قناطیر در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:
در این شعر حافظ آرزو می کند که ترک سمرقندی یا همان تیمور گورکانی به شیراز حمله کند و بساط مظفری را برچیند صدها سال است همیشه به آن امید بوده ایم که نادری پیدا نخواهد شد امید کاشکی اسکندری پیدا شود.
deargoli deargoli@gmail.com در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دهم » بخش ۴ - الحکایه و التمثیل:
3.وزن بیت آخر صحیح است با تشکر
جویی: به اندازه ی یک جو، کمی
deargoli deargoli@gmail.com در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دهم » بخش ۴ - الحکایه و التمثیل:
وزن بیت آخر صحیح است با تشکر
جویی: به اندازه ی یک جو، کمی
مسلم هاشمی در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
بسیار زیباست.
معنای مصرع دوم بیت اول "نبود برسر آتش میسرم که نجوشم" و مصرع دوم بیت پنجم "که گر به پای در آیم به در برند به دوشم" را متوجه نمی شوم.
فریبرز مالکی در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲ - در توحید باری:
بیت 37 بعد از نشانی کلمه هست افتاده
فریبرز مالکی در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت:
مصرع دوم بیت چهارم که گفت این را بجنب آن را بیارام درست است به جای ( به جنب )
بهرام مشهور در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:
این یکی از شاهکارهای شعر و فلسفه خیّام است که خودش را بدان حال هم آدمی که به کارگاه کوزه گری میره و هم کوزه ای که به زبان می آید تشبیه می کند ، منظور از کارگه کوزه گری دنیاست و در این دنیا دوهزار که کنایه از هزاران می باشد ، کوزه یعنی آدمی را می بیند گویا و خموش ، مرده و زنده ! ناگاه یکی ( و فقط یکی ) کوزه ، خودش را می گوید برآورد خروش ، کو کوزه گر ( آفریننده ) و کوزه خر ( تحویل گیرنده اینهمه آدمی کیست ؟ ) و کوزه فروش ( واسطه و سازوکار این برنامه چیست ؟ )
رضا در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
با سلام و تشکر- همان طور که دوست عزیزمان هم تذکر داده اند در بند سیزدهم، بیت چهارم، مصرع دوم، عبارت (می آرد وجد و می برد هوش) صحیح است که با کمی غلط تایپی بصورت( می آرد و جد و می برد هوش) نوشته شده که بهتر است تصحیح شود
بهرام مشهور در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:
من این شعر را اینگونه خوانده بودم و بنظرم وزین ترین و با معناترین و شیواترین حالت این شعر باشد :
ازجملۀ رفتگان این راه دراز
بازآمده ای کو که بما گوید راز
هرکس سخنی از سر سوداگفته ست
زان روی که هست کس نمی داند باز
یگانه در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
درسته میگن حافظ حرف دل همه رو با دیوانش میزنه به نظر من سعدی خیلی دقیق تر این حرف رو می گه
من اون روز تو کتاب فروشی نیت کردم و غزلیات سعدی رو باز کردم بهترین شعری بود که در زندگیم خواندم و شنیدم و هیچ وقت این لطف خدا رو فراموش نخواهم کرد این جواب تمام سوالاتی بود که در ذهنم حک شده بود
مشتاق تبریزی در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱۴ - حکایت طایری که از تشنگی بیتاب بود:
با سلام وعرض خسته نباشد.
کلمه اخر مصرع دوم از بیت اول ،هم از لحاظ معنی وهم از لحاظ رعایت قواعد شعر بود بودنش درست تر است تا دود بودن
ریحانه در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶ - داغ لاله:
با خواندن این شعر یاد صحنه های سریال شهریار افتادم آه که که سینه ی این خاک پر از این عشق های نگفته است
تارا در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
توضیح :
در ایران پیش از اسلام نه تنها شکار و خوردن گوشت گراز مرسوم بوده است بلکه در آیین مهر شکار گراز به نوعی از ملزومات این آیین بوده است.
تارا در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
به نظر میرسد ترجمه غلط "گور" به گورخر که صحیح آن گراز میباشد بدلایل توجیه اسلامی آن در زمان پس از اسلام بوده است. معنی صحیح گور در شاهنامه و اشعار کهن پارسی طبق کامنت قبلی ام همان گراز می باشد.
تارا در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
اکثر مردم تصور میکنند "گور" در ادبیات کلاسیک ایرانی به معنی گورخر است در حالیکه این تصور کاملا" غلط می باشد و معنی صحیحش گراز است.
گراز حیوانی است که حمله کشنده دارد شاید برای بهرام گور که شکارچی گور(گراز) بوده است چنین حادثه ای رخ داده باشد.
در تاق بستان دوره ساسانی نقش برجسته شکارگاه گراز معروف است و تصویری از گورخر در آنجا نمیبینیم!!
در شاهنامه فردوسی تهمینه وقتی رستم را می بیند می پرسد آیا تو همان رستم هستی که گویند خوراک یک وعده ات یک گراز و شمشیرت صاعقه آسمان است:
به تنها یکی گور بریان کنی
هوا را به شمشیر گریان کنی
علی دبیر در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۴:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۰:
در مصراع «چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم نیامد»، باید میان واژههای «فرو» و «شدم» فاصله باشد. نگارش فعلی به غلط معنی «فروختن» را القا میکند، در حالی که منظور «فرو رفتن» بوده است.
همچنین مصراع نخست بیت ششم با «خردم بگفت» آغاز میشود.
احمد در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
استاد شجریان این غزل را سالها پیش همراه با کمانچه استاد علی اضغر بهاری خوانده اند که واقعا شنیدنی است.
س. جلیل م. در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » گوهر عشق:
شروین پاداش پور عزیز ، فکر کنم برای رعایت وزن و قافیه باید خوش بصورت خـَـش خونده بشه
اینجوری خـَـش با آتش هم قافیه میشه.
موفق باشید.
حامد در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
در مرد مطلبی که علی آقا گفتند باید بگم استاد شجریان در آن کار در حال تدریس به خانم مهرعلی هستند نه خانم پریسا.
فائزه اکبری در ۱۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷ - آرزوی پرواز: