گنجور

حاشیه‌ها

امیر در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده‌ام:

بابای مهربون و خوبم بخدا باور نمیکنم رفتی تو همیشه پیش منی باهام حرف میزنی عاشقتم بابایی کمرم شکست تو رفتی شب قبل از رفتنت با هم تلفنی حرف زدیم میخندیدی گفتی جز عروسی تو هیچ آرزویی ندارم تابحال در هیچ جشنی نرقصیدم اما در عروسی تو شولات میکنم بابایی تورو خدا بگو بیان منم ببرن پیش خودت اینجا رو بدون تو دوست ندارم تو بزرگترین معلم عشق و محبت بودی برام بابا...تا ابد دوستت دارم اگه بازم بدنیا بیام دوست دارم تو بابام باشی.به امید دیدار هر چه زودتر دلم واسه تکیه کلامات یه ذره شده واسه خنده های قشنگت..وای چقدر حرف دارم بابا باهات...میدونم اینا رو میخونی..بهت قول میدم با تمتم وجود مراقب یادگاریت مامان عزیزم هستم.

خاطره در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۸:

این غزل را استاد نامجو چه زیبا خواندند.

خاطره در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۴ - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد برو:

بلبل با درخت گل گوید چیست در دلت/این دم در میان بنه نیست کسی تویی و ما
گوید تا تو با تویی هیچ مدار این طمع/جهد نمای تا بری رخت توی از این سرا
چشمه سوزن هوس تنگ بود یقین بدان/ره ندهد به ریسمان چونک ببیندش دوتا

رضا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

این شعر را زنده‌یاد ایرج بسطامی به آوازی جاویدان در خاطر ما ماندگار کرد

حسام در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۸:

فقط میتونم یک کلمه بگم. وای

شهناز ولی ‍پور در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱۹ - گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو:

اصلاح شود:نهاد اندر رکاب بارگی پای

شهناز ولی ‍پور در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱۸ - حکایت:

اصلاح شود:شما کازادگان شاخسارید

شهناز ولی ‍پور در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱۷ - گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را:

نهد عیش از در دیگر برون پای اصلاح شود

شهناز ولی ‍پور در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱۶ - در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم:

به چشم نرگس باغش حیا نیست لطفا اصلاح شود.

محمد رضا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:

آن منم گر در میان خاک و خون بینی سری

مهدی ز در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

بله . معروف آن است که عینک در شکل اولیه آن در قرن 13 میلادی در اروپا به کار می رفته و برای این ادعا به یک نقاشی استناد می کنند که شخصی را با وسیله ای شبیه عینکهای دسته دار نشان می دهد . ولی :
اولا اصل نقاشی و استنادی که به آن شده برای ما ناشناخته است و ممکن است جزو همان هزاران داستان بافته شده ی اروپاییها باشد .
دوم این که اصولا اروپاییان کاربردهای عدسی (مانند ذره بین و دوربین و ...) را در جریان جنگهای صلیبی از مسلمانها یادگرفتند .
سوم این که انتقال علوم از اروپا به شرق بعد از رنسانس محدود و مشخص است و بسیار بعید است که ابزارهایی مانند عینک در زمان صفویه یا پیش از آن از اروپا به ایران وارد شده باشند ، گذشته از آن باید توجه داشت که مرحوم شیخ بهائی جزو دانشمندانی بوده که دستی هم در مهندسی داشته و اگر اطلاعی از ابزارها و روشهای علوم تجربی و مهندسی داشته قطعا اطلاعاتش تخصصی و بخش عمده آن بر پایه ی دانش علمای مسلمان پیش از خودش بوده است

زیبا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق:

سلام
دو سوال داشتم
1- در بیت اول و پنجم، از جهت وزن شعر، به جای کلمه "پیغامبر"، واژه "پیغمبر" صحیحتر نیست؟
2- در بیت دهم کلمه "کبرت" به جای " گبزت" صحیح نیست؟ چون معنایی برای این واژه نیافتم.
پیشاپیش از راهنمایی شما سپاسگزارم.

زیبا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق:

سلام
با عرض پوزش، چون در حد حاشیه نویسی نیستم.
فقط می خواستم بگویم که در ابتدای بیت پنجم بنظر می رسد که خطایی سهوی روی داده باشد و کلمه "مگسل" صحیح باشد.

علی اصغر پوررضائی در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:

با سلام آقای علاقه بند کاملا درست فرموده اند.ضمنا دربیت اول بجای سماط ظاهرا بساط درست میباشد.

امیرمحمد در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

فکر میکنم «دستان که تو داری ای پریروی» درست باشه نه «دستان که تو داری از پریروی»

مجتبی در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳۰:

همان "می رانم" صحیح است که مضارع استمراری اول شخص مفرد از مصدر "راندن" است

مجتبی در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۳:

همان نفط اندازی صحیح است. و منظور آتش بازی با به دهان انداختن مادة اتش زا و دمیدن در آتش است. به او می گوید که تو که خانه ات از نی است، این آتش بازی ممکن است خانه ات را خراب کند و باید سرگرمی یآ شغل خود را عوض کنی. در اینجا لفظ اندازی معنی نمی دهد هرچند که اصلاً واژة لفظ اندازی کلاً غلط است.

ق. مصلح در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹:

درود بر شما!
بیت یازدهم قصیدۀ شماره 29 :
«وز خس و از خار به بیگار گاو
روغن و پینو کنی و دوغ و ماست.»

در لغتنامۀ دهخدا، چنین آمده است:
«وز خس از خار به بیگاه و گاه
روغن و پینو کنی و دوغ و ماست.»
به نظر من متن گنجور درست است. و از نگاه معنا متن گنجور قرین بر مراد است.
به تمنای پیروزی بیشتر تان! دکتور ق. مصلح

علی مرادی در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۰۴:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

برای جناب نهاوندی:
درجدائی همیشه امید و شوق وصل هست و سعدی میخواد بگه تازه وقتی به یار میرسی هم با جور بیوفائی یار مواجه میشی اما سعدی ترجیح میده در کنار یار باشه و جور یار بکشه چون طاقت دوری یار و در اشتیاق وصال موندن رو نداره.

میم میمی در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹:

به نسخه چاپی نگاه نکردم، ولی قاعدتا انتهای بیت آخر باید بین «می» و «نچشید» فاصله باشه. این طور نیست؟
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

۱
۵۳۲۳
۵۳۲۴
۵۳۲۵
۵۳۲۶
۵۳۲۷
۵۷۳۵