خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن
ای ماه برهم می زنی عهد ثریا نی مکن
تو روز پرنور و لهب ما در پی تو همچو شب
هر جا که منزل می کنی آییم آن جا نی مکن
ای آفتابی در حمل باغ از تو پوشیده حلل
بی تو بماند از عمل در زخم سرما نی مکن
ای آفتابت دایهای ما در پیت چون سایهای
ای دایه بیالطاف تو ماندیم تنها نی مکن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به خطاب به معشوقش، از او میخواهد که از حلقه محبت و رابطه دور نشود. او به زیبایی معشوق اشاره میکند و میخواهد که از وعدههایش تخلف نکند، زیرا بدون او، زندگیاش تاریک و سرد میشود. همچنین، شاعر احساس تنهایی و نیاز به محبت او را بیان میکند و میگوید که absence او باعث زخمهای عاطفی شده است. در نهایت، او از معشوق میخواهد که غفلت نکند و دلش را برای او باز نگه دارد.
هوش مصنوعی: ای ماه، چرا از ما دور میشوی و به هر سمتی میگریزی؟ لطفاً عهد و پیمانی که با ستارهٔ ثریا بستهای را نقض نکن و ما را ترک مکن.
هوش مصنوعی: تو روشنی و روشنایی هستی، و ما در جستجوی تو مانند شب تاریکیم. هر کجا که توقف کنی، ما هم همان جا خواهیم آمد، اما لطفاً ما را نادیده نگیر.
هوش مصنوعی: ای خورشید، که در فصل بهار باغها پنهان هستی، بدون تو، کارها و اعمالی که باید انجام شوند، همچون زخم سرما میمانند؛ آنها را رها نکن.
هوش مصنوعی: ای خورشید، تو مانند دایهای هستی که ما را در آغوش محبتش پرورش میدهد، اما حالا به خاطر عدم الطاف تو، تنها و رها ماندهایم. خواهش میکنم این وضعیت را تغییر نده.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.