گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹

 

در ده خبر است این که ز مه ده خبری نیستوین واقعه را همچو فلک پای و سری نیست
عقلم که جهان زیر و زبر کرد به فکرتبی خویش از آن شد که ز خویشش خبری نیست
جان سوخته زان شد که از آنها که برفتندبسیار اثر جست و ز یک تن اثری نیست
دل بر سر ره […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴

 

عشق رخ تو بابت هر مختصری نیستوصل لب تو در خور هر بی خبری نیست
هر چند نگه می‌کنم از روی حقیقتیک لحظه ترا سوی دل ما نظری نیست
تا پای تو از دایرهٔ عهد برون شددر هستی خویشم به سر تو که سری نیست
بر تو بدلی نارم و دیگر نکنم یادهر چند که آرام تو جز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - مدح یوسف‌بن احمد مسعود شاه

 

ای بنده ره شوق ملک بی خطری نیستاز جان قدمی ساز که به زین سفری نیست
تیریست بلا در روش عشق که هرگزجز دیدهٔ درویش مر او را سپری نیست
از خود غذایی ساز پس آنگاه بره پویزیرا که ترا به ز تویی عشوه خری نیست
خود را ز میان خود بردار ازیراککس بر تو درین ره ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۰

 

ای ماه صیام ار چه مرا خود خطری نیستحقا که مرا همچو تو مهمان دگری نیست
از درد تو ای رفته به ناگه ز بر مایک زاویه‌ای نیست که پر خون جگری نیست
آن کیست که از بهر تو یک قطره بباریدکان قطره کنون در صدف دین گهری نیست
ای وای بر آن کز غم وقت سحر تواو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۱

 

در معرکه عشق ز جرأت خبری نیست
غیر از سپر انداختن اینجا سپری نیست
در قافله فرد روان بار ندارم
هر چند به جز سایه مرا همسفری نیست
در پله سنگ است گهر بی نظر پاک
بیزارم ازان شهر که صاحب نظری نیست
خود را بشکن تا شکنی قلب جهان را
این فتح میسر به شکست دگری نیست
چون شیشه بی می، نبود […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳

 

وصل تو نصیب دل صاحب نظری نیستیاقوت لبت قسمت خونین جگری نیست
المنةالله که به عهد رخ و زلفتبر گردن من منت شام و سحری نیست
پیداست ز نالیدن مرغان گلستانکاسوده ز سودای غمش هیچ سری نیست
فریاد که جز اشک شب و آه سحرگاهاندر سفر عشق مرا هم سفری نیست
در راه خطرناک طلب گم شدم آخرزیرا که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۶

 

گر یار مرا با من مسکین نظری نیست
ما را گله از بخت خود است از دگری نیست
اندیشه ز سر نیست که شد در سر کارش
اندیشه از آن است که با ماش سری نیست
دی بر اثر او رمقی داشتم از جان
و امروز چنانم که از هم اثری نیست
گفتنی پی هر نیرگی ای روشنی ای هست
چون است […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۵ - در مدح حضرت امیرالمومنین علیه افضل الصلوه

 

از مهر علی بر دل هر کس اثری نیست
در نزد خدا طاعت او را ثمری نیست
جز حیدر و دریه او نیست پناهی
غیر از علی و آل علی راهبری نیست
همچون اسدالله پی نصرت احمد
در بیشه ایجاد خدا شیر نری نیست
از بهر رهایی ز سهام ستم خصم
جز یاری داماد پیمبر سپری نیست
اندر صرف قلزم امکان ولایت
چون آن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۳

 

از سوز دل مات همانا خبری نیست
کاین ناله شب های مرا خود سحری نیست
هستند تو را عاشق بسیار و لیکن
دل سوخته در عشق تو چون من دگری نیست
از بهر دوای دل پر درد ضعیفم
شیرین تر از آن لب به جهان گلشکری نیست
تا چشم خوش شوخ توام در نظر آمد
از چشم تو مقصود مرا جز نظری […]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی