گنجور

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۰۹ - در طلب شراب

 

ای سروری که چون تو به رادی سحاب نیستچون رای روشن تو بلند آفتاب نیست
مهمان رسیده‌اند تنی چندم این زمانقومی که شان برفتن از اینجا شتاب نیست
داریم کودکی که چو روی و چو موی اوگلبرگ نوشکفته و مشک به تاب نیست
دربند خواب او همه حیران بمانده‌ایماو نیم مست گشته و ما را شراب نیست


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵

 

در خانه تا قرابهٔ ما پر شراب نیستما را قرار و راحت و آرام و خواب نیست
در خلوتی که باده و ساقی و شاهد استحاجت به چنگ و بربط و نای و رباب نیست
خوش کن به باده وقت حریفان که پیش ماعمری که خوش نمیگذرد در حساب نیست
اینک شراب اگر هوست میکند وضودر آفتابه کن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۶

 

بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست
ایمن درین خرابه نشستن صواب نیست
از خفتگان خواب چه پرسی که حال چیست؟
زان خواب خوش که هیچ کسی را جواب نیست
چون هیچ دوست نیست وفادار زیر خاک
معمور خسته ای که چو گور خراب نیست
چون مست را خبر نبود از جفای دهر
بر هوشیار به ز شراب و کباب نیست
طیب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۶

 

کسی را به دور حسن تو پروای خواب نیست
کو دل کزان دو نرگس رعنا خراب نیست
ای محتسب که منع سر اندازیم کنی
بگذر ز ما که مستی ما از شراب نیست
بر جان ما ز غمزه مزن تیر دمبدم
بر بی گناه ظلم پیاپی ثواب نیست
دل خواست بوسه ای ز لبت، بر دهان زدی
در روزگار مثل تو حاضر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی