گنجور

شعرهای امیرخسرو دهلوی با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)» - صفحهٔ ۱

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۸۵

 

نرگس مست تو خواب آلودست

لب لعلت به شراب آلودست

آگه از ناله من کی گردد

چشم مست تو که خواب آلودست

لب تو دردل من بنشسته است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۱۲۳

 

گل ز رخسارهٔ تو بی آبست

مه زنظارهٔ تو بی تابست

مژه‌های کژ دلاویزت

کجهای دکان قصا بست

با خیال تو مردم چشمم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۲۴

 

هست بازار تو در دلها گرم

حسن چندان که توانی بفروش


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۲۵

 

کی بود آنکه نشینم با تو

باده در دست و گل اندر آغوش


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۲۵

 

بی رقیب آی شبی تا پیشت

حال خود گویم و تنها گویم

سر نهم برکف پایت وآنگاه

لیتنی کنت ترا با گویم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۲۶

 

بی رقیب آی شبی با پیشت

حال خود گویم و تنها گویم

سر نهم بر کف یایت و آنگاه

لیتنی کنت ترا با گویم


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۹

 

نرگس مست تو خواب آلوده است

لب لعل تو شراب آلوده است

آگه از ناله من کی گردد

چشم مست تو که خواب آلوده است

خویی کز عارض تو باز شده ست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۰

 

ای که روی تو حیات جان است

دیده جایت شده جای آنست

ماه را از رخ چون خورشیدت

در شب چاردهم نقصانست

سخن اندر لب تو دل ببرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۷

 

با غمت شادی جهان هوس است

شادی من همین غم تو بس است

از دهان تو چون نفس نزنم

مر مرا بیم تنگی نفس است

نیم خال لب توام بکشد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۵

 

مردمی نرگس او می داند

جادویی غمزه او می خواند

زلف او پهلوی خال لب او

گویی از شهد مگس می راند

کار عاشق که چو ما باریک است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۶

 

گل ز روی تو فرو می ریزد

مشک در زلف تو می آویزد

از پی دیدن روی چو گلت

باد صد نقش همی انگیزد

هر که آن خط مسلسل بیند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۷

 

دلم از بخت گهی شاد نبود

جانم از بند غم آزاد نبود

یک دم از عمر گرامی نگذشت

کان همه ضایع و بر باد نبود

گر ببینی دل ویران مرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۸

 

گر سخن زان لب چون نوش شود

پسته را خنده فراموش شود

ور حدیث در دندانت کنم

صدف آنجا همه تن گوش شود

ز آسمان روی تو گر مه بیند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۹۹

 

با تو در سینه نفس را چه گذر

در دلم غیر تو کس را چه گذر

باغ نشکفت و نیامد موسم

در دل خسته هوس را چه گذر

من اسیرم ز گلم باده مده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶۹

 

ای لب چون شکرت چشمه نوش

ای رخ چون قمرت غارت هوش

ورق گل بدریده ست صبا

تا بدید آن خط چون مرزنگوش

هر دم از روی خوی آلوده تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۷۰

 

شاد باش، ای شب فرخنده دوش

که فلان بود مرا در آغوش

نه همی سیر شد از رویش چشم

نه همی پر شدی از قولش گوش

ماجرای دل خون گشته من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۷۱

 

رغم آن دل که نگهدارندش

زیر آن زلف سیه دارندش

مشک بی زلف تو نتواند بود

گر به شمشیر نگهدارندش

بر رخ خوب تو ماند چیزی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸۴

 

از دو زلف تو شکن وام کنم

وز برای دل خود دام کنم

از پی آنکه به رویت نرسد

چشم بد را به سخن رام کنم

تا تو ننمایی رو، گیرم زلف

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸۵

 

خم آن طره دلبند کشم

غم آن لعل شکر خند کشم

زلف تو هر سر مویی نازی ست

آخر این ناز تو تا چند کشم

نیست مانند رخت آیینه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸۶

 

گر سخن زان قد رعنا گویم

بیش از آن است که زیبا گویم

با چنان قد چو کمر بربندی

جای آن است که بر جا گویم

تا تو در سینه درونی دل را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

[۱] [۲]