عیسی در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲:
اولا تسمعی که در میان ابیات شعرای عارفی همچون حافظ و سعدی و غزالی دیده می شود را نمیتوان به همین راحتی "تحت الفظ "برداشت کرد؛ البته از آن طرف هم نمیتوان صرفا یک معنای عرفانی را برای اینگونه اشعار لحاظ نمود. اما آنچه در این میان مسلم می نماید این است که هرگز نمیتوان این چنین به دیده تسامح به اشعار بزرگان سخن ایران نگریست.گذشته از آن گرچه ممکن است همچون چوب دوسرطلا باشد اما بایستی متذکر شد منافاتی میان این دو ادعا نیست همچنانکه در میان غزلیات مولانا ابیات این چنینی بسیار و در میان مثنویات وی ابیات رکیک بسیارتر ملاحظه می شود در حالی که به تحقیق مولانا را سرآمد عرفای شاعر می دانند و استدلال محکم تر این که چه خوش می سراید خود حافظ که پیر ماگفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد.
جمشید پیمان در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
هرکه را خوابگه آخر نه که مشتی خاک است؟ بر وزن فعلاتن،فعلاتن،فعلاتن، فعلن. دربیت مندرج در این غزل ( نه که) اسقاط شده و در نتیجه وزن هم تغییر کرده است .
سعید در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۱ - رود کارون:
زیبا بود یاد غروبهای دل انگیز خوزستان افتادم
نسیم در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » آزاده:
بیت 5 مصرع 1:
بی حاصلی و خواری من بین که در این باغ
مهران شمس لاهیجی در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ رهی معیری » رباعیها » اندوه مادر:
در شگفتم کسی به این راحتی حکم می کند که "محن در مصرع اول بی معناست" و جالب انکه پیشنهاد جایگزین هم می کند! البته پاسخ داده شده کاملاٌ درست است؛ لیکن شخصاٌ خود چنین سعه صدری نداشتم و ندارم.
فرزاد در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:
با سلام
بنده در یک نسخه مصرع اول بیت پنجم را اینگونه خواندم:
"عشرت شبگیر کن بی ترس کاندر راه عشق"
و با توجه به اینکه در مصرع دوم صحبت از آشنایی با میر عسس می شود به نظرم صحیح تر باشد
ممنون میشوم اگر راهنمایی کنید
امیر عیسی زاده در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
من زیاد اهل شعر خوندن نیستم ولی وقتی که این غزلو خوندم علاقه ام به شعر چندین برابر شد
araghi در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » خاک شیراز:
همچو شمع و سحر آمیخته با یکدگر است
کلمه "و" جا افتاده است
پیام در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
در مصرع دوم بیت آخر بعد از " می روم" یک علامت سوال خواندن و درک معنی بیت را تسهیل می کند.
araghi در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳ - با روح صبا:
در بیت یکی مانده به آخر در مصرع اول به نظر می رسد کلمه نیست به اشتباه نیت تایپ شده است.
با تشکر
عراقی
علی در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
ای کپک خوش خرام که خوش می روی به بام
قَره مشو! که گربه عابد نماز کرد
رسته در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۷:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
در حواب جناب محسن
برای مولوی مرگ روشن ترین آینه هاست. از نظر او باید همه چیز را در این آینه دید.
آگاه بودن از مرگ و گذر کردن از مرگ در هر عمل ، روش کار مولوی است.
{
راست گفتست آن سپهدار بشر
که هر آنک کرد از دنیا گذر
نیستش درد و دریغ و غبن موت
بلک هستش صد دریغ از بهر فوت
که چرا قبله نکردم مرگ را
مخزن هر دولت و هر برگ را
قبله کردم من همه عمر از حول
آن خیالاتی که گم شد در اجل
حسرت آن مردگان از مرگ نیست
زانست کاندر نقشها کردیم ایست
ما ندیدیم این که آن نقش است و کف
کف ز دریا جنبد و یابد علف
چونک بحر افکند کفها را به بر
تو بگورستان رو آن کفها نگر
}
ابیات فوق نمونه ای از نگرش و روش مولوی در آینه مرگ است نه خوردن کف افیون و رفتن به عالم هپروت
نمونه ی دیگر آن عزاداری شیعیان انتاکیه
این بحث چند سال پیش در حاشیه گنجور پیش آمد
این جا را نگاه کنید:
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب/
محسن در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
در جواب جناب رسته عرض می کنم اگر یکبار دیگر شعر را بخوانند متوجه می شوند که هدف مولانا از بیان شعر در واقع مواجه شدن حضرتشان با سوالات بدون جواب که برای هر انسانی پیش می آید چنان که حضرت علی در نهج البلاغه می فرمایند من راجه به مرگ خیلی فکر کردم و به جوابی نرسیدم و فقط خدا بر این امر آگاه است.بنابر این انچه این شعر را از بقیه اشعار مولانا متمایز می کند بیان فلسفی جهان هستی و پرسشهای به مراتب مشکل راجع به هستی و نیستی و اینکه این انسان درمانده در پیشرفته ترین حالت هم خواهد مرد کوله باری از سوالات بی جواب را با خود به دوش می کشد و این همان چه دانمهای بسیار است.
sajjad در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » رموز بیخودی » بخش ۲۵ - در معنی اینکه بقای نوع از امومت است و حفظ و احترام امومت اسلام است:
خیلی برنا مه ی مفیدیه
sajjad در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » رموز بیخودی » بخش ۲۵ - در معنی اینکه بقای نوع از امومت است و حفظ و احترام امومت اسلام است:
saadcysfukfygkdfoutgoweuhfuiowgfohfgr
جعفر در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
من که خاک پای شهریار هم نمی شوم اما عاشقم و در فراق معشوق زیبارویم شعر زیر را برایش سروده ام:
خزان با تو برای من بهار است
بهار من بدون تو خزان است
رسته در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
شاید هم بر عکس باشد. البته حافظ خودش دیوان خودش را تدوین و تالیف نکرده است و در رابطه کپی رایت وصله ای به خود حافظ نمی چسبد. دیوان حافظ بعد از فوت او توسط جمعی از ادیبان به سرپرستی محمد گل اندام جمع آوری و تدوین و تالیف شده است. اگر هم رعایت حق کپی رایت مطرح باشد بایستی از طرف محمد گل اندام رعایت می شد . حمید رضا مشترکات حافظ و سلمان را استحراج کرده و در این لینک گذاشته است
حافظ » استقبالهای حافظ از سلمان ساوجی/
عباس در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
دربعضی ازنسخ بیت زیر هم آمده است:
نحله سای شد صبادامن پاکت ازچه روی/خاک بنفشه زاررامشک ختن نمی کند
sina در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۸:
در بیت آخر هر غزل نام شاعر نیز می آید ولی در این شعر اینگونه نبود
احمد قاف در ۱۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):