گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳

 

بشگفت گل در بوستان آن غنچهٔ خندان کجا؟شد وقت عیش دوستان آن لاله و ریحان کجا؟
هر بار کو در خنده شد چون من هزارش بنده شدصد مرده زان لب زنده شد درد مرا درمان کجا؟
گویند ترک غم بگو تدبیر سامانی بجودرمانده را تدبیر کو دیوانه را سامان کجا؟
از بخت روزی باطرب خضر آب خورد و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۸

 

برقع برافگن ای پری حسن بلاانگیز راتا کلک صورت بشکند این عقل رنگ آمیز را
شب خوش نخفتم هیچ‌گه زاندم که بهر خون منشد آشنایی با صبا آن زلف عنبر بیز را
دانم قیاس بخت خود کم رانم از زلفت سخنلیکن تمنا می‌کنم فتراک صید آویز را
بگذشت کار از زیستن خیز ای طبیب خیره کشبیمار و مسکین […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۰

 

ای باد برقع برفگن آن روی آتش‌ناک راوی دیده گر صفرا کنم آبی بزن این خاک را
ریزی تو خون برآستان من شویم از اشک روانکه آلوده دیده چون توان آن آستان پاک را
زان غمزه عزم کین مکن تاراج عقل و دین مکنتاراج دین تلقین مکن آن هندوی بی باک را
تا شمع حسن افروختی پروانه وارم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۰

 

جانا به پرسش یاد کن رو زی من گم بوده راآخر پرحمت باز کن آن چشم خواب آلوده را
نا خوانده سویت آمدم ناگفته رفتی از برمیعنی سیاست این بود فرمان نافرموده را


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۷۶

 

ای ابر گه گاهی بگو آن چشمهٔ خورشید رادر قعر دریا خشک شد از تشنگی نیلوفرت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۹۵

 

چون خاک گردم درره وصلت همین بس باشدمکه آیی و از تو سایه‌ای بالای قبر من فتد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۴۰

 

بر پنج روز نیکویی چندین مناز و بد مکنتا چشم را بر هم‌زنی بینی که پایان در رسد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۶۹

 

شمشیر کین باز آن صنم برقصه دلها می کشدجان هم کشد یار غمش دل خود نه تنها می‌کشد
خطی که از دود دلم برگرد آن لب سبز شدما را از آن سبزی همه خاطر به صحرا می‌کشد
مایل به سرو قد او باشد دل خسته مراعاشق که صاحب همت است میلش به بالا می‌کشد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۷۰

 

می کشد از چشم و خوشتر آنکه می‌گوید که خلقخود همی میرند کسی را چشم من کم می‌کشد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲۳

 

عنبر چسان نسبت کنم با زلف تو کز زلف توبوی دل آید و ین کجا در عنبر سارا بود؟


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲۹

 

آرام جانم میرود، جان را صبوری چون بودآنکس شنا سد حال من ، کاو همچو من در خون بود
رنجم مبادا بر تنی ، چون من مبادا دشمنیمن دانم و همچون منی ، کاندوه دوری چون بود
زلفش که در جانم گزد، چون مار پنهانم گزدماری کزینسانم گزد، کی در خور افسون بود
لیلی و موی مشک بو، […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۵۱

 

یک لحظه‌ای مقصود من بشنو زیان و سود منتا اشک خون آلود من شرح غم هجران دهد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۹۵

 

در چشمهٔ خورشید اگر آبی ندیدستی گهیخیزند چون از خواب خوش روشنتن خوبان نگر


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۳۶

 

دی می‌گذشت و سوی او دلها روان ازهر طرفصد عاشق گم کرده دل سویش دوان از هر طرف
گلگون نازش زیر زین غمزه بلایی در کمینمی‌مرد از ان پیکان کین پیر و جوان از هر طرف
زنجیر دلها موی او دلال سرها خوی اودر چار سوی روی او بازار جان از هر طرف
در کنج غم افتاده من […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۴۶

 

گفتی دو چشم و دو لبم زینها کدام آید خوشتخوردند اگر چه خون من هر چار می آید خوشم
خواهم شبی کز بوی او بی‌خود شوم پهلوی اوگه رونهم برروی او گه دوش بر دوش آیدم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۹۷

 

در چار سوی آرزو کاریست با رویت مرارو سوی من کن یک زمان تا کار خود یکسو کنم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۴۸

 

داریم با زلفت بتا وقت خوش این قصه رامگشای با باد صبااین وقت را برهم مزن


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۵۳

 

ما نا که بگشاید دلم بندی ز گیسو باز کنگم گشتگان عشق را پنهان یکی آواز کن


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۵۵

 

گفتم که نزد من نشین مگذار زارم اینچنینتو نازکی و نازنین تنگ آیی از فریاد من
ای دل دران زلف دو تا می باش تسلیم بلاکاسان نخواهد شد رها ازدام این صیاد من


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۵۷

 

امشب نهانی روی را برآستانش سوده‌امای گریه امروزی مشو این روی خاک آلود من


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۶۶

 

با لای تست این پیش من یا سرو بستانیست اینچشم من است این پیش تو یا ابر نیسانی است این
تو می‌روی وز هر کران خلقی به فریاد و فغانای کافر نامهربان آخر مسلمانی است این
هر سوکه می افتد گذر هر غم کزان نبود بترهر لحظه می‌آید به سر ما را چه پیشانی است این


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۶۸

 

ای ابر نیسانی مزن لاف از درغلتان خودکزبهر ایثار رهش در دیده دارم بیش ازین


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۷۲

 

امروزدر جانم سخن فردای وصلم در دهناو در غم امروز من من در غم فردای او
هرشب روم با چشم تر آن جا که بود آن سیم برگر چه از ونبود اثرباری ببینم جای او


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۷۵ - از غزل های شامل قران السعد ین

 

ای زندگانی بخش من ، لعل شکر گفتار تودر آرزوی مردنم ، از حسرت دیدار تو
معذوری از زلف سیه، پوشی بران روی چو مهسیری ندارد هیچگه، خون دیده از دیدار تو
گیرم ترا زین چشم تر ، دشوار می‌آید نظربیرون کنم دیده زسر ،آسان کنم دشوار تو
زین پس به خوبان ننگرم ، در کوی ایشان نگذرمگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۹۸

 

سروی چنین یا سوسنی یا از گل تر خرمنییعنی تو پهلوی منی یارب تویی این یا نه‌ای؟
تو مست و دلها بردرت گشته روان از هر طرفدر چار بازار بلا نرخ دل ارزان کرده‌ای
ای درد تو مهمان من مهمان دردت جان مندرد تو تنها زان من درمان تو زان همه‌ای


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی