ناشناس در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خونریز مسلمانان بیشتر نشود:
ترنجیدن برای انجماد و یخ زدن به کار رفته است
ناشناس در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خونریز مسلمانان بیشتر نشود:
کی جمادی محو گشتی در نبات...فکر میکنم اشاره باشد به اینکه تکامل جهان بر مبنای حرکت حبی است و اینکه همگی عاشقانه به سوی خداوند رونده ایم
ناشناس در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خونریز مسلمانان بیشتر نشود:
نر به معنی بزرگ و بزرگوار به کار رفته است در آمیغ شاه نر.
مهدی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
یحتمل این شعر از حضرت مولانا هست
رسته در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۷:
در+دهد+ی= دردهدی، وجه تردیدی فعل دردهد است.
در گذشته فعلها در این وجه کاملا صرف میشدهاند ولی به مرور زمان از کار افتاده است ولی هنوز در بعضی لهجههای محلی فارسی پا برجا است.
در دیوان شمس و مثنوی این وجه فعل فراوان به کار رفته است:
/ کی بفشاردی مرا دست غمی و غصهای.
/ دست دراز کردمی، گوش فلک گرفتمی.
/ از سر ماه، من، کله بستدمی، ربودمی.
بی پر و بی پا سفر میکردمی // بی لب و دندان شکر میخوردمی.
در دیوانهای اشعار و در نثرهای قدیم این وجه فراوان است. در دیوان حافظ هم است:
دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی // کز عکس روی او شب هجران سر آمدی.
( در گذشته خواب را حتما دراین وجه بیان میکردند، کسی خواب را در وجه اخباری بیان نمیکرد)
خوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویش // تا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدی
بقایای این وجه فعل هنوز در زبان فارسی وجود دارد، بسیاری در گفتگو از آن استفاده میکنند ولی ریشۀ دستوری آن را نمیدانند، متاسفانه در هیچ کجا آموزش داده نمیشود و محققان و ادیبان هم به آن نمیپردازند.
علی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):
عزیزان عرفای بزرگ را کار با کشف و کرامات نیست خود حضرت شاه نعمت الله می فرماید :
مـا عاشق و رندیم ز طامات مپرس/از ما بجز از حال خرابات مپرس
از زاهد هشیار کرامات طلب/مستیم و ز ما کشف و کرامات مپرس
مکاشفه ی آن جناب نیز سیر و سلوک عوالم قلبیه و باطنی است و نه دنیای مادی. مگر نه برای آنحضرت نصب و گذار پادشاهان تن پرور چه معنی خواهد داد؟
به قول حافظ عرفای دلباخته ی دوست :
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمیکنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمیکنم.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:
مجید جان البته مولانا تشتش از بام فرو افتاده چنان سخنان رک و زشت در گفتارش هست که دیگر بهانه ای برای پنهان کردنشان نمی ماند . البته باز دشنام و زشتی آشکار از ریا کاری و نامکامی بهتر است . سلام بر مولانای پاک هر چند که زشتی چند در کلامش راه یافته باشد .باید همه سو نگر بود .مولانا بسیاری جاهای دیگر هم لغزیده است ولی باز مردیست که برای تاریخ جهان یک برازندگی به شمار می آید .و من آنچه در این مثنوی می بینم هیچ کجا نمی بینم .ولی باید نام بزرگان دیگر را هم یاد کرد هیچ کجا فردوسی و نظامی هر چند از کامجویی سخن ها گفته اند به زشتی دشنام در نغلتیده اند و بلند باد نام آن دو حکیم هم .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۷ - حجت منکران آخرت و بیان ضعف آن حجت زیرا حجت ایشان به دین باز میگردد کی غیر این نمیبینیم:
خلق عربی شده ی خوی است . از آیین لغت زیبای خود آیین را داریم یعنی کسی که قوانین خودش را برای خود دارد و تا اندازه ای خودسر معنی می دهد ولی خود آیین معنی خوبی هم می تواند داشته باشد
مجید در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:
گویا مولانا در برابر حاسدان شمس سخت بر می آشفته و از چنین کلماتی استفاده می کرده است و آن را جایز میشمرده.
در کتاب برگ سبز اثر جناب موحد به تفصیل بیان شده است.
حامد در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۵:
گاهی فکر می کنم که در ایران چیزی است که در میان اقوام دیگر متمایز است. احساس با واقعیت طوری ترکیب می شود که در میان دیگر نوشته ها متمایز می شود.
محسن خ در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۱:
معنی یک لغت:
حَراک: حرکت، جنبش.
بهروز در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
از اینکه انسان موجودی اجتماعی است کمالش در گرو اجتماع بودنش است , در اجتماع است که جهات متفاوت عقل ذهور می کند در صورت رشد متناسب ره به سوی کمال می پیماید روستا اجتماعی کوچک است لذا خیلی از جهات ذهنی ذهور و بلوغ نمی یابند.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:
داو گویا ریشه ادعا هم هست و فارسی می باشد در کردی داوا یعنی ادعا که هنوز باقیمانده یک لغت پهلوی است .
اذرمیدخت در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
دوست عزیز اقای سپهر اجرای حمید نوربخش فوق العاده است مرسی
ناشناس در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۴:
باد هوارو از کجاتون درآوردید!
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
من البته هیچگاه چنین نسخه ای ننوشته ام ،اما به روزگار شیخ گویا پزشکان اینگونه تجویزهانیزمی نموده اند آنهم برای بیماری که امکان پیچیدن نسخه را نداشته است.
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:
ساقیا! عمر درازو قدحت پر می باد که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد.
به زبان حافظ نزدیک تر است و مهمتر دعایی است.
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:
داو را من برای نوبت بازی هم دیده و شنیده ام دوه doweکه میدان بازی نامیده میشد و داور که همان قاضی است ( دادور داور)
مرا داد فرمود و خود داور است ( حکیم توس)
یوسفی در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۱ - ای مرغک:
سلام
لطفا قالب این شعررا نیز بیان کنید با تشکر
ناشناس در ۱۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خونریز مسلمانان بیشتر نشود: