گنجور

حاشیه‌ها

مینا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۲:

بختی نوعی شتر قوی هیکل است

طغرل toghrol۷@gmail.com در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:

غزلی بسیاز ضعیفی از حافظ است. به قول آقای دکتر پورجوادی، از محققی که در باره‌ی تاریخ امام رضا تحقیق کرده بود پرسیدم آیا امام رضا را مأمون راستی راستی مسموم کرد؟ ولیعهد خودش را؟ گفت: این سؤال تو شیعیانه نیست. شیعیان در مورد ائمه‌ی خود حکم ما تقدم صادر می‌کنند و می‌گویند که همه‌ی امامان ما یا مقتول‌اند یا مسموم و لذا نمی‌توان در این مورد به تحقیق تاریخی رجوع کرد. اگر امام هشتم امام است که باید یا مقتول شده باشد یا مسموم. مقتول نشده ( یعنی با شمشیر او را نکشتند) پس مسموم شده است. در مورد حافظ هم برخی از حافظ شناسان همین استدلال را می‌کنند.شعر حافظ همه درجه یک است ولذا شعری که مکرر در مکرر می‌گوید وصل تو کمال حیرت آمد از حافظ نیست. می‌گویند این شعر از لحاظ صورت ضعیف است. درست است. از لحاظ معنی هم ضعیف است. عاشق باید از دیدن معشوق به حیرت افتد نه از وصال با او. آدم از وصال لذت می‌برد، کمال لذت را می‌برد. دیدن حسن یا نظر کردن در روی معشوق است که مایه‌ی حیرت می‌شود. این قاعده‌ی استتیک شعر است. قاعده‌ی نظر باز بودن است. در حالی که در سراسر این غزل چیزی که نیست به حیرت افتادن از حسن و جمال است. این غزل هم از حیث صورت و هم از حیث معنی آن‌قدر متأسّفانه ضعیف است که من هم دلم می‌خواهد بگویم از حافظ نیست، ولی ... !

مینا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۲:

تفاریق رد اینجا به معنی اندک اندک آمده است

فرزاد در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۱۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶ - داغ لاله:

تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید.....
شهریار عزیز ما چقدر دل پر دردی داشته که این شعر را اینچنین سوز و قداز سروده است

NAFAS در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:

بیت 1 : وقتی گرد راه محبوب میشوم دامن از وجود من پاک میکند و خود را از من دور میسازد
بیت 3 : به چشم سفارش کردم که برای یک بار دیدن خوب سیر تماشا کن گفت : میخواهی با انجام این کار جوی خون از من جاری شود
بیت 5 : اگر مانند شمع در حضور محبوب بمیرم بر رنج من چون صبح خنده میکند و اگر آزرده دل شوم یکباره خاطر ناز پرورده خود را از من ملول میسازد که چرا رنجیده ام
بیت 8 : ای حافظ صبر کن که اگر درس عشق را این طور بخوانی عشق جانسوز از ناکامی من در هر گوشه ای از عالم داستانها خواهد گفت
بنگرید : تماشا کنید
چیزی مختصر : چیز اندک مقصود دهان تنگ محبوب
روی نگین : چهره ی نگارین زیبا
تا چون شود : تا چه پیش آید
کام : آرزو
داد بستاند : انتقام بگیرد و مرا به ستم بکشد

آریایی در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۴:

جالب اینجاست که اول آهنگ به صورت تقریبا نامفهومی میگه : "صــــــــــــــــــــــــبر ای ایــــــــــــــــــران" !!!
این شعر حضرت مولانا گویای حال امروز وطن ماست و چاوشی عزیز هم توی خوندنش تا حدود زیادی حق مطلب رو ادا میکنه

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

روزی که با دوست دست به بر نشده است شب به بالین با غم دوری گریبانگیر بوده است و این مهرجویی است بینهایت تن و پیکری و جای ریو و شکی هم نگذاشته است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

بی دهانت اگر سد قدح نوش دهند یعنی سعدی باده با بوس میخواسته ورنه بی بوس گویا دیگر بسندگی نمی کرده است , بر او درود باد

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

با سپاسداری از وحید تنها بیفزایم واژه حطام به معنی بی ارزش از واژه فارسی سوتام به معنی اندک گرفته شده است و خرده نان خوان و سفره را به فارسی فلرز می گفته اند

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

پختگان در برابر خامان بجای دانایان و نادانان به کار رفته

سمیرا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

الهام جان با پوزش باید برای سپوزش به بخش کنیزک و خاتون مولانا مراجعه کنید چند سپارش هم دارم نخست اینکه بجای ... بگو نایزه چون فردوسی بکار برده است دوم کمی هم ناروراست تر باشید در این موارد چون از فاش بودگی و برهنگی کار می کاهد و نیز غامی و ضعف نیروی خرد ادم را می پوشانید به هر سو

میثم آیتی (شاعر) در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

وزن مصرع اول بیت هشتم یک سیلاب کم دارد و باید به شکل زیر اصلاح شود:
نهم --> بنهم
من خاک توام پا بنهم بر سر افلاک
چون باد، گرت بر من خاکی گذر افتد

الهام در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

چه کسی ک... کلفت برای ...
---
این نظر بی‌ادبانه به این شکل جهت معلق نماندن پاسخ ادیبانه‌ای که بعداً داده شده نگه داشته شد و پاک نشد.

ثمین موسوی در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۱۸ - ایضا:

بیت ششم
کسی که فرصت ها را از روی آزمندی و اندوه از دست می دهد، عمر خود را تباه کرده است خواه یک روز زندگی کند خواه پنجاه سال.
بیت هفتم
مرا در دوستی با غلامی که قلب را مریض کرده است ملامت نکن، زیراکه چه بسیار سروری که با دچار شدن به مرض عشق غلام شد.
بیت نهم
دلال : ناز
بیت دهم
عذول : سرزنش کننده
لا اعبو :‌توجه نمی کنم
بیت یازدهم
مقلتی : چشمانم
النوم : خواب
حبال :‌ریسمان
بیت دوازدهم
مر : عبور کرد
در ضمن در بیت پایانی فعل عربی ( مرَ )‌ همراه با تشدید بر روی حرف ( ر )‌ و به صورت مفرد مذکر غائب صحیح هست نه ( مروا )‌ زیرا فعل مروا برای جمع مذکر غایب به کار می رود و با (‌ العاقل ) در مصراع اول مطابقت ندارد.

ثمین موسوی در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۱۸ - ایضا:

بیت اول :‌
ندیم :‌ هم نشین
سقی :‌ سیراب کردن
ای هم نشین من برخیز و هشیار باش و همچنین که هم نشینان ( پیاه گردانان )‌سیراب می کنند مرا سیراب کن.
بیت دوم :‌
هدیر :‌غرش
بیت سوم :‌
الغصن :‌شاخه
رخاما :‌به آرامی
کشف اللثام :‌ پرده برداشتن
بیت چهارم :‌
حطام :‌کالای بی ارزش، تکه هاس شکسته
بیت پنجم :
لام :‌ملامت کرد
غرام : شیدایی

محمد یعقوب مومند در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:

با عرض سلام ،قراریکه دیده میشود در غزل شماره 120 بیت آخر آن ثبت نگردیده است که ذیلاً درج میشود:
میکند بیدل عبث فرصت شماریهای عمر
خاک بیز شیشۀ ساعت مه وسال مــــرا
بااحترام

محمد یعقوب مومند در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:

عبرتی‌کو تا لب از هذیان به هم دوزد مرا
خنده‌ها بسیارکردم‌گریه آموزد مرا
عمرها شد آتشم افسرده است اما نفس
میزند دامن نمیدانم کی افروزد مرا
زان همه‌حسرت که‌ حرمان باغبارم برده‌است
عالمی را جمع سازد هرکه اندوزد مرا
محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان
گبر دارد رو به محرابی‌که میسوزد مرا
حرف‌لعل اوخموشم کردبیدل‌عمرهاست
موج این‌گوهر نمی‌دانم چه پهلو زد مرا

محمد یعقوب مومند در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:

سلام واحترام خدمت کارگزاران صفحه وزین گنجور با تقدیر از کار فوق العاده شما در قسمت درج غزلیات ابوالمعانی بیدل رح .
البته غزل شماره 115 مندرج صفحه گنجور با کتاب غزلیات بیدل چاپ عکسی از روی نسخه کابل که انتشارات فروغی در سال 1381 منتشر نموده است تفاوت دارد . باین معنی ابیات به اصطلاح (پس و پیش ) گردیده است.
اینک غزل فوق الذکر از روی کتاب غزلیات ابوالمعانی رح تحریر گردید امید اصلاح گردد. بااحترام
محمدیعقوب مومند

تقی شکری ظفرآبادی در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۰:

درمصراع اول به جای کن کو به معنی که درست میباشد

ماریا در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

به نظرم مصرع آخر
"کاقرار نمایی"اشتباه و
"که اقرار نمایی"
صحیح است.

۱
۴۹۹۲
۴۹۹۳
۴۹۹۴
۴۹۹۵
۴۹۹۶
۵۵۳۰