در کمر سنگ میان دو کوه
آب گهر صفوة و دریا شکوه
ساخته سلطان سکندر صفات
در سد کوه ، آیینه ز آب حیات
شهر گر از وی نبود آب کش
کس نخورد، در همه شهر ، آب خوش
در نخورد آب وی اندر زمین
کی به زمین در خورد آبی چنین
نیم فلک هست به زیر زمین
چون تهش نیست زمین آن ببین
حوض نه گویم که حبابی ز نور
نور ، کزو دیدهٔ بد باد دور !
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف زیباییهای یک شهر و آبوهوای آن میپردازد. در کمر سنگی میان دو کوه، آبی زلال و درخشنده وجود دارد که یادآور شکوه دریا است. این آب توسط سلطان سکندر ساخته شده و در سدی از کوهها به شکل آیینهای است که به زندگی اشاره میکند. شهر بدون این آب نمیتواند زندگی کند و در کل پروسه طبیعی، آب نقش اساسی دارد. در نهایت، آب به عنوان یک منبع نور و حیات توصیف میشود که به دور از چشمان دیگران به طریقی جادویی عمل میکند.
هوش مصنوعی: در میانهی دو کوه، در دل سنگ، آبی زلال و باارزش بهگونهای است که هم چون دریا عظیم و با شکوه به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: سکندر، با ویژگیهای برجستهاش، بنایی در دل کوهها ساخته است که همچون آینهای از آب زندگی میدرخشد.
هوش مصنوعی: اگر در شهری آب خوشی نباشد و کسی از آن آب ننوشد، هیچ کس در آن شهر زندگی نمیکند.
هوش مصنوعی: اگر آب به او نرسد و در زمین بماند، چگونه ممکن است که چنین آبی به زمین برسد؟
هوش مصنوعی: نیمکرهی آسمان زیر زمین وجود دارد، اما چون ته زمین وجود ندارد، وضعیت آن را مشاهده کن.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به حوضی است که پر از نور است و ایجاد حبابهایی میکند. هرکسی که نگاهی بد به آن بیندازد، از آن دور میشود. به نوعی، این متن به پاکی و زیبایی اشاره دارد که از نظر درخشان و نورانی برخوردار است و دنیا را از نگاه های ناپسند دور میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.