شنیدم پشهای بر پشت پیلی
نشست و خواست برخیزد دگر بار
بگفت ای پیل چو نخیزم من از جای
ملرز و خویش را محکم نگه دار
بگفت از آمدن دادی چه رنجم
که تا از رفتنت باشم در آزار
نفهمیدم چو گشتی بار دوشم
ز بس ناچیز و خردی و سبکبار
ز جا جست و به مغز وی درون شد
برآوردش دمار از جان افکار
ز پا افکند ویرا و چنین گفت
بزرگا دشمنت را خُرد مشمار
مبین بر خصم خود از چشم تحقیر
که گاهی مور بینی و بود مار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ پشهای است که بر روی پشت فیل نشسته و میخواهد دوباره بلند شود. پشه از فیل میخواهد که به آرامی بایستد تا او بتواند بلند شود. فیل از این درخواست پشه تعجب میکند و نگرانیاش را از اینکه چرا باید به پشه اهمیت بدهد، بیان میکند. فیل به پشه میگوید که با وجود آنکه او بسیار کوچک و ناچیز است، نمیتواند خطر او را دست کم بگیرد. این شعر به ما یادآوری میکند که هرچند ممکن است برخی از دشمنان کوچک به نظر برسند، ولی باید مراقب باشیم که آنها را دست کم نگیریم زیرا حتی چیزهای کوچک هم میتوانند دردسرساز شوند.
هوش مصنوعی: روزی پشهای بر روی پشت فیل نشسته بود و تصمیم گرفت دوباره از جایش بلند شود.
هوش مصنوعی: گفت ای فیل، وقتی من از جا بلند شوم، آرام باش و خودت را محکم نگهدار.
هوش مصنوعی: او به من گفت که از آمدن تو چه دردی میکشم، چرا که تا وقتی تو بروی، من در عذاب خواهم بود.
هوش مصنوعی: من متوجه نشدم که چطور به خاطر بیاهمیتی و کوچکیام، بار سنگینی روی دوش من قرار گرفت.
هوش مصنوعی: او از جای خود برخاست و به عمق وجودش نفوذ کرد و به گونهای شدید او را تحت تأثیر قرار داد که تمام افکار و آرزوهایش را برهم ریخت.
هوش مصنوعی: او را به زمین افکند و گفت: ای بزرگ، خصمت را کوچک نشمار.
هوش مصنوعی: به کسی که در مقابلت قرار دارد، با تحقیر نگاه نکن، زیرا ممکن است در ظاهر ضعیف به نظر برسد، اما درونش ممکن است خطرناک و مهلک باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من اینجا دیر ماندم خوار گشتم
عزیز از ماندن دایم شود خوار
چو آب اندر شَمَر بسیار ماند
زُهومت گیرد از آرام بسیار
منقش عالمی فردوس کردار
نه فرخار و همه پر نقش فرخار
هواش از طلعت ماهان پر از نور
زمینش از بوسۀ شاهان پر آثار
بتانی اندر و کز خط خوبان
[...]
مرا با عاشقی خوش بود هموار
کنون خوشتر، که در خور یافتم یار
کنون خوشتر، که ناگاهان برآورد
مه دو هفته من سر ز کهسار
کنون خوشتر، که با او بوده ام دی
[...]
نبینی بر درخت این جهان بار
مگر هشیار مرد، ای مرد هشیار
درخت این جهان را سوی دانا
خردمند است بار و بیخرد خار
نهان اندر بدان نیکان چنانند
[...]
خدای پاک و بی همتا و بی یار
هم از اندیشه دور و هم ز دیدار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.