گنجور

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » به ضرب تیشه بشکن بیستون را

 

به ضرب تیشه بشکن بیستون را

که فرصت اندک و گردون دو رنگ است

حکیمان را درین اندیشه بگذار

شرر از تیشه خیزد یا ز سنگ است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بدست من همان دیرینه چنگ است

 

بدست من همان دیرینه چنگ است

درونش ناله های رنگ رنگ است

ولی بنوازمش با ناخن شیر

که او را تار از رگهای سنگ است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » دل بیباک را ضرغام رنگ است

 

دل بیباک را ضرغام رنگ است

دل ترسنده را آهو پلنگ است

اگر بیمی نداری بحر صحراست

اگر ترسی بهر موجش نهنگ است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » عجم بحریست ناپیدا کناری

 

عجم بحریست ناپیدا کناری

که در وی گوهر الماس رنگ است

ولیکن من نرانم کشتی خویش

به دریائی که موجش بی نهنگ است


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱

 

نه منزل بی‌نشان، نی جاده تنگ است

به ‌راهت پای‌ خواب ‌آلوده سنگ است

به صد گلشن دواندی ریشهٔ وهم

نفهمیدی‌گل مقصد چه رنگ است

به حسن خلق خوبان دلشکارند

کمان شاخ‌گل نکهت خدنگ است

طرب‌کن ای حباب از ساز غف‌لت

که ‌گر واشد مژه ‌کام نهنگ است

جهان جنس بد و نیکی ندارد

تویی‌سرمایه هرجا صلح وجنگ است

در این گلشن سراغ سایهٔ گل

همان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۶

 

زبان بربسته ای با ما که جنگ است
نمی دانم دگر بار این چه ننگ است
دل صاحب دلان خون کردی آخر
چه دل داری کدامین دل چه سنگ است
سگ آهوی وصلت می توان بود
ولی خوی رقیب بد پلنگ است
شگفت است اینکه تو هرلحظه ما را
به دم در می کشی و او چون نهنگ است
دلم در عالمی با […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری