گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۶

 

آمده‌ای بی‌گه خامش مشینیک قدح مردفکن برگزین
آب روان داد ز چشمه حیاتتا بدمد سبزه ز آب و ز طین
آن می گلگون سوی گلشن کشانتا بگزد لاله رخ یاسمین
راح نما روح مرا تا که روحخندد و گوید سخنی خندمین
درکشد اندیشه گری دست خودچونک برافشاند یار آستین
گردن غم را بزند تیغ میکاین بکشد کان حلاوت ز کین
بام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰

 

بس که شنیدی صفت روم و چینخیز و بیا ملک سنایی ببین
تا همه دل بینی بی حرص و بخلتا همه جان بینی بی کبر و کین
زر نه و کان ملکی زیر دستجونه و اسب فلکی زیر زین
پای نه و چرخ به زیر قدمدست نه و ملک به زیر نگین
رخت کیانی نه و او روح وارتخت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱

 

چند کنی جای چنین به گزین؟چون نروی سوی سرائی جز این؟
چند نشینی تو؟ که رفتند پاکهمره و یارانت، هلا برنشین
چند کنی صحبت دنیا طلب؟صحبت یاری به ازین کن گزین
مهر چنین خیره چه داری برانکبر تو همی دارد همواره کین؟
بچهٔ خاکی و نبیرهٔ فلکمادر زیرین و پدرت از برین
چونکه زمینی نشود بر فلکچند بود آن فلکی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۵ - شیراز

 

شد پارس یکی حلقهٔ گزین
شیراز بر آن حلقه چون نگین
بر حلقهٔ انگشترین پارس
شیراز بود گوهری ثمین
از سبزهٔ شاداب و سرخ گل
گه یاقوتین‌، گه زمردین
هرگز به یک انگشتری که دید
یاقوت و زمرد به هم قرین
از چین و شکنج گلشن به باغ
چون برگذرد باد فرودین
صد چین و شکنج افکند نسیم
از رشک‌، برابر وی مشک چین
زی بقعت کوهی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۶۵

 

روی زمین را تویی آب حیاتتشنه ز تو هر که به روی زمین
زلف که شد طوق گلوی تو کردسلسله در گردن ما معین


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۰۲

 

روی ترش کرده به یاران مبین
سرکه فروشی مکن، ای انگبین
چاه مزن زیر لب چون سمن
رخنه مکن در شکم یاسمین
روی زمین را تویی آب حیات
تشنه ز تو هر که به روی زمین
زلف که شد طوق گلوی تو، کرد
سلسله در گردن ماء معین
بی گنهی چشم ز ما برمگیر
بی سببی چهره ز ما در مچین
لیک از آن چشم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۱

 

گر خبری داری از آن و از این
چشم گشا بوالعجبی را ببین
نیم تنی ملک جهان را گرفت
گشت فقیری شه روی زمین
پای نه و چرخ به زیر قدم
دست نه و ملک به زیر نگین
ملک خدا می‌دهد اینجا که راست
زهره که گوید که چنان یا چنین


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » قطعات » قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۹

 

نیم تنی ملک سلیمان گرفت
چشم گشا قدرت یزدان ببین
پای نه و چرخ به زیر رکاب
دست نه و ملک به زیر نگین
ملک خدا می دهد اینجا که راست
زهره که گوید که چنان یا چنین


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی