گنجور

حاشیه‌ها

ف-ش در ‫۱۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب:

مولوی دراین قسمت از قول یک شاعر نقل میکند که او بر عزادارن شهر حلب خرده گرفت و گفت آن شهیدان کربلا سوی شادروان دولت تاختند و کنده و زنجیر در انداختندو رستگار شدند وتو بردین و دل خراب خودت نوحه کن
این سخن درست ومنطقی به نظر میرسد وجادارد که هرکس بردین ودل خراب خودش نوحه کند اما میتوان پرسید که آیا این سخن کامل و جامع است و دیگر هیچ تو ضیح وتبصره ای ندارد؟
اگر سنت عزاداری زیر سئوال برود آیا حقیقت این واقعه شگفت تاریخی ودرسی که از آن میتوان گرفت در اذهان فراموش نمیشود ؟
اصلا یکی از اهداف پیامبران رفع ظلم و برقراری عدالت اجتماعی است(لیقوم الناس بالقسط) بلی فرد باید به خودش برسد ولی نمیتواند نسبت به اینگونه وقایع مهم تاریخی که انحراف ازآئین صحیح وبویژه ظلم را محکوم میکند بی تفاوت باشد (در بینش پزیتویسمی غرب این بی تفاوتی ها هست و دربین کثیری سنت شده است وسنت منحصر به امور دینی نیست)
سنتهای دینی هرچند بعضا اشکالاتی دارند اما غالبا نگهبان حقیقتی هستند واگر سنتها نباشند آن حقیقت کم کم به فراموشی سپرده میشود گرچه نمیخواهیم از همه سنتها دفاع کنیم
یک شخص معروف نقل کرده بود که در اروپا در مجلس سخنرانی واقعه عاشورا را شرح داده (خارج از سنتها) و مستمعین از شدت هیجان برای امام حسین کف زدند.
کسیکه حقیقت یک واقعه را میفهمد به هرحال عکس العملی نشان میدهد که ممکنست به صورت گریه کردن یا کف زدن و آفرین گفتن یا کارهای دیگر باشد و در بین شیعیان این عکس العمل به صورت عزاداری وگریه در آمده است

ف-ش در ‫۱۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۰۶:۱۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:

-
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامده‌ست و روزی که گذشت
اگر معنی این بیت به خود خیام برمیگردد نشان وارستگی قابل توجه اوست کم کسی میتواند چنین ادعائی بکند
تنها عارف وارسته ممکنست از بند گذشته وآینده آزاد باشد و لحظات با ارزش عمررا هدر ندهد ودریابد
در بیت اول رباعی باز به ناپایدلری عمر اشاره شده است

سید امیرحسین نیکوکار در ‫۱۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

با سلام. فکر کنم "وانگه سرادقی که ملک مجرمش نبود" غلط املایی دارد و "وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود" صحیح باشد. با تشکر از زحمات شما.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

بهرام فرهمندنژاد در ‫۱۶ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

به نام آفریدگار
یکی از بنیادی ترین اصول عرفان اسلامی مسئله وحدت وجود است. مولانا و ابن عربی و سایر بزرگان عرفان روی این اصل سخنان زیادی گفته و توضیحاتی داده اند.
این وحدت به دو صورت شکل می گیرد حلول یا اتحاد.
حلولیه معتقدند خدا در ما حلول می کند و اتحادیه متحد شدن با خدا را غایت قرار داده اند.
به نظر حقیر وحدت وجود نوعی خیالپردازی جنون آمیز می باشد زیرا آفریدگار می بایسشت فراتر از صفات و مخلوقات خود باشد و اتحاد او با مخلوقاتش عملا غیر ممکن است.

mareshtani در ‫۱۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

mesraje awal(man masto to diwana mara.....)
---
پاسخ: با تشکر، نقل معروف همین است که شما می‌فرمایید: (من مست و تو دیوانه)، که قافیهٔ درونی هم دارد. به جهت جلوگیری از ایجاد ملغمه‌ای از نسخه‌ها، به عنوان بدل در حاشیه باقی گذاشتیم.

مازیار در ‫۱۶ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی:

بسیار شعر زیبایی است.
بنده تصور میکنم مصرع دوم
در بیت چهارم هوس شکار به
غلط هوش شکار
تایپ گردیده است.
---
پاسخ: با تشکر، غلطی که اشاره کردید تصحیح شد.

Homayoun در ‫۱۶ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۳۴ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:

در غزل شمارهٔ 31 عبید زاکانی مصرع یکم از بیت دوم اشتباهی‌ چاپی‌ صورت گرفته که درستش چنین است:
جهان برابر چشمم سیاه میگذرد، که به غلط جهان برابر چشم سیاه می‌گذرد آمده است
موفق باشید.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

mareshtani در ‫۱۶ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:

mesraje awale beide dowom(sharhe majmu)1
---
پاسخ: نقل تصحیح قزوینی همین است (قدر) و در حاشیه بدلی هم ذکر نکرده. این بیت به همین شکل هم معروف است و من «شرح» تا به حال نشنیده‌ام.

haamed در ‫۱۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

این شعر درست نوشته نشده است یعنی اینکه به جای ؛آمده ام؛ که در آخر هر بیت آمده است و ردیف شعر می باشد کلمه ؛بوده ام؛ باید گذاشته شود که من در یک نسخه دیگر دیدم و به وزن شعر هم خیلی خیلی بیشتر کمک می کند یعنی می شود دیشب از خود چون مه سی روزه پنهان بوده ام ....
---
پاسخ: با تشکر، «بوده‌ام» و «آمدم» از لحاظ وزنی تفاوتی ندارند، «آمدم» به نظرم مناسب‌تر است اینجا. پیشنهاد شما را به عنوان به عنوان بدل در حاشیه باقی می‌گذاریم.

