴:

خسک و هسک هر دو پارسی هستند

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۱:

بگشای راز عشق و نهفته مدار عشق
از می چه فایده ست بزیر نهنبنا

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۹ در پاسخ به A.p دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۱:

انبان و هنبان از انبه و انباشتن می اید - انبه را هم چون پر هست انبه گویند - و انبان چیزیست برای انباشتن
- نهنبن - نهانبان است  درپوش و غطاء را گویند

ابوتراب. عبودی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱:

باسلام و عرض ادب و احترام.

 

مژده ای دل که ز دلدار نشان می آید

هدهد خوش خبر از باغ جنان می آید

غنچه ازشوقِ لبش،جامه دریداست به تن

بلبل از عشق ِ رُخش نغمه کنان می آید

سرو و شمشاد و صنوبر به خوش آمدگویی

سبزه سر بر قدمش بوسه زنان، می آید

گیسوی تار نوازیـد به سر پنجه عشق

که امیدِ دل و جان،جان ِجهان می آید

کوریِ چشم حسودان ،بده ساقی می ناب

مطربا چنگ  بـزن ، یـار عیان مـی آید

افتخاری که برخاسته از دولتِ عشق

ارمغانیست  بـه سـودا زدگان  می آید

یوسفی هست که از چاه برون آمده است

نوبهاریست که از پشت خـزان می آید

عطر انفاسش(عبودی)به جهان پیچیده

کز شمیمش به تن مُـرده روان می آید

 

بااحترام،چاپ دوم دیوان ابوتراب عبودی

 

A Zakariyanezhad در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۰ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ:

👍

اسماعیل بهشتی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:

سلام

آهنگ "دلبرا پیش وجودت عدمند از علیرضا قربانی" در قسمت آهنگ ها نیست! و نمیشه اضافه کرد! در گوگل سرچ کنید اون آهنگ فوق العاده است.

علیرضا کرمی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:

چقدر زیباست این شعر و چه قرابتی با حس ما مردم نجیب و ستمدیده ی ایران داره. ب ویژه این بیت که چنان پخته و کوتاه و کوبنده سروده شده که علاوه بر آئینه ای که بدست ظالمان میده تا حقارت واقعی رو ببینند، تصویری از آنچه بر ایران عزیزمان گذشته را در ذهن تداعی می‌کنه که تلخی امروز را با شیرینی فردای ایران سربلند، قابل تحمل می‌کنه.

این نوبت از کسان بشما ناکسان رسید 

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد.

محسن جهان در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۹۲:

در این دوبیتی عارف و شاعر دوره سلجوقی از بی وفایی این دنیای خاکی می‌گوید. 

هر کسی که در این دنیا مال اندوزی و جاه طلبی بیشتری داشته باشد، مطمئنا" دل نگرانی و تشویش خاطر افزون تری خواهد داشت. 

حتی اگر به بالاترین منزلت دنیوی برسی و تاج پادشاهی بر سر داشته باشی، در زمان مرگ این تعلقات مانند نیشتر بر جان شیرین تو اثر می‌کند.

محمد میرخانی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

با درود

در صورتیکه نسخه اعلامی سرکار خانم یگانه،مورد تایید کارشناسان باشد،به نظر می رسد،مصرع دوم بیت اول،که در آن نسخه،ذکر شده،صحیح تر میباشد:

دوش جان دزدیده از دل راه جانان بر گرفت

دل چو واقف شد به تگ رفت و دل از جان بر گرفت

تگ(تک):دویدن-دو-تاخت

 

در هر صورت به نظر بنده ،مصرع دوم بیت اول ،از نظر وزنی،میتواند بهتر شود،مثلا به جای:

دل خبر یافت و به تگ خاست و دل از جان بر گرفت

می توان گفت:

دل خبر یافت،به تگ خاست،دل از جان بر گرفت

شیرو در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

اونی که گفته حافظ این جوابیه رو به شعری از شاه نعمت الله ولی نوشته کشف خوبی نموده چون حافظ که اهل لفظ بوده در مقابله بی دو شعر معلوم میشه که یک بازی لفظ به لفظ در قرینه سازی صوری و مضمونی بین این دو شعر گذاشته است. ازجمله با صورت و دلالت های "شاه"، "نعمت"، "ولی" نوعی سب و تقبیح برقرار نموده است.

شیرو در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۳:

مولوی افکاری قره قاطی داره؛ تعقل درستی ازش نمی بینی؛ که آنارشیسم توصیف داره چون احساسات خودشو در کاربرد بی پروای واژه و دلالت آن بیان میکنه؛ در برخوردهای اجتماعات ممکنه شعری از این دست، واکنش بی دلیل یا از روی حسد به یکی از رقبایش بوده باشه برای مثال اگر طرف با خلاقیت خودش نام مستعاری چون "شیر" گذاشته باشه این تحرکی برای تخالف گویی کرکس شده باشه که اونو پس بزنه که منم!!!

شیرو در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۳:

این تعبیر درسته ولی نه "هرچیزی" چون درد شراب رسوب و ته مانده ی شراب است.

همیرضا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۴۷ دربارهٔ کمال خجندی » معمیات » شمارهٔ ۵ - مهدی:

دوستی که عنوان را ویرایش کرده‌اند نوشته‌اند:

با پیوستن دی به مه به مهدی می‌رسیم.

همیرضا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۴۶ دربارهٔ کمال خجندی » معمیات » شمارهٔ ۷ - عسل:

دوستی که عنوان را ویرایش کرده‌اند نوشته‌اند:

با حذف میانه عقل به عل می‌رسیم سپس حرف نخست سنبل را جایگزین کرده به عسل می‌رسیم.

طاها کبیری در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۲۸ در پاسخ به روفیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

سلام نظر و ایده شما برای من نوجوان بسیار زیبا و جالب بود خیلی دوست دارم بدانم چطور میتوانم با حرف های شما بیشتر آشنا شوم و این روشی که میگویید را بفهمم ، ممنون میشم اگر منبعی معرفی کنید 

عباس حسین زاده در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ شهریار » حیدر بابا گلدیم سنی یوخلیام (قسمت دوم منظومهٔ حیدر بابا):

خدا این شاعر آذری زبان را قرین رحمت السین واقعاً آذربایجانن افتخاردی شعرلری چوخ ارگه یاتیم دی الله بو کیشینین یرین جنت السین واقعاً آذربایجانن افتخاردی 

شایان در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید » شمارهٔ ۴۷:

بنظر میرسه اشعار شماره ۴۷ تا ۵۸ مربوط به یک سروده باشند، ایا بهتر نیست یکپارچه شوند؟

۱
۱۲۴۳
۱۲۴۴
۱۲۴۵
۱۲۴۶
۱۲۴۷
۵۷۲۹