گنجور

 
سعدی شیرازی
 

من از آن روز که در بند توام آزادم

پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند

در من از بس که به دیدار عزیزت شادم

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت

تا بیایند عزیزان به مبارک بادم

من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس

پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ

یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم

به وفای تو کز آن روز که دلبند منی

دل نبستم به وفای کس و در نگشادم

تا خیال قد و بالای تو در فکر من است

گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم

به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی

وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم

دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک

حاصل آن است که چون طبل تهی پربادم

می‌نماید که جفای فلک از دامن من

دست کوته نکند تا نکند بنیادم

ظاهر آن است که با سابقه حکم ازل

جهد سودی نکند تن به قضا در دادم

ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم

داوری نیست که از وی بستاند دادم

دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت

وقت آن است که پرسی خبر از بغدادم

هیچ شک نیست که فریاد من آنجا برسد

عجب ار صاحب دیوان نرسد فریادم

سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح

نتوان مرد به سختی که من این جا زادم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | بدایع | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

همایون شجریان » چه آتش ها » ساز و آواز راست پنجگاه

علی عظیمی » از عشق و شیاطین دیگر » هیهات اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر 666 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 815

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی شهریاری در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۳ نوشته:

به اعتقاد من یکی از زیباترین و عاشقانه ترین اشعار شیخ اجل همین شعر است که نهایت خاکساری سعدی را در پیشگاه معشوقش می رساند.

 

سکوت فریاد در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۲ نوشته:

کسی می دونه منظور سعدی از این بیت چی بوده؟
دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت
وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم.

 

سکوت فریاد در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۶ نوشته:

احساس می کنم که این بیت باید یک شان نزول داشته باشه
خوشحال می شم اگه یه نفر من رو راهنمایی کنه

 

احسان در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۱ نوشته:

میشه لطف کنید بیت اخر رو معنی کنید .

 

میلاد در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۶ نوشته:

احتمال میدم که بیت آخر ناظر به این باشه که سعدی قصد سفر از شیراز به بغداد داره(به علت غاز حمله مغول) و میگه که گرچه حب وطن(شیراز) سخن درستی هست ولی نمی شه به واسطه اینکه من اینجا زاده شده ام به سختی جان داد.
در ضمن در مورد اینکه نوشته اند " این شعر....صحبت از عشق سعدی به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام می باشد" بنظرم این تفسیری هست که مخاطب خیلی دوست داره از شعر بکنه-ایرادی نداره- ولی اینکه بخوایم به سعدی شافعی مذهب نسبتش بدیم خیلی دور از واقع بنظر میرسه

 

مجتبی خراسانی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۷ نوشته:

من از آن روز که دربند توام آزادم
چنان خوش برجان حافظ نشسته است که وی هم از ان مطلع استفاده کرده

 

مهرداد در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۸ نوشته:

«حب الوطن من الایمان»
حدیث مستند و مشهور از رسول اکرم می باشد. سعدی در این بیت، میگوید یه رغم صحت این حدیث، نمی توانم در شیراز به سختی بمیرم فقط به خاطر آنکه در این شهر زاده شده ام و وطن من است.

 

تفکر در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۴ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۱ نوشته:

در این دو سه ماهه اخیر در پائیز 2015 میلادی و کوچ میلیونی از مردم سوریه و همسایه های سوریه و ایران به اروپا، این شعر زیبای سعدی بزرگ، گویای حال و وضع مردم است:
سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح -
نتوان مرد به سختی که من این جا زادم .
.
درود به روان پاک سعدی بزرگوار

 

کاظم در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۴ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۱ نوشته:

بعضی از نسخ قدیمی بیت آخر را چنین نوشته اند: سعدیا حب وطن گرچه حدیثی ست شریف نتوان مرد به ذلت که من اینجا زادم

 

محمد در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۶ نوشته:

تا خیال قد و بالای تو در فکر منست
گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم .نشان از قدرت خیال انگیزی و قدرت ادبی شیخ سعدی دارد

 

جمال ناصر نقشبندی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۶ نوشته:

