شنیدهام که شبانی به گوسفندان گفت
که از حراست من بر شما چه منتهاست
جواب داد یک از جمله گوسفندانش
که راست گویی و منت نهادن تو به جاست
ولی ز جادهٔ انصاف پا برون مگذار
ببین ریاست خود را همین حراست ماست
و گر نه با عدم ما وجود حضرت تو
امیر بر چه گروه و ریاستش به کجاست
تو با زمانی و یک چوبدست و یک کفنک
همان حکایت بهلول و آن عصا و رداست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شبانی از گوسفندانش دربارهٔ حراست و حفاظت خود سوال میکند و یکی از گوسفندان پاسخ میدهد که راستگویی و محبت او جای تقدیر دارد. اما او به شبان هشدار میدهد که نباید از مسیر انصاف خارج شود، زیرا خود او به واسطهٔ این گوسفندان مقام و جایگاه دارد. در واقع، بدون وجود آنها، سلطنت و ریاست او meaningless خواهد بود. این شعر به نکتهای مهم اشاره دارد که ارزش هر فردی به میزان ارتباط و وابستگیاش به دیگران است. همچنین اشاره به داستان بهلول و چوبدستیاش دارد که نشاندهندهٔ توهمات قدرت و مقام است.
هوش مصنوعی: شنیدهام که چوپانی به گوسفندها گفت که من از شما چه انتظاری دارم و شما چه فایدهای برای من دارید.
هوش مصنوعی: یکی از گوسفندانش پاسخ داد که راست گفتی و تحسین تو چیزی است که شایستهاش هستی.
هوش مصنوعی: اما از مسیر انصاف خارج نشو، زیرا حفظ و نگهداری مقام و جایگاه تو به همین رعایت انصاف بستگی دارد.
هوش مصنوعی: اگر وجود ما نباشد، وجود شما که امیر هستید، چه ارزشی خواهد داشت و رهبریتان به کجا خواهد رفت؟
هوش مصنوعی: تو در زمان خودت با یک چوب و یک لایه پارچه مشابه داستان بهلول و آن عصا و ردا هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز راستی و بلندی که مر ترا بالاست
به وصفت اندر، معنی بلند گردد و راست
اگر بزرگی و جاه و جلال در درم است
ز کردگار بر آن مرد کم درم ستم است
نداد داد مرا چون نداد گربه مرا
تو را از اسپ و خر و گاو و گوسفند رمه است
یکی به تیم سپنجی همی نیابد جای
[...]
در قناعت و توفیق دین و مذهب راست
بروزگار تو ، ای فخر کاینات ، کراست؟
برون ز راه تو هر راه کاندر آفاقست
غریق بیم و امید و اسیر روی و ریاست
فزایش سخن و نکتۀ بدیع تو را
[...]
سرشگ ابر بکردار لؤلؤ لالاست
نسیم باد بکردار عنبر ساراست
سپاه برف رمید و سپاه لاله رسید
خروش زاغ نشست و خروش فاخته خاست
بهر کجا نگری پیش چشم تو گهر است
[...]
بنظم و نثر کسی را گر افتخار سزاست
مرا سزاست که امروز نظم و نثر مراست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.