آن سرو ناز بین که چه خوش میرود به راه
وآن چشم آهوانه که چون میکند نگاه
تو سرو دیدهای که کمر بست بر میان؟!
یا ماه چارده که به سر برنهد کلاه؟!
گل با وجود او چو گیاه است پیش گُل
مه پیش روی او چو ستارهست پیش ماه
سلطانصفت همیرود و صد هزار دل
با او چنان که در پی سلطان رود سپاه
گویند از او حذر کن و راه گریز گیر
گویم کجا روم که ندانم گریزگاه
اول نظر که چاه زنخدان بدیدمش
گویی در اوفتاد دل از دست من به چاه
دل خود دریغ نیست که از دست من برفت
جان عزیز بر کف دست است گو بخواه
ای هر دو دیده، پای که بر خاک مینهی
آخر نه بر دو دیده من به که خاک راه؟
حیف است از آن دهن که تو داری جواب تلخ
وآن سینه سفید که دارد دل سیاه
بیچارگان بر آتش مهرت بسوختند
آه از تو سنگدل که چه نامهربانی آه
شهری به گفتوگوی تو در تنگنای شوق
شب روز میکنند و تو در خواب صبحگاه
گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
باشد که دست ظلم بداری ز بیگناه
بازم حفاظ، دامن همت گرفت و گفت
از دوست جز به دوست مبر سعدیا پناه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف معشوقی بزرگ و زیبا میپردازد که همگان را مجذوب خود کرده است. او اندیشه میکند که با وجود زیبایی معشوق، دلها در عشق او در آتش میسوزند و افراد به شدت مشتاق هستند. شاعر از بیرحمیهای معشوق و تلخی گفتارش سخن میگوید و ابراز میکند که این عشق باعث رنج و عذاب او و دیگران شده است. او در نهایت به یارانش توصیه میکند که تنها به دوست وفادار باشند و از عشق ناب جاودانهاش صحبت میکند.
هوش مصنوعی: سرو نازکاندام که چقدر زیبا در حال حرکت است، و چه چشمان زیبایی دارد که مانند نگاه آهوهاست.
هوش مصنوعی: آیا تو آن سروی را دیدهای که کمر خود را در میان بسته باشد؟ یا آیا آن ماه چهاردهم را دیدهای که کلاهی بر سر گذاشته باشد؟
هوش مصنوعی: وجود او آنقدر گوهر و ارزشمند است که گلها در مقابلش به اندازهٔ گیاهان معمولی به نظر میرسند و مه در حضور او همچون ستارهها در برابر ماه کمنور و کوچک میشود.
هوش مصنوعی: او (خود شاعر) مانند پادشاهی حرکت میکند و صدها دل عاشق را با خود دارد، مانند این که سپاه در پی سلطان حرکت میکند.
هوش مصنوعی: میگویند از عشق او دوری کن و راهی برای فرار پیدا کن، اما من نمیدانم کجا بروم که از چه چیزی فرار کنم.
هوش مصنوعی: زمانی که برای اولین بار نگاه به زنخدانش (یعنی خط انداختی بر روی گردن یا گلو) انداختم، انگار که دلم به درون چاهی افکنده شد و از دستم رفت.
هوش مصنوعی: دل من ناراحت نیست که از دستم رفت، چون جان عزیزم در دست من است؛ اگر بخواهم میتوانم آن را پس بگیرم.
تصحیح AI: ای نور چشمانم که قدم بر خاک میگذاری، بیا و بر چشمان من قدم گذار که از خاک بهتر است. (AI: ای چشمان تو که بر زمین مینگری، در نهایت برای تو بهتر است که بر چشمان من ننگری، زیرا من مانند خاکی هستم که راه را نشان میدهد.)
هوش مصنوعی: حیف است اگر دهن تو جواب تلخی بدهد، در حالی که سینهات سفید است، اما دل تو سیاه و تیره دارد.
هوش مصنوعی: بیچارگان به خاطر عشق و محبت تو در آتش عشق میسوزند، ای سنگدل، چگونه میتوانی اینقدر بیرحم و نامهربان باشی؟
هوش مصنوعی: عشاق در دوری تو، به شدت و مداوم دربارهٔ تو صحبت میکنند و در انتظار تو هستند، اما تو در خواب غفلت به سر میبری و توجهی به حال آنها نداری.
هوش مصنوعی: گفتم شکایت تو را به یاران و دوستان بکنم تا شاید با این کار، تو دیگر به بیگناهان ظلم نکنی.
هوش مصنوعی: همت (اینجا به معنای تلاش و آرزو) دوباره خودش را در دفاع از من قرار داد و گفت: سعدی، از دوستات فقط به دوستات تکیه کن و پناه ببر، نه به دیگران.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
من موی خویش را نه از آن میکنم سیاه
تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه
چون جامهها به وقت مصیبت سیه کنند
من موی از مصیبت پیری کنم سیاه
ای نیکخوی مردم ای نیک خوی شاه
تو نیکخواه شاه و ترا بخت نیکخواه
اندر میان رزم نمانی مگر بشیر
اندر میان بزم نمانی مگر بماه
هم آلت نبیدی و هم آلت سلاح
[...]
ای روی تو به خوبی افزون ز مهر و ماه
بهرام روز باده بهرام رنگ خواه
اندوه این جهان مخور ای ماه شاد باش
کامروز شادمانست از تخت و تاج شاه
افروخته ست طبعش و افراخته محل
[...]
ای یک غلام تو به گه حرب صد سپاه
اندر جوار جاه تو اسلام را پناه
مقبلترین عالمی و طالع تو را
هشت آسمان معسکر و هفت اختران سپاه
موج سخاوت تو رسیده به شرق و غرب
[...]
چون در هوای دل تن من گشت پادشاه
آمد به پیش سینه من از سفه سپاه
لشکرگه سفاهت من عرضه داد دیو
من ایستاده همبر عارض بعرضه گاه
دیو سیه گلیم بران بود تا کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.