گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه

من چند تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم

هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه

جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی

جان را چه خوشی باشد بی‌صحبت جانانه

هر گوشه یکی مستی دستی ز بر دستی

و آن ساقی هر هستی با ساغر شاهانه

تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می

زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه

ای لولی بربط زن تو مست‌تری یا من

ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه

از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد

در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه

چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد

وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

گفتم ز کجایی تو تسخر زد و گفت ای جان

نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه

نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل

نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه

گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت

گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه

من بی‌دل و دستارم در خانه خمارم

یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه

در حلقه لنگانی می‌باید لنگیدن

این پند ننوشیدی از خواجه علیانه

سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی

برخاست فغان آخر از استن حنانه

شمس الحق تبریزی از خلق چه پرهیزی

اکنون که درافکندی صد فتنه فتانه

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید
حاشیه‌ها

تا به حال ۸۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

mareshtani در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۰ نوشته:

mesraje awal(man masto to diwana mara.....)
---
پاسخ: با تشکر، نقل معروف همین است که شما می‌فرمایید: (من مست و تو دیوانه)، که قافیهٔ درونی هم دارد. به جهت جلوگیری از ایجاد ملغمه‌ای از نسخه‌ها، به عنوان بدل در حاشیه باقی گذاشتیم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سهراب در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۰۷ نوشته:

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه .... صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه....... بیت اول
---
پاسخ: با تشکر، به صورت بدل اضافه شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تانیا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۳:۲۴ نوشته:

بیت دوم : ... در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم
هر یک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه...
شما بدتر را بتر درج کردید.
با سپاس فراوان
---
پاسخ: با تشکر، در اینجا به ضرورت شعر «بدتر» نمی‌تواند درست باشد و وزن را خراب می‌کند، ضمن آن که در نسخ هم «بتر» نقل شده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
تانیا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۰۳:۴۵ نوشته:

هر گوشه یکی مستی دستی زده بر دستی درست است نه هر گوشه یکی مستی دستی ز بر دستی
---
پاسخ: این نقلی که شما فرمودید مشهورتر است، باید دید در تصحیحهای معتبر چه آمده. فعلاً تغییر ندادیم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کاظم در ‫۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۴ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۰۵ نوشته:

بیت «تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می ...» قاعدتا خطاب به لولی بربط زن آمده بنابراین در ترتیب ابیات باید بعد از بیت «ای لولی بربط زن تو مستتری یا من ...» بیاید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
چلیپا در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۰۳ نوشته:

مصرع اول صحیح است که به اشتباه نوشته شده و وزن شعر را هم نادرست کرده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
چلیپا در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۰۷ نوشته:

مصراع اول (...ما را که برد خانه) صحیح است که به اشتباه (...ما را کی برد خانه) نوشته شده و وزن شعر را هم نادرست کرده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۱۲ نوشته:

گویا حضرت لحظه ملاقاتش را با حضرت شمس شرح ذاده اند ضمنن عزیزانی که حاشیه نویسی کرده اند غالبا درست است آرزوی موفقیت برای همه آنها دارم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
قدرت ا.. احمدی نژاد در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۷ نوشته:

با تشکر از صاحبدلان عزیزی که با دقت تک تک ابیات را بررسی میکنند و امثال این حقیر را در درک مطالب کمک و راهنمائی میفرمایند . در جائی، مصراع دوم از بیت یازدهم را بصورت " گفتا که نبشناسم این خویش ... " رؤیت نموده ام . چنانچه صحت دارد این حقیر را راهنمائی فرمائید .
با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آریا در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۰۱ نوشته:

"مستتر" غلط می باشد.
"ای لولی بربط زن تو مست تری یا من" صحیح است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ارسلان در ‫۹ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۱۲ نوشته:

سلام ممنون از پست شعر مولانا این پند نیوشیدی درست است به معنی گوش نکردی شما نوشته اید این پند ننوشیدی با تشکر ارسلان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شکوه در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۵۳ نوشته:

حمیدرضا جان دل من همی بر تو مهر آورد ..خوشحالم که هستی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
صائب در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۶ نوشته:

ارسلان:نیوشیدن به معنای گوش دادن هست نه گوش ندادن.ننیوشیدی هم به معنای گوش ندادن.ضمنا اینجا ن نفی هیچ تاثیری بر وزن شعر نمیگذارد.رجوع کنید به فرهنگ دهخدا
مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی که روی چون قمر از دوستان بپوشیدی .(سعدی)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۶ نوشته:

در بیت یازدهم در چند نسخه بدین صورت نوشته شده:
"گفتم که رفیقی کن با من، که منت خویشم"
بنظر میرسد عبارت "منت خویشم" نسبت به "منم خویشت "حالت تاکید دارد و بنظر حقیر عمیقتر است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عارف در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۴ نوشته:

جا دارد از بنیامین بخاطر به آهنگ در اوردن این شعر زیبا تشکر کرد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ali در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۸ نوشته:

باسلام .واقعا یکی ازهنرمندانه ترین شعرهای مولوی .اما منظوراصلی شعردرچی؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ناشناس در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۶ نوشته:

محسن نامجو با این شعر یک قطعه زیبا در آلبوم از پوست نارنگی مدد اجرا کرده که واقعا تحسین برانگیزه.
به نام «من مست»

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
lai در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۵ نوشته:

من مست وتو دیوانه ........صد بار تورا گفتم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۴ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۷ نوشته:

با سلام
لذت غزل با حاشیه های شما دوچندان شد
تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سمیه جلالی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۰ نوشته:

سلام بردوستان!علاقمندان به شعروهنرپارسی.
اگرپس ازوجودابهام تحقیق وپرسشی کنیم،پس ازآن حاشیه نویسی،
نظرات عمیق تروقابل تأمل ترخواهدبود;-)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۸ نوشته:

درود
اگر امکان دارد لطفا معنی بیت های 4و6و9و13و14 را بفرمایید.
پیشاپیش متشکریم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمیدرضا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۱۰ نوشته:

اصل شعربایداینچنین باشد:
من مست وتودیوانه مارا که بردخانه
صدربارتوراگفتم کم خوردوسه پیمانه.......
کلا شعری ک شماپست گذاشتید بیت اولش دچار افت آهنگی وکاملا مشهودی شده،
لطفا توضیح بدید ب خاطر این کار؟؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nikyar در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۴ نوشته:

با درود
ّّ ّبنشناسمّ
باید شکل صحیح باشد
ب در غزلی دیگر هم برای تاکید امری و درخواستی و نیز ضرورت وزن شعر آمده است:
خام بمگذار مرا

((قدرت ا.. احمدی نژاد نوشته:
با تشکر از صاحبدلان عزیزی که با دقت تک تک ابیات را بررسی میکنند و امثال این حقیر را در درک مطالب کمک و راهنمائی میفرمایند . در جائی، مصراع دوم از بیت یازدهم را بصورت ” گفتا که نبشناسم این خویش … ” رؤیت نموده ام . چنانچه صحت دارد این حقیر را راهنمائی فرمائید .
با تشکر))

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهرام مشهور در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۷ نوشته:

بخاطر علاقه ای که برای اهتمام شما در راه اندازی این سایت بی نظیر و ارزشمند دارم متن اصلی را برای شما و سایر دوستان ادب دوست می نگارم . این متن از کتاب غزلیّات شمس تبریزی که به اهتمام منصور مشفق و با مقدمه استاد جلال الدین همائی و علی دشتی توسط بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه به طبع رسیده : چاپ اوّل خرداد 1335 ، چاپ دوّم اسفند 1335 و چاپ سوّم اسفند 1338 در صفحه 695 و کتاب را پدرم که مردی شریف ، مهندسی سختکوش و زحمتکش ، مردی ادب دوست و مسلمانی مؤمن بود همچون چندین کتاب قدیمی دیگر خریده و برای ما به یادگار گذاشت . غزل بدین قرار است :
من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه
صد بار ترا گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیار نمی بینم
هریک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
جانا بخرابات آی تا لذّت جان بینی
جانرا چه خوشی باشد بی صحبت جانانه
هرگوشه یکی مستی دستی زده بر دستی
زان ساقی سرمستی با ساغر شاهانه
ای لولی بربط زن تو مست تری یا من
ای پیش تو چو مستی افسون من افسانه
تو وقف خراباتی خرجت می و دخلت می
زین دخل به هشیاران مسپار یکی دانه
از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد
در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه
چون کشتی بی لنگر کژ میشد و مژ میشد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه
گفتم ز کجائی تو تسخر زد و گفتا من
نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه
نیمی ز آب و گل نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا نیمی همه دُردانه
گفتم که رفیقی کن با من که منت خویشم
گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه
من بی سر و دستارم در خانۀ خمّارم
یک سینه سخن دارم زان شرح دهم یا نه
شمس الحق تبریزی از فتنه چه پرهیزی
اکنون که در افکندی صد فتنه فتانه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۴ نوشته:

سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی
شبستری نیز میگوید :
درآ در وادی ایمن که ناگاه
درختی گویدت «انی انا الله»
روا باشد انا الحق از درختی
چرا نبود روا از نیک‌بختی
حافظ نیز میگوید :
بلبل به شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
میداد دوش درس مقامات معنوی
یعنی بیا که آتش موسی نمود گل
تا از درخت نکته توحید بشنوی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سالی در ‫۶ سال قبل، دو شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۳ نوشته:

گمان میکنم برای جلوگیری از سو برداشت مصرع اولو سانسور کردن.
در ضمن اونجایی که نوشته بتر صحیح است. چون مولوی اگاه به زبان ترکی بوده و بارها دیده شده که از لغات ترکی در اشعارش استفاده کرده در اینجا هم بتر یک کلمه ترکی هست و در واقع همان معنی یکی از یکی بدتر رو میده .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی ج. در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۹ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۳۹ نوشته:

مصراع اول به این صورت که نوشته اید از زیبایی شروع شعر میکاهد.
به صورت «من مست و تو دیوانه، ما را کی برد خانه» زیبایی بسیار بیشتری دارد، چه آنکه دیوانه و خانه مسجع هستند. و در اکثر نسخ هم اینگونه نوشته شده.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
قدرت خدرلو در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۵ نوشته:

در مورد بتر باید دانست که این کلمه هم در ترکی کاربرد دارد هم در فارسی البته فارسی امروز نه بلکه در متون ادبی اما فرقی که دارند در این است که در ترکی هم به معنی بهتر وهم به معنی بدتر ودر متون ادب فارسی فقط به معنی بد تراست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هادی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۵۲ نوشته:

من با این غزل پرواز می کنم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد جواد در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۸ دی ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۷ نوشته:

سری به معنی استن حنانه در واژه یاب بزنید . زیباست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیروس در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۱ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۳۵ نوشته:

با سلام وعرض ادب خدمت سروران ارجمنددر بیت هشتم در بعضی کتب آمده
چون کشتی بی سکان کژمیشد ومژ میشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پرویز در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۳ نوشته:

در بیت دهم بجای منم خویشت درچند جا شنیده یا خوانده ام منت خویشم که شاعرانه تر است فکر میکنم دومی درست تر است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سهل در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۲۳ نوشته:

با سلام'جان شعر از بیت از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد شروع میشود'به نظر من مستی همان مستی مادی است که در افراد با کمال و والا عموما مستی مادی هم سر آخر به مستی معنوی متصل میشود تا قلل از این بیت هنوز به عالم بالا متصل نموده و اوصاف یک مست زمینی است از اطراف'وقتی به حال عرفانی در اآمدند و از خود زمینی بی خود شدند اصل معنی شروع میشود'که از اینجا به بعد در واقع بیان خصوصیات یک انسان کامل از منظر مولانا میباشد'آنجا که میگوید که بنشناسم من خویش ز بیگانه اشاره است از همان یک روح واحد بودن همه انسانها و اگر به کمال برسی فرقی بین خود و دیگران نمیبینی و همه ما روح واحدی هستیم از آنجا که خدا در ما دمیده هر چه کنی به خود کنی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فتنه و اشوب وخونریزی مجوی,بیش ازین ازشمس تبریزی مگوی,,این ندارداخر از اغاز گوی,,روتمام این حکایت باز جوی,,واقعا چه روح وانرژی درین ابیات نهفته در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۱۸ نوشته:

بادرودوسپاس
درمصرع سوم واژه ,,بطر,,به چم مستی درست میباشد,,
بعضی دوستان دقت لازم رانکردن ونوشتن بدتر درسته,,معنای درسته مصرع:هرکدام ازمستان راکه میبینم مست تر از ان یکی بودند,
درضمن من بیخودو تو بیخود درست است طبق نسخ قدیمی ,به وزن غزل هم دقت کنید مشخص میشه ,مفعول ومفاعیلن,,

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عابد عالیوند در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۶ نوشته:

حدودن 40 حاشیه برای این شعر نوشته شده که اکثرن فکر می‌کنم مربوط به همون بیت اول میشن. در آخر هم نفهمیدم که من مست و تو دیوانه درسته یا من بیخود و تو بیخود؟!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جلال الدین در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۱ نوشته:

جان را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه
برای عضویت در گروه تلگرام صحبت جانانه به این آدرس پیام دهید.
پیوند به وبگاه بیرونی
@rfdvr

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میم در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۲۸ نوشته:

در بیت چهارم کلمه‌ی «زبر» صحیح است، به معنای «بالا»: دستی بالای دستی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سینا شکیبا در ‫۵ سال قبل، سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۳ نوشته:

درود
این غزل رو استاد شهرام ناظری در دو البوم صدای سخن عشق و رقصانه اجرا کرده که قطعا زیباترین اجراها هستند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
آریافیضی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۷ نوشته:

من میگم شاعر هرچقد شاعر بزرگی بوده اشتباه داشته.........من مست و تو دیوانه / مارا که برد خانه/ صد بار تورا گفتم / کم خور دوسه پیمانه. ............اول به مخاطبش میگه من مست هستم تو دیوانه.......بعد میگه بهت گفتم کم بخور (که مست نشی) در صورتی که مخاطبش مست نشده خودش مست شده.
نظر شما چیه؟ آیا یه صنعت ادبیه و من سر در نمیارم؟ یا چی؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مریم در ‫۵ سال قبل، جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۴ نوشته:

تا دیوانه نباشی عشق نداری و زمانی که عشق نداری پوچی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مریم در ‫۵ سال قبل، جمعه ۷ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۵ نوشته:

این جمله از علی باقریه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مانی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۹ نوشته:

درود بر شما
لطفا لینک آواز استاد ناظری رو هم توی لیست خوانندگان این شعر قرار بدین
به همراهی گروه تنبور استاد عالی نژاد و همخوانی ایشون اگه اشتباه نکنم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
طلا در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۵۵ نوشته:

جناب مولانا چند بار مخاطب هاشو عوض میکنه اولین مخاطب همان دیوانه و لولی بربط زن یا ساقی با ساغر شاهانه است که با شراب آگاهی همه اهالی شهری رو که امثال مولانا اونجا هستن رو مست کرده.پس کسی که دیگران رو اینچنین مست کرده میبایست از مستی دیوانه شده باشه .میتونیم دیوانگی رو بی عقلی هم درنظر بگیریم البته بی عقلی ناشی از عشق منظورمه چون وقتی عشق میاد وسط عقل و استدلال میره کنار.مخاطب دیگرش میتونه ما باشیم که میگه جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی.
شهرام ناظری در آلبوم رقصانه بسیار زیبا بازسرایی کرده اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عادلی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۰۹ نوشته:

با سلام
گرچه مصرع "من مست و تو دیوانه" زیباتر و دلنشینتر است ولی مصرع " من بیخود و تو بیخود" با توجه به ادامه ی بیت، درست است. زیرا در مصرع دوم شاعر از مخاطبش خواسته "که ای کاش چند پیمانه کمتر خورده بودی" پس مخاطبش هم همانند وی مست بوده و نه دیوانه. بعضی از دوستان گفته اند نهایت مستی، دیوانگی است و منظور شاعر نیز اشاره به آن دارد. ولی این حرف اشتباه است چون اگر اینگونه بود فرض بر اجرای خواسته ی شاعر، مخاطبش چند پیمانه کمتر میخورد از حالت دیوانگی به مستی میرسید و آنگاه میتوانست به مقصد برساند ولی شاعر خود مدعی مستی و عدم توانایی راهبری تا مقصد است. ولی با مصرع " من بیخود و تو بیخود" کل بیت معنای درستی پیدا میکند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۵ نوشته:

دوستان (( این پند ننیوشیدی ... )) درست است نه (( این پند ننوشیدی )) زیرا:
1. پند نوشیدنی نیست. پس این پند ننوشیدی بی معنی است.
2. نیوشیدن به معنی گوش کردن با دقت است و کاملا با معنی شعر مطابقت دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهنوش در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۶ نوشته:

سلامی چو بوی خوش آشنایی به همه عزیزان دلم که اهل دل اند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهنوش در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۷ نوشته:

سلامی چو بوی خوش آشنایی به همه عزیزان دلم که اهل دل اند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
کوروش در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۶ نوشته:

استاد ناظری بزرگ در آلبوم "صدای سخن عشق" و قطعه زیبای "دیوانه شو" در سال 1358 یکی اس نخستین اجراهای این قطعه زیبای مولانا را با هنرمندی گروه تنبور شمس اجرا نموده اند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Mahsan در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۵ نوشته:

تهی هم توی آهنگش یه قسمتی از این شعر رو شروین خونده آهنگ دورهمی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
زارع در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۷ نوشته:

سلام به عزیزان نکته سنج..
در مورد واژه بتر.. هم اکنون هم در بسیاری روستاهای فارس در معنای بدتر به کار می رود..
ولی نکته ای که اینجا مهم است این است که : حضرت مولانا شوریدگی و دیوانگی اینچنینی را نکوهیده نمی دانسته که از صفت تفضیلی بتر در معنای بدتر استفاده کرده باشد!
اکنون هم در افواه عمومی گاه به طعنه از این صفت در موارد ممدوح هم بهره میبرند.
لذا به نظر میرسد معنای اصلی بتر همان بدتر با اخفای دال باشد ولی تلویحا در معنای "برتر" و صفت تفضیلی هم به کار برود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
... در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۱ نوشته:

سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی
برخاست فغان آخر از استن حنانه
این بیت در باره درخت موسی در وادی ایمن نیست

ستون حنانه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ستون حَنّانه (به معنی ستون گریه کننده) نامی است که به یکی از ستون‌های چوبی مسجد النبی در مدینه عربستان داده شده‌است. محل این ستون را در سمت مغرب محراب پیامبر اسلام و نزدیک‌ترین ستون‌ها به محراب نماز پیامبر اسلام و چسبیده به دیوار قبلی مسجد دانسته‌اند.
بر پایه داستان‌ها، «محمد، پیامبر اسلام ، پیش از اتمام ساختمان مسجد به هنگام سخن راندن پشتش را به این ستون که از تنه نخل ساخته شده‌بود تکیه می‌داده و زمانی که پس از آن تصمیم گرفت از بالای منبر سخنرانی کند این ستون آغاز به نالیدن کرد. پس از آن محمد، این ستون را در بر گرفت تا آرام شد.»
داستان‌ها می‌نویسند که این درخت بعداً دفن شد یا به دستور محمد درخت را کندند (و در زیر منبر) خاک کردند و یا بنی امیه هنگام نوسازی مسجد این درخت را بریدند.
شاعران گوناگون از جمله مولوی در بیت‌هایی از اشعار خود از این ستون یاد کرده‌اند:
بنواخت نور مصطفی آن اُستُن حنانه را
کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو
و یا:
سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی برخاست فغان آخر از استن حنانه
گفته شده که این ستون را «علم رسول‌الله»، «جزعه» و «مخلقه» هم می‌نامیدند. مخلقه به معنای عطرآگین است و در توضیح آن آمده‌است که این نام‌گذاری برای آن است که بر این ستون عطر و عود می‌سوزاندند و یا این‌که یاران پیش از دیدار با محمد در این مکان خود را عطرآگین می‌کردند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
... در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۴ نوشته:

سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی
برخاست فغان آخر از استن حنانه
این بیت در باره درخت موسی در وادی ایمن نیست

ستون حنانه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ستون حَنّانه (به معنی ستون گریه کننده) نامی است که به یکی از ستون‌های چوبی مسجد النبی در مدینه عربستان داده شده‌است. محل این ستون را در سمت مغرب محراب پیامبر اسلام و نزدیک‌ترین ستون‌ها به محراب نماز پیامبر اسلام و چسبیده به دیوار قبلی مسجد دانسته‌اند.
شاعران گوناگون از جمله مولوی در بیت‌هایی از اشعار خود از این ستون یاد کرده‌اند:
بنواخت نور مصطفی آن اُستُن حنانه را
کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو
و یا:
سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی برخاست فغان آخر از استن حنانه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رنگارنگ در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۳ نوشته:

.....
ستون چوبی که گویا حضرت رسول (ص) به آن تکیه می داده است
می گویند پس از در گذشت حضرت( ص)
آواز گریه از آن بلند می شده است.
و خداوند آگاه ترین است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۴ نوشته:

گمان می کنم ستون کهنه ای بوده و در اثر فشار صدایی چون ناله از آن برخاسته
گفته اند که حضرت دستور داداه اند تا ستون را دفن کنند تا در قیامت طبق خواسته ی ستون با حضرتش محشور شود
بعضی می گویند : ساخته ی احساسات مردم عامی ست ،
مانا در نهان اولین راوی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هادی در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۵ نوشته:

با اشعار مولانا پرواز میکنم خصوصا اونایی که مخاطبش شمس بوده
بسیار بسیار عالیه سایتتون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مریم در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۱ نوشته:

در بیتی که شاعر می پرسد:
گفتم زکجایی تو، تسخر زد و گفت ای جان/ نیمیم زترکستان، نیمیم ز فرغانه
آیا روی سخن مولانا که گویا راوی اول شخص این روایت است و خودش در این روایت حضور دارد شمس تبریزیست؟
می گوید :
از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد و ..... تا اینکه از او می پرسد که اهل کجایی و او می گوید اهل ترکستان و فرغانه.
فرغانه که نام شهر و استانی در کشور کنونی اُزبکستان است که با ترکمنستان و قرقیزستان و تاجیکستان هم مرز است و ترکستان هم گویا به مجموعه ای از همین کشورهای آسیای میانه اطلاق می شده.
اگر آن فرد شمس بوده آیا می شود ننتیجه گرفت که شمس تبریزی اصالتاً اهل آسیای میانه بوده؟ البته مولانا هم اهل بلخ بوده که شهریست در ناحیه مرزی افغانستان و تاجیکستان امروزی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Hamed Salehi در ‫۴ سال قبل، یک شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۲۶ نوشته:

جانا بی خرابات آ تا لذتی جان بینی
جان را چه خوشی باشد ( نی ) صحبت جانانه
نی بهتر است از بی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روزبه اصغری در ‫۴ سال قبل، دو شنبه ۱ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۶ نوشته:

با سلام خسته نباشید خدمت شما
به نظر بنده در بیت یک ((کم خور دو سه پیمانه ))غلط است و باید بصورت کم زن دو سه پیمانه نوشته شود
با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۷ نوشته:

جلال دین بار‌ها به وقف بودن انسان اشاره میکند
انسان یک ویژگی‌ ذاتی دارد و آن وقف کردن خود بکاری و چیزی در هر دور از زندگی‌ است
در پشت هر نوع وقفی خود در میان است بجز وقف مستی شدن و مستی کردن
تمام هدف این است که غیر از خود را هم بتوانیم ببینیم و بینش خود را گسترش دهیم
و از خانه بیرون آییم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد فرهادی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۲ نوشته:

این غزل زیبا را محسن نامجو در قطعه چهارم از آلبوم ((از پوست نارنگی مدد)) هم خوانده اسم قطعه هم هست ((من مست)). لینک آهنگ در آیتونز : پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
گمنام در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۸ نوشته:

به جناب نامجو قویا سفارش میکنم ، دست از سر مرکبات بردارند و برای نامیدن آلبومشان از شخصیت اصلی داستان کنیزک و کدو و.... استفاده کنند.
و من الله توفیق و .....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهار در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۴۴ نوشته:

استاد شهرام‌ناظری در آلبوم رقصانه بی نظیر اجرا کرده.از دست ندهید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عطا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۶ نوشته:

در بیت اول بجای «کی» باید «که» نوشته شود وگرنه از نظر عروضی اشتباه است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهدی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۲۰ نوشته:

"گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت"
درست تر
" گفتم که رفیقی کن با من که منت خویشم"
باشد لطفا بررسی نمایید و ممنون

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
متین در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۲۵ نوشته:

این شعر رو محسن نامجو هم در ترانه‌ای با نام "من مست" خونده ولی توی لیست گنجور اصلا اونو پیدا نکردم!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهراد فانی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۵۱ نوشته:

سلام،
نسخه استاد فروزانفر الان دقیقا جلوم هست و به این صورت نوشته شده؛
بیت اول:
من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه / من چند ترا گفتم کم خور دو سه پیمانه
البته
من مست و تو دیوانه/ صدبار ترا گفتم
شاید زیبا تر باشه اما معتبر همین بیتی هست که گنجور نوشته و اون بیتی که شما میگید معروف شده است. و از طرف دیگه کلی تناقص داره، تو مصرع اول به شکل صحیح نشون میده جفت از خود بی خود شدند و در مصرع بعد اگه سوالی خونده بشه معنای قشنگتری میگیره که از دیگری سوال میکنه من چند ترا گفتم؟
در کل نوشته صحیح این بیت همون من بیخود و تو بیخود .... هستش
راجب (کی) یا (که) هم باید بگم به وزن عروضی کافیه نگاه بندازید تا ببینید کی درسته و باز هم تو نسخه ای که دارم کی نوشته شده...
خانم @مریم :
این شعری هست که مولانا گفته و ما نمیتونیم با توجه به علایقمون شعر و با نام مولانا عوض کنیم، باید همون طور که گفته شده نوشته بشه و خونده بشه...
ممنون از سایت گنجور

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هیچامد در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۹ نوشته:

شرح کاملی از هستی آدم سپس بشر و اتمام کار انسان و این حال در سعدی بزرگ با دو بیت

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
کامل و تمام و بسیار پر هیبت

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
طغیان در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۸ نوشته:

به این دلیل واضح که مولوی از تاجیک (ایرانی) های خراسان بود و در اشعارش لحجه ی شیری فارسی دری آشکار است خوبست که تاجیک افغانستانی در مورد اشعارش نظر دهد.
مثلن وقتی من بازی گوشی میکردم و‌درس نمیخواندم مادرم میگفت «حال ما از ای بتر میشه». بنا تردیدی نیست که مولانا بتر منظورش بوده باشد.
دوستی کفته است که بتر کلمه ی ترکیست .نه آنگونه نیست.این کلمه کوته تر کلمه ی بد تر است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
وحید جویا در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۹ نوشته:

مولانا به خود همچون جرأت ای را نمی دهد که بگوید "من بیخود و تو بیخود"!
حضرت مولانا برای شمس تبریزی نمی گوید "من بیخود و تو بیخود" بخاطر این که حضرت مولانا هرگز خود را با شمس تبریزی برابر و مساوی نمی گوید.
حضرت مولانا میگوید "من مست و تو دیوانه" درجه ای دیوانگی خیلی ها بلند تر از درجه ای مستی است. یک مست دوباره به حالت عادی خود بر میگردد اما دیوانه به حالت خودش باقی می ماند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
وحید جویا در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۰۲ نوشته:

منظور شمس از "نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه"
منظور اش این نیست که من از آسیای میانه هستم بلکه منظور اش این است که من قید به تعلقات نیستم, از یک قوم خاص و از یک خاک خاص نیستم من مربوط به تمام جهان هستی هستم,

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
افغانستان در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۶ نوشته:

درود بر شما
الآن غزل رو در خوانش گوش دادم و متوجه شدم که آقای پازوکی بزرگوار بیشتر لغات رو اشتباه تلفظ میکنن و اوزان رو درست بجا نمی آورند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی موجز در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۴ نوشته:

باسلام میخواستم بگم که شاعر این شعر علی موجز در منطقه شبستر اذربایجان غربی است که مانند صمد بهرنگ شعر هایش را به نام کسان دیگر میزنند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ابوالفضل در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۸ نوشته:

بزرگان عزیز مشاهدۀ مصرع نخست بیت اول بنده را حیران ساخت. همه جا و همیشه این مصرع را "من مست و تو دیوانه" میخواندیم.
دوم: محس نامجو نیز، بدون توجه به مشی سیاسی یا دینی او، نیز این غژل را بسیار سیوا خوانده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
صابر در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۱ نوشته:

احمد ظاهر آواز خوان فقید خراسان/ افغانستان این شعر را در یک قالب آهنگ بسیار زیبا سروده است.
پیوند به وبگاه بیرونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۶ نوشته:

این شعرو محسن نامجو به زیبایی خوندن، پیشنهاد میکنم گوش کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رویا در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۷ نوشته:

در زبان لری بدتر را بتر تلفظ میکنیم.
هربک بتر از دیگر...
زبان لری پایه فارسی اصیل است از نظر من. خیلی از کلماتی که زمانی جزو زبان فارسی بوده و به فراموشی سپرده شده اند در لری استفاده میشوند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمید رضا صادقی در ‫۲ سال قبل، شنبه ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۷ نوشته:

من لر هستم ما هم کلمه بَتر استفاده میکنیم و کاملا درسته .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۲ نوشته:

در حلقه لنگانی باید که بلنگیدن بجای می باید لنگیدن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
موژان در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۰ نوشته:

از مطالب این سایت بسیار می اموزم.
به عقیدهء من این بیت زیر در این غزل باید حتماً اینکونه خوانده شود:
هر کوشه یکی مستی "دستی ز بر دستی " وان ساقی هر هستی با ساغر شاهانه. اگر بخوانیم "دستی زده بر دستی" معنی عرفانی غزل واژگون میشود.و شور عشق و عاشقی از بین میرود زیرا:
مولانا میگوید کلیه عالم خلقت مست عشق است و در این میخانهء هستی همه دستها را بالا برده (هر دستی از دست دیگری سبقت می‌گیرد (دستی زبر دستی) و تقاضای دریافت جرعه بعد از جرعه از بلده طهوری الست که بوسیله ساقی هر هستًی در جامهای انها ریخته میشود می نمایند. ان ساقی هر هستی همان انسان کامل و مظهر الهی است که واسطه رساندن فیض از عالم اعلی به عالم ادنی است. و بدون وصول فیض الهی توسط او هیج موجودی نمی تواند به کمال. خود که همان معشوق خود است برسد.
این غزل مولانا فوق العاده است زیرا هم معنی "مستی عشق" را روشن میکند و هم معنی عاشق و هم معنی معشوق را. به عبارت دیگر او میگوید خود ما هم عاشقیم و هم معشوق. عاشق رسیدن به کمال نهفته در وجودمان) که همان معشوقمان هست) میباشیم. واین امکان پذیر است اگر لا جرعه از "شراب طهوری" که ساقی هر هستی با ساغر شاهانه به ما عطا مینماید بنوشیم.
در این غزل او معنی عشق، عاشق و معشوق را توضیح می‌دهد که در خود ما ودر هر پدیده عالم هستی به صورت "تمنای وجودی" به ودیعه گذاشته شده و اینکه هدف زندگی هر موجودی رسیدن به کمال خود (بهشت خود) است و این توسط مجاهدتی عاشقانه و مستانه تحقق میابد. بدون این نیروی مستانه عشق که موجودات را به سوی کمال و بهشت خود سوق می‌دهد خلقت فاقد معنی میشود.
اگر لطف کنید نظریات خود را راجع به توضیح من بنویسید متشکر میشوم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Ebro در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۲ نوشته:

