گنجور

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۴

 

چون گسی کردمت بدستک خویشگنه خویش بر تو افگندم
خانه از روی تو تهی کردمدیده از خون دل بیاگندم
عجب آید مرا ز کردهٔ خویشکز در گریه‌ام، همی خندم


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۷۶

 

دل ز مهر تو در که پیوندم؟
دل ز مهرت کجا کند بندم؟
بس که دل می دری و می دوزی
یک دل است و هزار پیوندم
پیش ازینم دلی و دردی بود
دل شد، اکنون به درد خرسندم
به یکی دل غم تو نتوان خورد
بو که زلفت دهد دلی چندم
روی من زعفران شد و زین روی
خیره بر روی خود همی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

باباافضل کاشانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴

 

بگسلم از تو، با که پیوندم؟
از تو گر بگسلم به خود خندم
بخت بیدار یاور من شد
ناگهان زی در تو افکندم
بندها بود بر من، اکنون شد
دیدن تو کلید هر بندم
کان اگر کَندَمی نیافتمی
زان تو را یافتم که جان کندم
کی خبر داشتم ز خود بی تو
که چی‌ام، یا چه گونه، یا چندم
اگه اکنون شدم ز خود که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

باباافضل کاشانی