گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۲

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

گره از کار فروبسته ما بگشایند

اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند

دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

به صفای دل رندان صبوحی زدگان

بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند

نامه تعزیت دختر رز بنویسید

تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند

گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب

تا حریفان همه خون از مژه‌ها بگشایند

در میخانه ببستند خدایا مپسند

که در خانه تزویر و ریا بگشایند

حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا

که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » هوای آفتاب » سازو آواز ماهور

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۱۱۸ » (دشتی) (۰۷:۱۷ - ۰۸:۰۵) نوازندگان: مرتضی محجوبی (‎پیانو) خواننده آواز: مرضیه سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر ترانه: بود آیا که در میکده ها بگشایند

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » صبوحی زدگان – اجرای خصوصی شجریان، لطفی و موسوی

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » دُرد نوش – اجرای خصوصی شجریان، ذوالفنون و موسوی به تاریخ ۱۳ تیر ۵۸

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » میخانه و می – اجرای خصوصی شجریان، مشکاتیان و موسوی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهناز نوشته:

عالی بود . توکلت علی الله

دکتر ترابی نوشته:

بیت نخست در برخی نسخه ها بدین گونه آمده است :
باشد ای دل که در میکده ها بگشایند. که آرزوی گشودن در میخانه است وبا بقیه‌ی غزل هم خوان است.
بود آیا ؟؟ پرسشی است و به باقی غزل نیز نمی خواند.
در بیت های چهارم و پنجم ، مصرعهای دوم جا بجا شده اند!!؟ زلف دوتای مغبچگان با گیسوی چنگ و حریفان و مژگان خونین با دختر رز مناسبت بیشتر دارند و الله اعلم.

محمد نوشته:

من دریکی از نسخه های قدمی چاپ سنگی موردیکه اقای ترابی در موردابیات ۴-۵ گفتن دیدم و به نظر من هم باید همین درست باشه
در همون نسخه بیت ۶ رو بعد از بیت ۲ گذاشته شده که به نظر هماهنگ تر میاد

پارسا نوشته:

در جواب دکتر ترابی و محمد بگم که به نظر من به همین صورت که هست معنی کاملتر وزیباتری داره و نباید جابجا شه

آرش نوشته:

مصرع دوم بیت های چهارم و پنجم جابجاست

بهرام مشهور نوشته:

بنظرم حق با آرش عزیز است و باید جای مصرع بیت های چهخارم و پنجم عوض شود:
نامه تعزیت دختر رز بنویسید تا حریفان همه خون از مژه ها بگشایند یعنی سوگنامه می را بنویسید تا مدعیان همه بجای اشک ، خون از مژه ها بگشایند

حبیب زرگران نوشته:

درود بر دوستان
این غزل زیبا با صدای جاودانی استاد جان شجریان در اجرای خصوصی میخانه و می با همکاری اساتید مشکاتیان و موسوی شنیدنی ست …

خرم روزگار نوشته:

مغ بچگان ؟؟
کسی از آگاهان در باره رخت و پوشاک مغان و بویژه
مغبچگان و شیوه آراستن گیسوان منبعی ،مطلبی در دست دارد تا با مشتاقان در میان نهد؟؟
موبدان موی
در دوسوی رخسار رها نمی کنند، مهریان کلاهی بر سر می نهاده اند که امروزه سرو شکسته ( بته جقه! ) خوانده میشود
از سویی میدانیم برخی مردان ، جوانان کلیمی گیسو ان بدانگونه می آرایند که مصداق مغبچگان حافظ است
زلف دوتا، وشمار یهودیان در شیراز کم نبوده است
امید که صاحب نظران نظر دریغ ندارند.

منصور خضری نوشته:

در میخانه را که ببستند
دل رمیده ما شکستند
خدایا مپسند
در خانه تزویرو ریا گشودند
نرگس مستانه ما ربودند
خدایا مپسند

مهران نوشته:

سلام بیت چهارم وپنجم جای بحث دارند.دراینجابه نظر می رسد آگاهی دادن به افرادی است که هنوز با خود کنار نیامده وخدا ی واقعی را نمی شناسند.هستی را جدای ازهم می دانند .هنوز دویی قائلند.دراول راه سلوک هستند وبه کمال واصل نشده اند.

