خورشید اوج حسن محمد امین که بود
روشن ز رویش آینهٔ آفتاب و مه
وز کثرت مرور شهور و سنین نداشت
کاهش به ماه طلعتش از هیچ باب ره
ناگه گرفته شد به کسوف اجل جهان
کافاق را ز تیرگیش روز شد سیه
پیر خرد ز مرگ جهان سوز او چو کرد
در ظلمت زمانه ماتم نشین نگه
از سوز دل تهیهٔ تاریخ کرد و گفت
عالم شده به مرگ محمد امین سیه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مرثیه به ستایش و وصف ویژگیهای معنوی و ظاهری محمد امین میپردازد و او را خورشیدی میداند که درخشش و زیباییاش جهان را روشن میکند. با این حال، به ناگاه مرگ او را به شکل کسوفی میبیند که باعث تاریکی و غم در عالم شده است. مرگ او نهتنها برای شخصی، بلکه برای تمام جهان مصیبت و اندوهی بزرگ به همراه دارد و شاعر با دل سوخته به برگزاری مراسم ماتم و یادآوری تاریخ آن واقعه غمانگیز میپردازد.
هوش مصنوعی: محمد امین، یعنی پیامبر اسلام، در اوج زیبایی و شکوه خود مانند خورشید است که چهرهاش به قدری درخشان است که آینهای برای تابش آفتاب و ماه به حساب میآید.
هوش مصنوعی: با گذشت زمان و سالها، زیبایی چهرهٔ او (محمد امین) هیچگاه کم نشده و هرگز از هیچ جهتی دچار نقصان نشده است.
هوش مصنوعی: ناگهان به خاطر مرگ، جهان همچون خورشید محجوب و تاریک شد و همه جا پر از دلتنگی و ناامیدی گردید.
هوش مصنوعی: پیر خرد، که احتمالاً اشاره به یک شخصیت حکیم یا عارف دارد، به دلیل مرگ کسی که به شدت برای او غمانگیز است، در حالی که در تاریکی زمانه حضور دارد، به حالتی ماتمزده نشسته و به تماشا نشسته است.
هوش مصنوعی: پیر خرد از درد دلش تاریخ را نوشت و گفت که عالم به مرگ محمد امین (پیامبر اسلام) سیاهپوش شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با من به شابهار به سر برد چاشتگاه
ماه من آنکه رشک برد زو دوهفته ماه
گفت: این فراخ پهنا دشت گشاده چیست
گفتم: که عرضه گه شه بیعدد سپاه
گفتا: چه خوانم این شه آزاده را بنام ؟
[...]
گر شوم بودتی بغلامی بنزد خویش
با ریش شوم تر ببر ما هر آینه
بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به
زلفین تو ببوی ز مشک سیاه به
تو چون بنفشه ای و دگر نیکوان چو کاه
دانی هر آینه که بنفشه ز کاه به
گر من دل کسی بنوازم مشو ز جای
[...]
دهقان بی ده است و شتربان بی شتر
پالان بی خر است و کلیدان بی تزه
انصاف من بده که همی خواهم از تو داد
زیرا که بر سخن توئی امروز پادشاه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.