گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸۴

 

شنودم من که چاکر را ستودی

کی باشم من تو لطف خود نمودی

تو کان لعل و جان کهربایی

به رحمت برگ کاهی را ربودی

یکی آهن بدم بی‌قدر و قیمت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱۰

 

اتاک الصوم فی حلل السعود

فدم واسلم علی رغم الحسود

وصم وافطر و عید فی نعیم

لک العمر المؤبد بالخلود

فلا زالت تزف لک التهانی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۲۵

 

مو را نه فکر سودایی نه سودی

نه در دل فکر بهبودی نه بودی

نخواهم جو کنار و چشمه سارون

که هر چشمم هزارون زنده رودی


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۶

 

حبیبی انت ذو من وجودی

فلا تبخل علینا بالرفودی

؟؟ ما را وعدهای وصل دادی

فئی یا مونسی تلک الوعودی

شب یلدای هجران کشت ما را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » چه خوش زد ترک ملاحی سرودی

 

چه خوش زد ترک ملاحی سرودی

رخ او احمری چشمش کبودی

به دریا گر گره افتد به کارم

بجز طوفان نمیخواهم گشودی


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » به ما ای لاله خود را وانمودی

 

به ما ای لاله خود را وانمودی

نقاب از چهره زیبا گشودی

ترا چون بر دمیدی لاله گفتند

به شاخ اندر چسان بودی چه بودی


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » نه نیروی خودی را زمودی

 

نه نیروی خودی رازمودی

نه بند از دست و پای خود گشودی

خرد زنجیر بودیدمی را

اگر در سینهٔ او دل نبودی


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » خودی را از وجود حق وجودی

 

خودی را از وجود حق وجودی

خودی را از نمود حق نمودی

نمی دانم که این تابنده گوهر

کجا بودی اگر دریا نبودی


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۳

 

توئی جانا که عین هر وجودی

به خوبی دل ز خود هم خود ربودی

نبود این بود و بودی عین وحدت

نمودی کثرت از وحدت که بودی

جان صورت و معنی عیان شد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۳۹۹

 

بتا! گر زنده بودی فتنه بودی

وگر جان داشتی دل می ربودی

به ایمان و قرار و صبر فایز

به لبخندی تمسخر می نمودی


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز