گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۴:

گفتم چگونه به سرای شاه راه یافتی ای حکیم گفت که سگم نبردم ! که سگان از دیدن هم خلالوش کنند !
مولانا به اشکاری سگ خود را نفس اماره می بیند ! و سگ دربان را که از دیدن سگ نفس فریاد بر می اورد را دوزخ سپاه و یا سپاهیان شیطان می بیند یعنی شیطان را دربان پروردگار و دشمن انسان می شناساند به ما . پس معنی بیت 4 چنین است .
ما که امانت الهی را داریم شب گریزان و دوان از دست زنگیان که دوزخ سپاه هستند می گریزیم زیرا ما هستیم که زر هستی که امانت الهی است را برده ایم و پیگیری و دشمنی سپاه شیطان که پاسبان درگاه الهی بود طبیعی است . قطعه ای که در پیش درامد نوشتم برای راز گشایی از مثنوی بود که به نثر در آورده بودم .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:

آذر جان من چیز شگفتی بیش از آنچه آشکارا گفته شده است نمی بینم . سراینده می گوید که با کسی که تابنده نور یا بخشنده فیض به اوست حالا اینجا گویا شمس یکدله شده است و جان و روان همامیخته ای دارند و شمس مانند گشایش دهنده و نیز خود ذکری که گشایش می دهد است برای مولانا . شما اگر بیش از این می بینید مرا هم بیاگاهانید که به آموختن سربلندی می یابم . آذردیماهی جان . سپاس از اینکه مرا فراموش نکرده اید که دیریست که تنها می خوانم و کمتر می نویسم .

مهدی تبریزی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

سلام محض اطلاعتون باید بگم که استادشهریارنمرده است اوهمیشه زنده است یاشاسین شهریار

کیومرث در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۴۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۹:

حقیقتش من نه زیاد اهل ادبم و نه حتی یک دهم شما عزیزان درک اشعار غنی و عمیق خیامو دارم.....
در همین حد میدونم که این رباعی منو بدجوری یاد ایات قران انداخت.......
بیت اول زیاد شنیدیم که پروردگار بارها تو قران ذکر کرده
دریا ها و کوه ها واسمان ها و زمین و هر انچه افریدیم ،هم نشانه هاییست برای انان که اندیشه میکنند.
خیام هم بی کمو کاست همینو بیان کرده....اینطور نیست
؟
در جای دیگه تو قران کریم بیان شده......
ای کسانی که به خدا ایمان اوردید......همانا اگر از بعضی از اهل کتاب (مدبران) پیروی کنید شما را بعد از ایمان اوردن به کفر باز میگردانند.
خیام بزرگوارم در اینجا خیلی قشنگ بیان میکنه که اگر از تعقل و تفکر دور نشی این مثلا اهل کتاب کار به جایی نمیبرن.
امیدوارم برداشتم از این رباعی درست باشه....با تشکر

مریم در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مثنویات پراکنده » شمارهٔ ۱:

مدت هاست عمر عزیز بی مقدارترین چیز در دنیاست! واقعا شعر زیبایی است. گرفتار ظواهر دنیوی شدن و فراموش کردن انسانیت کار بشر امروزی شده! افسوس...

وحید موحد در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۲:

با درود
گمان مینمایم در مصرع دوم بیت دوم "هر چه به من رسد ز تو دولت خویشن دانمش" خویش درست باشد .

محمد زیرک در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:

در مصراع اول بیت آخر "بر آستانش " صحیح است.

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۱ - مستجاب شدن دعای پادشاه در خلاص پسرش از جادوی کابلی:

چو مومن راه یافت
در خط آخر

آذردیماهی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:

باسلام و تبریک سال نو... به همه عزیزان و همدلان و گردانندگان و استفاده کنندگان و مدیران گنجور...
از جناب کیخای عزیز تقاضا دارم معنی "فاتحه شو تو یک سری" در بیت ششم را بیان نمایند.
متشکرم

عبید در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹ - گل پشت و رو ندارد:

با سپاس فراوان
عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد
فکر میکنم در بیت ذیل بجای از اگر ار باشه صحیح تر است.

مهدی ابراهیم پور در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:

الله بو کیشیه رحمت السین.......اولا بو شعر بعضا ناقیص یازیلیبدی ......بیده من بو شعری همیشه اغلیا اغلیا اوقویارام ...الله بیز تورک لره چوخ محبت الییبدی که بو شهریاری بیزه وریبدی.

مجید در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۳۷ - جواب:

اگر به خلقت آدمی از باب " نفخت من روحی" بنگریم ، موضوع جبر در همه مراتب منتفی است چرا که ذات حق تعالی ، مختار است .

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » در تعصب گوید » در تعصب گوید:

سلام.در بیت دهم آورده اید بهترین خلق یاران منند آفرین با دوست داران منند که صحیح آن به این صورت است
بهترین خلق یاران منند اقربا و دوستدارن منند(تصحیح دکتر جواد مشکور)

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۲۰:

من شراب میخواهم وشراب خیام

mohammad در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد...!
فکر میکنم با چشبیدن به منطق و تعاریف دنیای ظاهری نمیتوان زاویه دید شاعر را یافت.
شکستن این چهارچوب هم مثل اینکه هر چه داری در یک آن بسوزانیست...

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:

دوستان : به یاد بدارید که خواجه این غزل را در حسرت روزگار شادخواری ابو اسحاق سروده است
زمانی که که تزویر و ریا بر سر کار آمده بوده است
شکوه وشکایت است غم روزگار رفته است نالیدن از جور و تطاول این دامگه است.
بی دوست ، بی او، تنها با یاد حریفان به خورآباد شده است؛ خم می می بیند شکسته ، دلخون و پای در گل.

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:

که رنج بی شمار آرد.

فرشید در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۳۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » پروانه و شمع:

این شعر در سطح بالای عرفانیه؛ من فقط به بیت آخرش اشاره می کنم که میگه آتش عشق عرشیست و در جان آدم است، بگذار خودی را سوزانده و تو را به خدا برساند؛ این دقیقا راهیه که شهریار در عرفان طی کرد؛ با یک عشق زمینی جانگداز اما عرشی شروع شد سیر و سلوکش اما این فقط واسطه ای بود که خودیش سوخته به خدا برسد؛ بقول مولانا:
غازی به دست پور خود، شمشیر چوبین می دهد
تا او در آن استا شود، شمشیر گیرد در غزا
عشقی که بر انسان بود، شمشیر چوبین آن بود
آن عشق با رحمان شود، چون آخر آید ابتلا

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:

در بیت نخست ، دست کم از دید روستایی چون من که با باغ و نهال و درخت بزرگ شده است؛ میبایست جای نهال و درخت عوص شده باشد
نهال می نشاندیم و بسیار به ندرت درخت بر می کندیم ( مگر که خشک شده بود).
نهالی که می نشانیم هم چون دوستی زمان می خواهد تا کام دل به بار آورد.
نهال دوستی بنشان، که کام دل به بار آرد
درخت دشمنی برکن، که رنج می شمار آرد
دشمنی پاگرفته است به بار نشسته است چونان درخت.

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

یکی از مشکلات بزرگ ما افراط و تفریط است. همه چیز را یا سفید می‌بینیم یا سیاه. غافل از اینکه خاکستری هم از رنگ‌هاست. دوست عزیزم جناب آقای فتحی تبریزی، من هم از دوستداران حضرت استاد شهریار می باشم و از خواندن اشعارشان لذت می برم یا متأثر می شوم. اما روشن است که شهریار خیلی چیزها کم از سعدی و حافظ دارد. از من نخواهید در این باره دلیل بیاورم که چیزی جز توضیح واضحات و انباشتن بی‌فایده گنجور نخواهد بود. جمله دکتر شریعتی یادتان باشد که "اگر می‌خواهید حقیقتی را خراب کنید، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید". دوست عزیزم جناب آقای حمیدرضا، باز روشن و بی نیاز از توضیح است که شهریار یکی از بهترین شاعران معاصر فارسی است و مایه افتخار همه ایرانیان. تفریط شما بود که آقای فتحی تبریزی را به افراط واداشت.

۱
۴۹۸۷
۴۹۸۸
۴۹۸۹
۴۹۹۰
۴۹۹۱
۵۸۳۲