دریغ کان هنر اوستاد ما شیدا
که در فضائل او عقل مات و حیرانست
جدا شد آن گل باغ ادب ز ماورواست
چو زلف سنبل اگر حال ما پریشانست
بصورت ار چه ز ما رخ نهفت در معنی
خطا بود که بگویم زدیده پنهانست
هزار آینه ز اوراق نظم و نثر از او
بماند و طلعتش از هریکی نمایانست
نجوم راست افول و از این سپهر ادب
ستارههای سخن تا ابد درخشانست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش استاد شیدا و هنر او پرداخته و بیان میکند که عقل انسان در برابر فضایل او حیران و گیج است. شاعر از جدایی گل باغ ادب، که به شیدا اشاره دارد، ابراز غم میکند و به پریشانی حال خود اشاره میکند. اگرچه شیدا بهظاهر از ما دور است، اما معنای او در آثارش به روشنی نمایان است. شاعر میگوید که آثار شیدا در قالب نظم و نثر بهقدری زیباست که مانند آینهای، صفات او را نمایان میکند. در نهایت، شاعر به ادامه درخشش ستارههای ادب اشاره دارد که همیشه نورانی خواهند ماند.
هوش مصنوعی: چقدر افسوس که هنرش استاد ما شیداست، زیرا که در فضائل او عقل انسان حیران و گیج میشود.
هوش مصنوعی: آن گل باغ ادب از ما دور شده است و مانند زلف سنبل، اگر حال ما آشفته و پریشان است، به خاطر جدایی اوست.
هوش مصنوعی: اگرچه چهرهات را از ما پنهان کردهای، اما در واقع چیزی که پنهان است در خود من است و نمیتوانم بگویم که نادیدهام.
هوش مصنوعی: هزار آینه از صفحاتی که به نظم و نثر نوشته شده، باقی مانده است و زیبایی او از هر یک از آنها نمایان است.
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت ادب و کلمات چون ستارههایی در آسمان، همواره تابناک و درخشان خواهد بود، حتی اگر دیگر پدیدهها دچار زوال شوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کمال دین محمد محمد آنکه برای
جمال حضرت و صدر و وزیر سلطانست
نفاذ حکم و قضا و قدرت قدر وسع آنک
به حل و عقد ممالک منوب دورانست
سپهر برشده تا رای روشنش دیدست
[...]
دلم در آرزوی عشق روی جانانست
بعشق می نرسم این همه بلا زانست
همه ازین سوی عشقست هر چه رنج و بلاست
چو جان بعشق گروکشت کار اسانست
چو اهل عشق نباشی و لاف عشق زنی
[...]
به قامت تو که تشویش سرو بستان است
به طلعت تو که تشویر ماه تابان است
به ابروی تو که جفت است و در جهان طاق است
به گیسوی تو که دلگیر تر ز قطران است
به سینه ی تو که از رشک اش آب گردد سیم
[...]
اگرچه بلبل طبعم هزار دستانست
حدیث من گل صد برگ گلشن جانست
ز بیم چنگل شاهین جان شکار فراق
دلم چو مرغ چمن روز و شب در افغانست
چو تاب زلف عروسان حجله خانه ی طبع
[...]
بنای خاطر ما از غم تو ویرانست
ز سوز عشق رخت آتشیم در جانست
اگر ز من طلبد جان از او دریغم نیست
هزار جان عزیزم فدای جانانست
به عید روی تو گفتم به دل چه چاره کنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.