گنجور

حاشیه‌ها

حمید فخاری در ‫۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » خیال‌انگیز:

حاشیه ی آقای موحد نمیتواند درست باشد ،چون "که میدانی که زیبایی"هم معنی درستی دارد وهم در آن از آرایه ی تکرار استفاده شده است.

ابراهیم در ‫۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۰۵:۰۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۳:

با درود و سپاس از این کار بسیار زیبایتان نظر هم میهنانم را باین نکته جلب میکنم که در این غزل هیچ ترفندی برای جایگزینی شراب انگور با آن شراب عرفانی نمیتوان یافت . تلاش در اینگونه جایگزینیها در غزلیات رند شیراز هم بهمین نحو است .ابراهیم

ناشناس در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:

طوفان بلا چیه؟ اگه کسی میدونه لطفا کامل توضیح بده

محمد حنیفه نژاد در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

بسیار زیبا است
خدا بر این بزرگمرد رحمت کناد :
که فرمود
عاقبت از ما غبار ماند زنهار
تا زتو بر خاطری غبار نماند

محمد حنیفه نژاد در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۶۲:

این دو بیتی را در کتاب فارسی اول راهنمایی به این صورت نوشته اند :
نشان از قامت رعنا تو وینم
و متاسفانه درست ننوشته اند
حالا اگر بخواهیم آن نسخه را اصلاح کنیم باید عرض کنم که
نشان از قامت رعنات وینم
و در این صورت هم معنای درستی از مصرع حاصل می شود یعنی نشان از قامت رعنای تو می بینم و البته در ردیف هم غلط اتفاق نمی افتد چون بابا طاهر آن ها را هم ( ته ) نوشته و خوانده نه ( تو)

محمد حنیفه نژاد در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

دوستان اگر نظر ی داشتند می توانند برایم بفرمایند : 09141044965 حنیفه نژاد

محمد حنیفه نژاد در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

با سلام بر دوستان
این غزل زیبای سعدی را حیف که متاسفانه غلط می نویسند و از زیبایی غزل می کاهند و من الان صورت صحیح بیت و معنای آن را می نویسم و علت غلط بودن این نسخه ( نسخه مرحوم فروغی ) را عرض می کنم :
به حلاوت بخورم زهر که شاهد سافی است
به ارادت بکشم درد که درمانم از اوست
یعنی در مصرع دوم ( درمانم ) نه درمان هم
و حالا معنی :
من زهر را با کمال میل و حلاوت می خورم چون به زهر نگاه نمی کنم به این توچه دارم که آن کس که زهر می دهد (دلبر مورد نظر من = شاهد ) است یعنی چون زهر دهنده زیبا است زهر را هم می خورم
اما معنی مصرع دوم : من درد را با کمال میل قبول می کنم چون این درد ، همان درمان من است .درد درمان من است از جانب او /
نه این که حالا این درد را تحمل می کنم درمان هم خواهد رسید که در این صورت از معنای عرفانی شعر خیلی کاسته شده است . بلاهایی که عارف در راه خدا به حان می خرد در جشمش بلا نیستند بلکه نعمت هایی هستند که موجبات علو درجات او را فراهم می آورند .
مثال : حضرت زینب در مسجد ابن زیاد در مورد کربلا می فرماید : انی ما رایت الا جمیلا یعنی من چیزی جز زیبایی ندیدم .
محمد حنیفه نژاد

محمد حنیفه نژاد در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:

از بزرگواران خواهش می کنم که این شعر را مطابق نسخه ی مرحوم محمد علی فروغی ننویسند ، این نسخه در برخی از جاها اشتباهات و یا دشواری هایی دارد که نسخه های دیگر بهتر از آن هستند .( مخصوصا بیت اول )
صورت فصیح تر بیت اول :
بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

محمد حنیفه نژاد در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:

با سلام خدمت دوستان گرامی :
منظور از بیت اول این شعر این نیست که در اول بهار شب و روز مساوی است و دیدن دامن صحرا و تماشای بهار بهتر است چرا که د آن صورت همه ی زیبایی های بهار را در روز اول فروردین می بیند در حالی که زیبایی بهار در روز های بعدی بیشتر خواهد شد و علاوه بر آن روز های آخر اسفند نیز با روز نوروز از نظر دیدن زیبایی های بهاری ندارد .
و این معنای ضعیف از قلم سعدی بعید است در نسخه های دیگر این بامدادان آمده است یعنی زمان صبح که شب و روز با هم فرقی ندارند یعنی نمی توان گفت که دقیقا شب است یا روز است و به اصطلاح گرگ و میش قابل تشخیص نیست . و در تمامی روز های بهار می توان گفت که صبح بهاری زیباست حالا می توان گفت که در این مصرع که مطابق محمد علی فروغی (بامدادی ) نوشته شده است حرف ( ی ) در آخر کلمه ی ( بامداد) زمان را می رساند یعنی زمان بامداد مثل این که می گویند ( ظهری به خانه برگشتیم ) یعنی موقع ظهر
محمد حنیفه نژاد 09141044965