سلام و درود پیشکش میکنم خدمت شعرپسندان و ادب دوستان ، بنده بنابر چشم دید خودم از بعضی نسخه های خیلی قدیمی غزلیات شیخ اجل که نسخ خطی نزدیک به زمان آن شیخ نوشته شده اند در مقطع حدیث بجای کلمه صحیح ضعیف نوشته یافتم که چنین میشود آنرا نوشت .
سعدیا حب وطن گرچه حدیثیست ( ضعیف ) نتوان مرد به سختی که من اینجا زادم
بجای کلمه صحیح ضعیف را دیده ام و این از حقیقت بعید هم نیست که دانشمندان اهل جرح و تعدیل این حدیث را تضعیف نموده اند و در مورد رجال آن سخن ها دارند و بنابر ظاهر قضیه که گویی بر اثر حمله ای شوم قوم ناپاک مغول به سرزمین پاک خراسان و بعدا ایران شاعر جلای وطن گردیده و تعاشقی نسبت به وطن طبع نازک این شاعر نازدانه را اذیت میکرده

 

برگ بی برگی در ‫۲ سال قبل، شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۸ نوشته:

دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت
وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم
گرامی سروری در باره این بیت پرسش نموده اند که به نظر این بنده کمترین شیراز در اینجا نماد فرم و بغداد نماد زندگی یا فضای بینهایت یکتایی میباشد و همانطور که میدانیم بغداد در دوران شاعران آن زمان شهر علم و ادب و فرهنگ بود با مدارس و کتابخانه های بزرگ و بیشتر بزرگان علوم مختلف در بغداد رشد یافتند و در اینجا شاعر عارف میفرماید از این جهان فرم و ماده و هرچه مربوط به چیزهای این جهان میباشد دلگیر و خسته شده است و زمان آن رسیده که ببینیم برای رسیدن به فضای بینهایت زندگی و جهان معنوی بجز این جهان ماده چه کرده آیم .
موفق و پایدار باشید

 

مهدی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۹ نوشته:

بدون شک یاد بغداد و عراق کردن هم در اشعاد حافظ و هم سعدی و دیگر شعرای هم قرن خودشون نشان از دلتنگی برای پیر و یار و معلم و شیخ رو داره رابطه ای در منزلت اهل تصوف که در مدح انسان کامل زمانه خود معنی میشه

 

یکی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۹ نوشته:

بیت آخر انسان را به یاد فرار مغز ها می اندازه

 

فرهود در ‫۱ سال قبل، دو شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۲ نوشته:

نظرات و یا تفاسیر دوستان به قدری زیبا،، دقیق و یا هرکدام ثقیل تر از دیگری و مورد پسند تر...
پس حال که هیچ مانعی وجود ندارد تا من هم عین شعر را بخوانم هم درمورد شخصیت شاعرش تحقیقی اجمالی کنم و هم نحوه بیانش را به فارسی امروزی یاد بگیرم چون ترجمه بیت که نمیشه گفت چون از فارسی به فارسی هردوزبان یکی ان ترجمه نمیشه گفت...و هم تمامی نظرات موجود را خوانده و قابل قبول درذهنم جای میدهم
و بعد از تمام ان کارها هیچ مانعی هم نیست تا نظر خودم را ارایه کنم هرچند که بخاطر دیپلمم خیلی جاها میدونستم ولی درحد نظرشخصی هم ارایه ندادم چون ترسیدم فک‌کنن‌ نظر دیپلم‌چی‌میخواد باشه پس الان این ترس مززاحم نیست
شیراز نماد شهر شعر و‌گل و بلبل و عشق
بغداد نماد کشور عراق که بیشترین حرم 14 معصوم در کشوره عراقه
یعنی انسان هروقت به این مرحله رسیدی که تمام ابیات این شعر قدم قدم از اول تا لحظه خواندن این شعر برای اولین بار زندگی و هدفت از زندگی را معرفی میکند دیگر از تمامی شعرا و اشعار سروده شده بی نیاز شدی و ادامه مطالعه و شعر خوانی ات صرفا باید از روی‌علاقه و شخصیت منعطف و هرچیز دیگری بجز دریافت مسایلی باشی که تا به امروز بیش از تفسیر یک‌‌ شعر از عین مصرعش میگرفتی ولی میگه حتی شعر و‌ شاعرش که هیچ ،،شهری که نماد شعر و شاعری هست هم نمیتواند برایت القا کند پس حال تازه مرحله دوم شروع شده زمانیکه قرار بود جهان تمام شود مرحله اول بازی خودمان تمام شد مرحله اول شناخت شاعر از شاعر...انتخاب شاعر...جستجوی یک مصرع پنهان درمیان هزاران بیت اشکار از همان شاعر...تا کسب علم شناخت شعر از شعر..تا علم تفکیک وحی الهی به پیامبران و یا اضافه کردن مصرعی به هزاران بیت شاعرش که اشکار ترین مصرع و مخفی ترین مصرع در شعر فقط یک‌مصرع هست

 

فرهود در ‫۱ سال قبل، دو شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۳۲ نوشته:

علاقه مند ،،،زاده شده ،،،مدیون به وطنم شیراز هستم بنابه دلایل عاطفی قلبی !!!!و اگاهی از حدیث و سفارش پیامبر خدا به داشتن علاقه به وطن
الان سعدی اعتراف میکنه میگه من الان به جایی رسیدم‌که حدیث حب الوطن من الایمان از پیامبر ،،،عشق و‌علاقه قلبیم به شیراز و‌وطنم رو علاوه بر اینکه حس میکنم کمافی سابق...ولی الان یه چیز قوی تر منو از این بند ها داره ازاد میکنه...حال که تا الانم همه فک‌ میکردن بخاطره شیراز‌‌و‌ زیبایی هاش موندم در حالیکه علاوه بران مقید به حدیث‌ پیامبر بودم که تا الانم اینجا بودم چون که ادامه زندگی را در ان شهر و یا دران چارچوب و دین و‌مسلک بسختی و ملال اور توصیف میکنه یعنی میگه خواننده شعر خودت ببین اخه فقط چون جایی بدنیا اومدی حاضری توش بسختی زندگی‌که سهله حاضری توش‌فقط در سختی بمیری چون فقط اونجا بدنیا اومدی.... و منم شاید شیراز شهر عشق و‌ادب و گل‌و بلبل باشه ولی تا الانم برا شان نزول این حدیث‌ و صفت والای گوینده حدیث موندم نه گل‌و بلبلی که شما میدیدید یا منو مجبور به زندگی در جایی میدونید که فقط توش بدنیا اومدم همین...یعنی اگه بحث وطن و محل تولد بود حاضر نبودم در جایی سخت بمیرم چون توش بدنیا اومدم چه برسه که توش به سختی تا الان زیستم ولی ادامه را در هجرت و‌ترک وطن و مقید به چارچوب هایی جدید میدانم
سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح -
نتوان مرد به سختی که من این جا زادم««

 

نوید گروهی در ‫۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۶ نوشته:

خانم سیمین بهبهانی در شعر "نتوان مُرد" از کتاب "مجموعه اشعار جلد دوم" انتشارات نگاه چاپ 1394 صفحه 190 (که تنها به چاپ اول رسید و به دلیل اشعار سیاسی و نقد حاکمیت دیگر مجوز چاپ نگرفت) سروده اند:
"نتوان مرد به آسانی" گفت. آن توانا به سخن دانی.
گویم این جای که من زادم. میتوان مرد مُرد به آسانی.
دست و پا بسته و دل خسته گنه خویش ندانسته.
مرگ را دیده به نزدیکی. چه کند زنده ی زندانی.
چوبه ی دار فراوان است. میوه ی او سَر انسان است.
صحبت از "حُبّ وطن" اینجا. نه شریف است و نه انسانی.
قسمتی از شعر، سروده شده به تاریخ فروردین 1390

 

محمد امیرمیران در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۱ نوشته:

با سلام : احتمالا بیت آخر بدین صورت صحیح باشد . سعدیا حب وطن گرچه حدیثیست عظیم
نتوان مرد به سختی که من اینجا زادم

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.