گنجور

 
۱
۲
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۱

 

همی اژدها دام اهرن کند

بکوشد کزان بدنشان تن کند

۱ بیت
فردوسی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۵ - در مدح امیر ابوالحسن علی لشکری

 

تا همی فرمان داور خاک را ساکن کند

تا همی تقدیر یزدان چرخ را گردان کند

۱ بیت
قطران تبریزی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۱۷ - درخواست روشنایی کند

 

گنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگ

هر شبی تا روز وصف بی نوایی من کند

روزگار بی‌نوایی وصل را هجران دهد

اتفاق تنگ دستی دوست را دشمن کند

صعب و تاریکست دوراز وصل تو شبهای من

[...]

۵ بیت
انوری
 

عطار » پندنامه » بخش ۵۵ - در بیان تعظیم مهمان

 

بندهٔ کو خدمت مهمان کند

خویش را شایستهٔ رحمن کند

۱ بیت
عطار
 

نسیمی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۶

 

تشبیه رویت آن که به گل یاسمن کند

چشم از رخت بگو به گل و یاسمن کند

باد از وصال قد تو محروم و بی نصیب

آن دل که میل طوبی و سرو چمن کند

باشد قبول، طاعت بی نفع بت پرست

[...]

۱۱ بیت
نسیمی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۸

 

هر شبی آهم حریم سدره را روشن کند

شاخ طوبی را درخت وادی ایمن کند

شد پریشان کار من از فکر آن نامهربان

مهربانی کو که اکنون فکر کار من کند

شد تنش ز آسیب تار و پود پیراهن فگار

[...]

۷ بیت
جامی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۱

 

کیست کو خاک ز بیداد تو بر سر نکند

مگر آنکسکه سر از جیب عدم برنکند

عشق باران بلایسیت که در روی زمین

هیچ جا نیست که از خون جگر تر نکند

کعبه جان مرا عشق تو آتشکده ساخت

[...]

۷ بیت
اهلی شیرازی
 

میلی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۰

 

کو بخت آنکه یار شکایت ز من کند

چندان‌که مدعی نتواند سخن کند

گردد هزار تازه گرفتار، ناامید

گر شکوه‌ای دلم ز تو پیمان‌شکن کند

گر بیم سرگرانی او نیست غیر را

[...]

۶ بیت
میلی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۳

 

کی زلیخا را منور بوی پیراهن کند؟

شمع هیهات است پای خویش را روشن کند

سوختم ز افسردگیها، آتشین رویی کجاست؟

کز نگاه گرم شمع کشته را روشن کند

چشم بینا شهپر پرواز باشد روح را

[...]

۷ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷۷

 

مشکل دل رمیده هوای وطن کند

شبنم چنان نرفت که یاد چمن کند

آنها که دید یوسف از اخوان سنگدل

خونش به گردن است که یاد وطن کند

دل می کند به سینه ما بیدلان رجوع

[...]

۸ بیت
صائب تبریزی
 

فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۹

 

چه خوش آنکه ناوک غمزة تو به سینه میل وطن کند

دل خسته را ز شکفتگی تر و تازه‌تر ز چمن کند

دل غنچه خون شود از حسد سحری که از ره امتحان

به چمن نسیم سحر گهی صفت تو غنچه دهن کند

چه گره که از دل پر گره بگشاید و فتدت به زلف

[...]

۷ بیت
فیاض لاهیجی
 

آذر بیگدلی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱ - قصیده در مدح پادشاه و ذم حاج آقا محمد

 

ای که چون از داد تیغت خون کند

خون زیرغو در دل ارغون کند

ای خداوندی کز اختر هر چه سعد

خدمت آن طالع میمون کند

تا تو، نه کس نام اسکندر برد

[...]

۶۲ بیت
آذر بیگدلی
 

ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۴۹ - در بیان اینکه پیغمبر از پدر مهربانتر است

 

او چراغ از بهر تو روشن کند

این تورا خورشید نورافکن کند

۱ بیت
ملا احمد نراقی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۶