گنجور

 
عطار نیشابوری
 

شمارهٔ ۱: لعلت که خجل کرد گل رعنا را

شمارهٔ ۲: چون دیده به روی تو نظر بگشاید

شمارهٔ ۳: جانم که به لب از لب لعل تو رسید

شمارهٔ ۴: زلفِ تو سرِ درازدستی دارد

شمارهٔ ۵: ای کرده پسند از دو جهان چاره منت

شمارهٔ ۶: بنگر که دلم چه گونه مظلوم نمود

شمارهٔ ۷: لعل تو براتِ کامرانی دهدم

شمارهٔ ۸: چون توبهٔ تو گناه خواهد افتاد

شمارهٔ ۹: زانگه که مرا سوی تو آهنگ افتاد

شمارهٔ ۱۰: فرسودنِ لعلِ آبدارت بر من

شمارهٔ ۱۱: ای جانِ همه جهان زکوةِ لبِ تو

شمارهٔ ۱۲: دل نیست کز آن ماه برنجد هرگز

شمارهٔ ۱۳: ای ماه به چهره یا گلی یا سمنی

شمارهٔ ۱۴: از وعدهٔ کژ دل به غمت میافتد

شمارهٔ ۱۵: آنجا که سر زلف تو جانها ببرد

شمارهٔ ۱۶: آن خندهٔ خوش اگرچه پیوسته بهَست

شمارهٔ ۱۷: آن دل که ز دست من کنون خواهی برد

شمارهٔ ۱۸: بر شاخِ دل شکسته یک برگم نیست

شمارهٔ ۱۹: چون گشت لبت به یک شکر ارزانی

شمارهٔ ۲۰: زهرم آید شکرستان بی لبِ تو

شمارهٔ ۲۱: چشمت که سبق به دلربائی او راست

شمارهٔ ۲۲: کس مثل تو در جهانِ جان ماه نیافت

شمارهٔ ۲۳: من بی سر و سامانِ تو میخواهم زیست

شمارهٔ ۲۴: چون گِرد مه از مشک سیه مور آورد

شمارهٔ ۲۵: زان پسته که شیرینی جان میخیزد

شمارهٔ ۲۶: در عشق دلم هیچ نمیسنجد از او

شمارهٔ ۲۷: گفتم:‌«شکری از دهنت، درگذری

شمارهٔ ۲۸: دل، مست بتی عهدشکن دارم من

شمارهٔ ۲۹: گفتم که «چنان شیفتهٔ آن دهنم

شمارهٔ ۳۰: گفتم: «شکریم ده مسلمانی نیست»

شمارهٔ ۳۱: گفتم که «هزار رونق افزون گیری

شمارهٔ ۳۲: گفتم:‌«بردی از لب و دندان جانم

شمارهٔ ۳۳: می‌آمد و بر زلف شکن می‌انداخت

شمارهٔ ۳۴: ترکم همه کارم به خلل خواهد کرد

شمارهٔ ۳۵: عشقش ز وجودم عدمی میسازد