دوستان به نظرتون این استفاده از واژه ی "کف" به جای واژه ی "لب" در مصرع "نیمیم لب دریا نیمیم ز دردانه" عارفانه تر و درست تر نیست؟
به چند دلیل.
اول لب دریا چیزی نیست که نیم داشته
دوم این که کف کم ارزش و دردانه یا همان مروارید گرانبهاست و اینجا حضرت خواستن یه مراعات نظیر پارادوکسی بسازن
سوم کف روی دریا قرار می گیره و دردانه در قعر دریاست و حضرت خواستن بگن که هم در بالای بالا سیر می کنن و هم روی زمین می گردن(چون در حالت مستیه)
چهارم این که "نیم لب دریا" معنی مشخصی ندارد اگر دارد بفرمایید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Ebro در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۴ نوشته:

پس بهتره گفته بشه: نیمیم کف دریا نیمیم ز دردانه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علیرضا در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۱ نوشته:

سلام
در حلقه لنگانی می‌باید لنگیدن
این پند ننوشیدی از خواجه علیانه
فکر کنم علیلانه باشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسن در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۳ نوشته:

واقعا متن چنین شعری را باید با الماس سرخ تراشیده شده بسازند و قاب بگیرند و به عنوان میراث ملّی محفوظ بدارند که باز هم کم هست.
چه کسی می‌داند که حضرت مولانا در شور عشقش چه درک کرده که آن را با این الفاظ به نظم درآورده!!!
رزقنا الله و ایاکم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد در ‫۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۲ نوشته:

در بیت اول *من مست و تو دیوانه* روایتی مشهورتر است و با توجه به وزن درونی به نظر صحیح تر میرسد،دوم آنکه دوست عزیزی که غزل را به صورت صوتی خواندند و شما در سیات درح نمودید بهتر است چندی در محضر بنشینند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک در ‫۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۹ نوشته:

درست مفهوم « نیمه » که برای ما ، بیشترنشان « دو بخش بریده از هم » است ، در گستره پیوند یوغی، محل اتصال و آمیختگی و یکی بودنست . « نیمروز» ، درست جائیست که دو بخش، به هم می‌پیوندند و یکی می‌شوند . نیم، مسئله « تاخوردگی و خمیدگی» یک چیز به دو بخش است. تفاوتها و اختلافات، به کردار، تاخورگی درک می‌گردد ، نه به کردار اضداد .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سجاد در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۲ نوشته:

مشکل بیت اول اینجاست که مست به دیوانه میگه صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه. اگر طرف دیوانه هستش پس چه فرقی میکنه که مست باشه یا دیوانه به هرحال نمیتونه مست رو به خانه ببره پس بیخود بودن منطقی تر هستش

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهزاد در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۸ نوشته:

سلام بنظر من این موشکافی دراین غزل خاص چندان روا نیست وطریق بهتر اینست که مفهوم کلی این غزل را درک کنیم چون همه جای این غزل ازکژ ومژ شدن ومستیست اصلا همین لحن این غزل رادلنشینتر میکند مولوی همیشه مست است ولی درین غزل مست تر واجازه دهیم ازمستی مست بشنویم درمصرع اول اعتراف میکنه ومامتوجه میشویم اینبار این بزرگ چه حالی دارد با احترام به همه ،مست شوتابشنوی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهزادهمه در ‫۸ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۶ نوشته:

همه عزیزان درچندموردکه قابلیت شک دارند دقت فرمودندکه البته هرگز نمیشودبه جواب قطعی رسید چون خود مولوی اینجا نیست تا بگویدکدام نظر درست است ولی نکته های بااهمیت وقطعی درین غزل هست که پرداختن به انها برای ما اموزنده میتواند باشد مثلا تعمق درین سوال مولوی که (من مست وتودیوانه را)ماراکه برد خانه؟منظورازخانه که روشن است وپاسخ به این سوال مارابه اصلاح خود درابعاد عملی زندگی وادار میکند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر در ‫۶ ماه قبل، چهار شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۰۱ نوشته:

مارا کی برد خانه خیلی اقتضاحه
لطفا درستش کنید
که برد خانه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.