گنجور

 
صغیر اصفهانی
 

شمارهٔ ۱ - قطعه: شنیدم پشه‌ئی بر پشت پیلی - نشست و خواست برخیزد دگر بار

شمارهٔ ۲ - قطعه در تعریف شاعر نامی شیرین‌سخن صائب: در خواب گشت صائب ظاهر بچشم جانم - با طلعتی که وصفش گفتن نمیتوانم

شمارهٔ ۳ - قطعه: غنی را بین که از مال فقیران - چسان پر میکند گنج زرخویش

شمارهٔ ۴ - قطعه در تعریف و توصیف بزرگان عرفان و ادب: هست عرفان و ادب ملکی که در آنمولوی - بر فراز تخت عزت پادشاهی میکند

شمارهٔ ۵ - قطعه: شنیده‌ام که شبانی بگوسفندان گفت - که از حراست من بر شما چه منتهاست

شمارهٔ ۷ - قطعه: چند گوئی کنم انفاق اگر یابم مال - ای سخی طبع که دستت تهی از مال بود

شمارهٔ ۸ - قطعه: هرجا که بپاست طرفه کاخی مردم - پرسند ز یکدگر که این منزل کیست

شمارهٔ ۹ - قطعه: توان بچار صفت بود مفتخر کان چار - چو کیمیا و چو عنقا بود ز کیمیابی

شمارهٔ ۱۰ - قطعه: ز تبدیل خزانی و بهاری - فزاید عاقلان را هوشیاری

شمارهٔ ۱۱ - قطعه: شنیدم که هارون به بهلول گفت - ز دنیا گذشتی و این نادر است

شمارهٔ ۱۲ - قطعه: چو باید عاقبت رفتن ز دنیا - به دنیا دل نبندد مرد دانا

شمارهٔ ۱۳ - قطعه: اگر دانائی اندر کار باشد - کمال مرد در نطق و بیانست

شمارهٔ ۱۴ - قطعه: راستی آنچه تصور رود از بهر بشر - هیچ ز اخلاق نکو نیست بعالم بهتر

شمارهٔ ۱۵ - قطعه ذیل بجهه تمثال مبارک حضرت قطب العارفین: بیا تمثال قطب عارفان بین - ز چشم سرمبین از چشم جان بین

شمارهٔ ۱۶ - قطعه: جناب خواجه محیت حقش بیامرزد - ببین چه گوهر ذیقیمتی ز دنیا رفت

شمارهٔ ۱۷ - قطعه: هرچه در عالم خرابی رخ دهد - چون به بینی از نفاق است از نفاق

شمارهٔ ۱۸ - قطعه: پرورد بهر خدمت خلق آنکه خویش را - حاصل رضای حضرت پروردگار کرد

شمارهٔ ۲۰ - قطعه: دهان بسته قفس و اندر آن سخن مرغیست - که پرگشوده و دارد همی سر پرواز

شمارهٔ ۲۲ - قطعه: اگر نه نفس محیلت مطیع فرمانست - چه سود از اینکه جهانی بود بفرمانت

شمارهٔ ۲۳ - قطعه: شنیدم که از مال داری لئیم - یکی بی‌نوا خواست چندین درم

شمارهٔ ۲۴ - قطعه: جبرئیل‌ آمد بامر حضرت پروردگار - ذوالفقار آورد بهر حیدر دلدل سوار

شمارهٔ ۲۵ - قطعه: یک بنده تمام عمر خود را - ره با قدم غنای پوید

شمارهٔ ۲۶ - قطعه: این قدر ای توانگر مفشارنای مسکین - میترس از آنکه زین نای ناگه نوا برآید

شمارهٔ ۲۷ - قطعه: بر این سرا چه فانی مبند دل زنهار - که پل برای عبور است نی برای قرار

شمارهٔ ۲۸ - قطعه: مبر رشک بر آنکه او را ملک - پی‌امتحان کرد روزی بلند

شمارهٔ ۲۹ - قطعه: این شنیدی که نکته پردازی - پی تحقیق با ظریفی گفت

شمارهٔ ۳۰ - قطعه: بود قرآن کتابی پای تا سر - کلام ایزد علام ذوالمن

شمارهٔ ۳۱ - قطعه: دریغ کان هنر اوستاد ما شیدا - که در فضائل او عقل مات و حیرانست

شمارهٔ ۳۲ - قطعه: یکی را گه و بی گه اندر سرای - بسرقت همی رفت مال و منال

شمارهٔ ۳۳ - قطعه: اگر بکار تو افتد گره ز بازی چرخ - غمین مشو که گشایش ز بعد بستگی است

شمارهٔ ۳۴ - قطعه: حرمت دهقان بود لازم اگرچه بنده را - آنکه جانش میدهد البته نانش می‌دهد

شمارهٔ ۳۵ - قطعه: گهی بفقر شوی‌امتحان گهی به غنا - در این دو مرحله بیم زوال ایمانست

شمارهٔ ۳۶ - قطعه: به هر چیز مهرت فزونتر بود - همان را پرستش کنی هرچه هست

شمارهٔ ۳۷ - قطعه: آنکوست به شط چو بط شناور - وانکس که بدست و پای غرق است

شمارهٔ ۳۸ - قطعه: عمارتی که بنا کرد خواجه همچو بهشت - ز کف بهشت و مکان در دل مغاک گرفت

شمارهٔ ۳۹ - قطعه: همیشه رسم جهانست اینکه نعمت را - قدر دهد بتو آنکه قضاش برباید

شمارهٔ ۴۰ - قطعه: هست ثابت که اهل عرفان نیست - هرکه ثابت به عهد و پیمان نیست

شمارهٔ ۴۱ - قطعه: ای همه باد و خاک و آتش و آب - چه عجب‌گر تو را تعب باشد

شمارهٔ ۴۲ - قطعه: خون که افسرد چه نفعش ز عناب رسد - تشنه چو نمرد چه حاصل که بدو آبرسد

شمارهٔ ۴۳ - قطعه: گر ندانی چیست تمثال حرام اندوختن - بایدت از شغل شماعی مثال‌ آموختن

شمارهٔ ۴۴ - قطعه: گنج منست نیروی من بهر کسب و کار - بر گنج پادشاه دهد مایه گنج من

شمارهٔ ۴۵ - قطعه: هزار شکر که هرچند خامه فرسودم - دهان به مدح و به ذم کسی نیالودم

شمارهٔ ۴۶ - قطعه: مرا صغیر تخلص بجا بود که سه چیز - مراد دارم و هستم از این تخلص شاد

شمارهٔ ۴۷ - قطعه: پرسید سائلی ز من آن آب خشگ چیست - کز چشمه کشت جاری و آن چشمه تر نکرد