منوچهر تقوی بیات نوشته:

در این غزل حافظ با پرسش آرزو می کند که در میکده ها گشوده شود و از کار فروبسته ی مردم گره گشوده شود. او می گوید اگر برای رضایت خاطر و خوشی دل زاهد خود بین بستند برای خاطر رضای خدا باز خواهند کرد. همانگونه که می دانیم خدا را با میکده کار ی نیست، پس این که می گوید “برای رضای خدا”، به معنای برای خشنودی مردم است، چون کار نیک را مردم برای رضای خدا می کند. پس در اینجا “برای رضای خدا”، به معنای کار نیک و برای خشنودی مردمان است. زاهد خود بین که همان امیر مبارز باشد، برای نشان دادن زهد خود و برای پاداش آخرت یعنی رضایت الله در میکده را بسته است. پس خود خواهی زاهد برای رضایت خدا و پاداش جهانی دیگر(خودخواهی خودش) از نگاه حافظ، کار نیکویی نیست.
در بیت بعد می گوید که پاک دلی و صفای دل صبوحی زدگان بسیاری از گره ها را می گشاید. صبوحی شرابی است که در سپیده دم یا نزدیک صبح می نوشند. کسی که در بامداد شراب می نوشد کسی نیست که در بامداد نماز می گزارد چون شراب بر ضد دین و نماز است. در اینجا حافظ صفای دل می خواران را گره گشا می داند نه نماز صبح زهد فروشان را که به خیال خودشان برای پاداش گرفتن در آن جهان، در سپیده دم برای ثواب بیشتر، نماز می گزارند. چون در میکده ها را بسته اند پس دختر تاک مرده است و برای او باید سوگنامه نوشت تا مغبچگان که ایرانیان غیرمسلمان هستند، به نشانه ی سوگواری گیسوان خود را باز کرده و موی خود را پریشان سازند. گیسوی چنگ را چون گیسوی زنان ایرانی به نشانه ی سوگواری ببرید تا باده نوشان در چنین سوگ بزرگی به جای اشک، خون از مژگان خود جاری سازند.
در دنباله ی سرود خود می گوید؛ اکنون که در میخانه را بسته اند خدایا مپسند که درِ خانه ی تزویر و ریا را بگشایند. یعنی بسته شدن درِ میخانه را ریاکاری و کاری ناپسند می داند. او می داند که بسته شدن در میخانه ها، ریاکاری های دیگری را به دنبال خواهد داشت. “خدایا مپسند” یک آرزوست چون او می داند که خدا در این کارها دخالتی ندارد. بسته شدن یا باز شدن میخانه با هیچ خدایی کاری ندارد. حافظ می گوید در میخانه ها را بستند و در خانه ی تزویر و ریا را گشودند و این کار از نگاه او ناپسند است. از گفته های حافظ چنین بر می آید که خدای مغبچگان و ایرانیان با خدای مسلمانان که شراب را ناپسند و حرام می داند یکی نیست. حافظ به خودش می گوید که فردا یعنی بزودی از زیر این خرقه ای که داری به دروغ زنار بیرون خواهند آورد.[ زنار کمربند یا شالی است که ایرانیان زرتشتی به دور کمر خود می بستند و هنوز هم می بندند.] یعنی به زودی تو را به بهانه های دروغ به نامسلمان بودن متهم خواهند ساخت و خواهند گفت که حافظ در زیر خرقه خود زنار می بسته است.
منوچهر تقوی بیات

حسین، ۱ نوشته:

آقای تقوی بیات
باز هم انحراف
چرا سعی در انحراف افکار دارید

حسین، ۱ نوشته:

آقای بیات
آنچه زردشتیان به کمر می بندند کشتی یا کستی ست
از لغتنامه:
زنار ریسمانی است به ستبری انگشت از ابریشم که آن را بر کمر بندند و این غیر از کستی است. زنار کمربندی بود که ذمیان نصرانی در مشرق زمین به امر مسلمانان مجبور بوده‌اند داشته‌باشند تا بدین وسیله از مسلمانان ممتاز گردند، چنانکه یهودیان مجبور بوده‌اند عسلی (وصله ٔ عسلی رنگ ) بر روی لباس خود بدوزند. در زبان عربی بطور عمومی به هر رشته‌ای زنار گفته می‌شود.

حسین، ۱ نوشته:

آقای بیات
لطفاً مرجع یافته های خود را بنویسید تا گنجوریان بدانند آن
چه می نویسید از منبع معتبری ست یا نظر شخصی ست

ناصر نوشته:

رندان صبوحی زدگان؟؟؟؟؟
نمی دانم این جمله را چگونه معنا کنم
رندان صبوحی زده ، درست می نماید ، ولی حافظ چنین آورده

یغما نوشته:

حافظ عزیز از غزل زیر از عراقی استقبال کرده:
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟
https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh202/
استاد شجریان غزل عراقی را در آلبوم همایون‌مثنوی اجرا کرده اند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام