گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «ه»

 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۹۹

 

آبم ببرد بخت، بس ای خفته بخت بخ

نانم نداد چرخ، زهی سفله چرخ زه

در خواب رفته بختم و بیدار مانده چشم

لا الطرف لی ینام ولاالجد ینتبه

چون ماه چار هفته شد ستم به هفت حال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۳۵ - همچنین مرثیه

 

ای از ازل ز داغ تو آدم گریسته

آدم نه، بلکه جمله عالم گریسته

تا روز حشر دیده حواست اشکبار

در ماتم تو بسکه دمادم گریسته

در کشتی مصیبت تو تا نشسته است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » سایر اشعار » شمارهٔ ۱ - فی توحید الباری عز اسمه

 

سبحان من تحیر فی ذاته سواه

فهم خرد به کنه کمالش نبرده راه

از ما قیاس ساحت قدسش بود چنانک

موری کند مساحت گردون ز قعر چاه

بر وحدتش صحیفه لاریب حجت است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۴

 

فصل بهار شد بگشا چشم انتباه

در خط سبزه و ورق لاله کن نگاه

بین خط سبز سبزه که هر تازه حرف ازان

چون بر کمال صنعت صانع بود گواه

لاله کش از میان الفی برزده ست سر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۱۶

 

طوبی لبقعه خضعت عندها الجباه

خاکش سران دین و دول راست سجده گاه

قدر زمین زدولت پابوس او بلند

پشت فلک زسجده تعظیم او دوتاه

آب لطافتش که ز دریای رحمت است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی