فصل بهار شد بگشا چشم انتباه
در خط سبزه و ورق لاله کن نگاه
بین خط سبز سبزه که هر تازه حرف ازان
چون بر کمال صنعت صانع بود گواه
لاله کش از میان الفی برزده ست سر
دارد برای نفی سوی شکل لا اله
خواهی که سر حشر شود منکشف تورا
عریان ز گل برآمده بین شاخ هر گیاه
درحال بی قراری عالم اگر تو را
هست اشتباه برلب جو کن قرارگاه
در آب جو تشابه امثال را ببین
زانجا قیاس گیر بقای جمال و جاه
جامی چو نیست نعت بقا جز خدای را
زین پس بجز فنای خود اندر خدا مخواه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این فصل از بهار، به زیبایی طبیعت و شکوفایی گلها اشاره شده است. شاعر به ما میگوید که باید با دقت به سبزه و لاله نگاه کنیم؛ زیرا اینها نشاندهنده نعمتهای خداوند و هنر او هستند. همچنین، او به ما یادآوری میکند که زیبایی و جاودانگی تنها در ذات خداوند نهفته است و باید از دنیا و زیباییهای آن به خداوند نزدیک شویم و به فنا و ناپایداری دنیا واقف باشیم. با این حال، در میان بیقراریهای جهان، آرامش را در جو به دنبال باید بود و از تشابهات موجود در طبیعت برای درک حقیقت و جاودانگی استفاده کرد.
هوش مصنوعی: فصل بهار فرارسیده است؛ چشمانت را باز کن و به زیباییهای طبیعت در سبزهها و گلهای لاله نگاه کن.
هوش مصنوعی: در بین خط سبز چمن، هر تازهای گویای زیبایی و کمال هنری است که به دست خالق آن ایجاد شده است.
هوش مصنوعی: یک گل لاله از میان خطهایی که شبیه حرف الف هستند، قد بلند کرده است و نشانهای برای نفی وجود دارد که به شکل عبارت "لا اله" اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی حقیقت و واقعیت روز قیامت برایت روشن شود، باید نگاه کنی که چطور گلها از خاک بیرون میآیند و چگونه هر گیاه سر بر میآورد.
هوش مصنوعی: در زمانی که دنیا پر از بیقراری است، اگر تو اشتباهی کردی، به آرامش و سکون در دل جو فکر کن.
هوش مصنوعی: در آب جوی، شباهتها و نمونهها را مشاهده کن و از آنجا برای ماندگاری زیبایی و مقام عبرت بگیر.
هوش مصنوعی: وقتی که جامی (شراب) نیست و باقی نمیماند جز خدا، پس از این به جز فنا و نابودی خود در خدا چیزی نخواه.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با من به شابهار به سر برد چاشتگاه
ماه من آنکه رشک برد زود و هفته ماه
گفت: این فراخ پهنا دشت گشاده چیست
گفتم: که عرضه گه شه بیعدد سپاه
گفتا: چه خوانم این شه آزاده را بنام ؟
[...]
گر شوم بودتی بغلامی بنزد خویش
با ریش شوم تر ببر ما هر آینه
بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به
زلفین تو ببوی ز مشک سیاه به
تو چون بنفشه ای و دگر نیکوان چو کاه
دانی هر آینه که بنفشه ز کاه به
گر من دل کسی بنوازم مشو ز جای
[...]
دهقان بی ده است و شتربان بی شتر
پالان بی خر است و کلیدان بی تزه
انصاف من بده که همی خواهم از تو داد
زیرا که بر سخن توئی امروز پادشاه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.