گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)» - صفحهٔ ۱

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳

 

بشگفت گل در بوستان آن غنچهٔ خندان کجا؟

شد وقت عیش دوستان آن لاله و ریحان کجا؟

هر بار کو در خنده شد چون من هزارش بنده شد

صد مرده زان لب زنده شد درد مرا درمان کجا؟

گویند ترک غم بگو تدبیر سامانی بجو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۸

 

برقع برافگن ای پری حسن بلاانگیز را

تا کلک صورت بشکند این عقل رنگ آمیز را

شب خوش نخفتم هیچ‌گه زاندم که بهر خون من

شد آشنایی با صبا آن زلف عنبر بیز را

دانم قیاس بخت خود کم رانم از زلفت سخن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۰

 

ای باد برقع برفگن آن روی آتش‌ناک را

وی دیده گر صفرا کنم آبی بزن این خاک را

ریزی تو خون برآستان من شویم از اشک روان

که آلوده دیده چون توان آن آستان پاک را

زان غمزه عزم کین مکن تاراج عقل و دین مکن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۰

 

جانا به پرسش یاد کن رو زی من گم بوده را

آخر پرحمت باز کن آن چشم خواب آلوده را

نا خوانده سویت آمدم ناگفته رفتی از برم

یعنی سیاست این بود فرمان نافرموده را


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۷۶

 

ای ابر گه گاهی بگو آن چشمهٔ خورشید را

در قعر دریا خشک شد از تشنگی نیلوفرت


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۹۵

 

چون خاک گردم درره وصلت همین بس باشدم

که آیی و از تو سایه‌ای بالای قبر من فتد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۴۰

 

بر پنج روز نیکویی چندین مناز و بد مکن

تا چشم را بر هم‌زنی بینی که پایان در رسد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۶۹

 

شمشیر کین باز آن صنم برقصه دلها می کشد

جان هم کشد یار غمش دل خود نه تنها می‌کشد

خطی که از دود دلم برگرد آن لب سبز شد

ما را از آن سبزی همه خاطر به صحرا می‌کشد

مایل به سرو قد او باشد دل خسته مرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۷۰

 

می کشد از چشم و خوشتر آنکه می‌گوید که خلق

خود همی میرند کسی را چشم من کم می‌کشد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲۳

 

عنبر چسان نسبت کنم با زلف تو کز زلف تو

بوی دل آید و ین کجا در عنبر سارا بود؟


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۲۹

 

آرام جانم میرود، جان را صبوری چون بود

آنکس شنا سد حال من ، کاو همچو من در خون بود

رنجم مبادا بر تنی ، چون من مبادا دشمنی

من دانم و همچون منی ، کاندوه دوری چون بود

زلفش که در جانم گزد، چون مار پنهانم گزد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۵۱

 

یک لحظه‌ای مقصود من بشنو زیان و سود من

تا اشک خون آلود من شرح غم هجران دهد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۹۵

 

در چشمهٔ خورشید اگر آبی ندیدستی گهی

خیزند چون از خواب خوش روشنتن خوبان نگر


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۳۶

 

دی می‌گذشت و سوی او دلها روان ازهر طرف

صد عاشق گم کرده دل سویش دوان از هر طرف

گلگون نازش زیر زین غمزه بلایی در کمین

می‌مرد از ان پیکان کین پیر و جوان از هر طرف

زنجیر دلها موی او دلال سرها خوی او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۴۶

 

گفتی دو چشم و دو لبم زینها کدام آید خوشت

خوردند اگر چه خون من هر چار می آید خوشم

خواهم شبی کز بوی او بی‌خود شوم پهلوی او

گه رونهم برروی او گه دوش بر دوش آیدم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۹۷

 

در چار سوی آرزو کاریست با رویت مرا

رو سوی من کن یک زمان تا کار خود یکسو کنم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۴۸

 

داریم با زلفت بتا وقت خوش این قصه را

مگشای با باد صبااین وقت را برهم مزن


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۵۳

 

ما نا که بگشاید دلم بندی ز گیسو باز کن

گم گشتگان عشق را پنهان یکی آواز کن


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۵۵

 

گفتم که نزد من نشین مگذار زارم اینچنین

تو نازکی و نازنین تنگ آیی از فریاد من

ای دل دران زلف دو تا می باش تسلیم بلا

کاسان نخواهد شد رها ازدام این صیاد من


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۵۷

 

امشب نهانی روی را برآستانش سوده‌ام

ای گریه امروزی مشو این روی خاک آلود من


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]