نسیم سحری در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ حافظ » ساقی‌نامه:

با سلام
دوستان عزیزی که گفته اند از "بده" بجای "بیا" استفاده شود به این نکته توجه داشته باشند که این ابیات(که با بیا آغاز شده) با بیت بعدی خود موقوف المعانی هستند.
در زبان امروز ما میگوییم : بیا فلان کار را انجام دهیم یا بیا بریم فلان جا .این جا نیز به همین حالت نگاشته شده است
با سپاس

نفیسه در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

در انتهای بیت اول "سخن" به اشتباه "سخی" تایپ شده است.

سعید در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۷ - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی:

رابطه بین ایجاد نقدینگی ومصرف آن ونحوه مصرف(جاری وسرمایه ای)هنری است بزرگ که کار هر کسی نیست.

حبیب در ‫۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:

با سلام، مصرع اول بیت هفتم اشکال عروضی دارد. اگر حرف "و" حذف شود اصلاح میگردد: آن یکی خر داشت، پالانش نبود. با تشکر از زحماتتون

علی اصغر یزدانی مقدم در ‫۱۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:

واپسین را بیت برخی ار نویسندگان کتاب فارسی عمومی
"به راه رفتن مردن به از نشستن باطل"
ثبت کرده اند.
فارسی عمومی،غلامرضا کاظمی

احمد مبارک در ‫۱۴ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:

با سلا م های دوستانه ،
در غزل شماره 261 در ردیف مصراع های دوم ترتیب انها کاملا" بر هم خورده است.
مطلع غزل در چاب کابل ص 31 و در دیوان بیدل با ویرایش دکتر م س سروری، نشر علم، غزل شماره 73صفحۀ 137 چنین است:
بر سنگ زد زمانه زبس ساز آشنا
در سرمه گرد می کند آواز آشنا
در حالیکه فعلا" در گنجور نوشته شده:
بر سنگ زد زمانه ز بس ساز آشنا
آه از فسون غول به آواز آشنا
آه از فسون غولِ ، به آواز آشنا ...... مصرع دوم مقطع غزل است.
در اثر این اشتباه همۀ ابیات غزل بی معنی گردیده و این جفای بزرگ وحتی نا بخشودنی بر ابوالمعانی بیدل است.
لطفا" با زود تر ین فرصت به رفع این خطا اقدام کنید. و یا این غزل را حذف نما ئید.
موفق باشید.

علی رجبی در ‫۱۴ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:

من هم با نظر جناب بزرگمهر موافقم. "که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود" بی معنی است. دیو قرار نیست مسلمان شود که حالا بخواهد با تلبیس و حیل مسلمان شود. در ثانی مسلمان شدن تلبیس و حیل نمی خواهد بلکه صفای باطن میخواهد. بنده معنقدم علیرغم اینکه اکثر مصححین "سلیمان" را درست میدانند، حضرت حافظ سخن گزاف نمی گوید. جنابان قزوینی و غنی افراد محترمی هستند، اما نمی توان بی معنی شدن شعر را به صرف تصحیح آن دو بزرگوار توجیه کرد. امیدوارم در ارج نهادن به اصالت شعر پارسی موفق باشید.
بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم
ملک آن توست و خاتم فرمای هر چه خواهی

ناشناس در ‫۱۴ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹:

خیام هیچ وقت خودش رو پرهیزکار نمیدونه! مشکل اینجاست، کاری به پارسا بودن یا نبودن خیام ویا دنیوی و اخروی بودن می و معشوق ندارم.

یاسر در ‫۱۴ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۱ - آغاز داستان:

در جواب امین
"معمور" اینجا به معنای پرعمر یا قدیمی نیست؛ بلکه به معنای آباد (از عمران) می‏آد.

ناشناس در ‫۱۴ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:

بیت چهارم زبان حال امروز ماست

محمد رضا رجبی در ‫۱۴ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت:

بیت 11 آخرین لغت بوستان است نه گلستان.ممنون

۱
۵۴۳۴
۵۴۳۵
۵۴۳۶
۵۴۳۷
۵۴۳۸
۵۷۳۰