Amir Ghorbani در ‫۱۶ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:

میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس
فکر کنم صحیح بیت پایین باشه
باغ تفرجست و بس میوه نمی‌دهد به کس
---
پاسخ: در صورتی که پیشنهادتان مستند است بفرمایید تا تصحیح شد.

سیما مهذب حسینیان در ‫۱۶ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

با درود. با تشکر از زحمت دوستی که این رباعی از خیام را ارسال کرده است، شکل صحیح آن تصور می کنم به این صورت باشد، لطفا تصحیح شود.
ابریق می مرا شکستی، ربی
بر من در عیش را ببستی ربی
بر خاک بریختی می ناب مرا
خاکم به دهن مگر تو مستی ربی

نگین شکروی در ‫۱۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۰ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴:

بادرودفراوان حضوراستادبزرگوارم جناب آقای دکتربداغی
همین شاعربزرگ درجای دیگر می فرماید:
ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم
آیین محبت و وفا می‌دانیم
زین بی‌هنران سفله ای دل! مخروش
کآنها همه می‌روند و ما می‌مانیم

نگین شکروی در ‫۱۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۰ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من:

بادرودوسپاس فراوان
ابیات 3و4و5و8و9و12و13 ازاین غزل جاافتاده وبدینقرارند:
صلای صبح تودادم به نالۀ شبگیر
چه روزهاکه سپیدازشب سیاه من است
به عالمی که دراودشمنی به جان بخرند
عجب مداراگرعاشقی گناه من است
اگرنمانده کس ازدوستان من برجا
وفای عهد مرا دشمنان گواه من است
توهرکه راکه چپ وراست تاخت فرزین گوی
پیاده گر به خط مستقیم شاه من است
نگاه من نتواند جمال جانان جست
جمال اوست که جوینده نگاه من است
خطوط دفترمن سیم ساز را ماند
قلم معاینه مضراب سربه راه من است
کلاه فقر بسی هست درجهان لیکن
نگین تاج شهان در پر کلاه من است
---
پاسخ: ابیات جاافتاده طبق فرموده اضافه شد.

بهزاد علوی (باب) در ‫۱۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱ - سر آغاز:

کفتاب از چرخ چارم کرد خیز
کافتاب از چرخ چارم کرد خیز
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

حسام در ‫۱۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:

با سلام و عرض ادب
تصور می کنم در بیت ما قبل آخر به جای "زجر" ، "ضجر" درست باشد.
---
پاسخ: «زجر» درست است. اتفاقاً این بیت یکی از شاهدهای لغتنامۀ دهخدا ذیل زجر است.

منیژه خانم در ‫۱۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:

یکی از ویژگیهای اشعار پروین(که هم در این شعر و هم در شهر لطف حق وی قابل مشاهده است) اینست که ابتدا همه زوایای نومیدی از خلق و بسته بودن تمامی درهای دنیا به روی او را به خوبی به تصویر می کشد(که البته فهم کامل آن صرفا در مواردی برای خواننده یا شنونده قابل درک است که خود فی الحال در موقعیتی مشابه قرار گرفته باشد) و سپس نمایش امداد غیبی(یدالله فوق ایدیهم) را نیز بر همان روال نمایان می گرداند(که باز درک کامل آن مستلزم تشابه با آن موقعیت در حال است).

ناشناس در ‫۱۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ وحشی بافقی » ناظر و منظور » دست نیاز به درگاه بی‌نیاز گشودن و از حضرت باری التماس رستگاری نمودن:

الاهی مرا دریاب الله

ف-ش در ‫۱۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۰۷:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:

این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زآن روی که هست کس نمی‌داند گفت
کساتی گفته اندجهان خلقت سه بخش دارد
بخش ظاهر که به نظر شناخته میرسد
بخش ناشناخته که امکان دارد کسانی کم وبیش به آن پی ببرند
وبخش ناشناحتنی که هیچکس از آن سر در نمی آورد
این سخنی است که بردل می نشیند و میتوان برای آن تائید قرآنی ذکر کرد که از عالم غیب کسی سردر نمی آورد فقط میتوان دانست که چنین عالمی وجود دارد
در باره ناشناختنی یا عالم غیب میتوان گفت که سوی دیگر همین چیزهائی است که میبینیم نه اینکه چیز جداگانه ای باشد بلکه علت وجودی این چیزهای مشهود است .
بعضی فیزیکدانان جدید در یافته اند که ماده از تموج میذانهای غیر مادی ساخته شده است چنانکه کوچکترین ذره اتم وزن و حجم ندارد وانگارمنتهی به چیزی غیر مادی میشود
وخیام چه جالب میگوید که این عالم را "زان روی که هست کس نمیداند گفت"و از نظر اهلش چه درست و دلنشین است

محمد در ‫۱۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

در بیت یکی مانده به آخر به جای بعد شاید وصل هم درست باشد.

۱
۵۶۳۹
۵۶۴۰
۵۶۴۱
۵۶۴۲
۵۶۴۳
۵۷۲۹