.M.FAHIM در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷:
صفحهء گنجور به سلامت باشید
اشتباه تایپی که اصل آن چنین است
**
مجو از طفلخویان، فطرت آزادگان بیدل
به پرواز نگهکی میرسد اشک از دویدنها
M.R.A در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱ - یکشب با قمر:
دوست عزیز ، شبرو جان ، من خیلی دوست دارم با اهالی ادب آشنا شوم و احترام زیادی هم برایشان قائلم ، ولی این درست نیست که یک نفر اسم خودش را ادیب بگذارد و بعد به شخصیت ادبی ای مثل شهریار آن طور بی احترامی کند
انتقاد و مخالفت کورکورانه و بی احترامی دو چیز کامل جدا از هم هستند ، ایشان منتقد نیستند بلکه به اسم انتقاد توهین می کنند . در واقع رفتار ایشان با ادعایشان تناقض دارد
M.R.A در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱ - یکشب با قمر:
جناب کیخا ایشان در جواب دوسمان با کنایه گفته بودند و منظورشون این بود که ایرج میرزا تبریزی نیست . اجمله ایشان این بود : لابد بنده هم اهل تبریز بوده ام و خودم نمی دانستم !!!!
صابر در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
بحث را با کلام استاد دکتر خلیل خطیب رهبر پایان می دهم.
« غزل حافظ مظهر لطیف ترین اندیشه های عرفانی است که در کالبد کلمات روان و شیوا با حسن تألیف و مراعات اسرا و فصاحت و بلاغت جلوه خاصی یافته است و این گوینده توانا در شیوه غزلسرایی عرفانی از همه معاصران و پیشینیان گوی پیشی ربوده و سبک عرافی را در غزل سرودن به اوج کمال رسانیده است. صنایع بدیعی بویژه تشبیه و استعاره و ایهام و مراعات نظیر در گفتار حافظ قدرت خیال انگیزی وی را آشکار می سازد. سایر محسنات لفظی و معنوی را نیز بر مقتضای حال بکار گرفته و چنان استادانه به صنعت گری پرداخته اشت که هیچگاه زنگار تکلف آیند تابناک سخن وی را تیر، نمی سازد و هرکس بقدر خویش از زلال سخنش سیراب می شود و براستی درست فرموده»
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
حمید استکی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱۰۶:
همه توضیحات جناب آقای انوش ضرغامی درست است به اضافه اینکه دربیت هشتم مصراع اولکلمه (صصد) یک صاد کم دارد ودرست آن (صصصد) میباشد .
سلیمی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۱۸ - چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما:
درود بر روح بزرگ اقبال لاهوری، بدون شک اقبال لاهوری یکی از بینانگذاران روشنفکری دینی در جهان اسلام است، واما در مورد این بیت: می رسد مردی که زنجیران غلامان بیشکند
دیده ام از روزن دیوار زندان شما . به نظر می رسد که اقبال در مورد آینده پیش بینی کرده است اما اینکه این زنجیر شکن غلامان چه کسی می باشد را نمی توان بطور قطع معین ومشخص کرد احتمالاتی بسیاری در مورد می توان مطرح کرد،محمد علی جناح پاکستانی، روح الله خمینی، امام دوازدهم شیعیان دوازده امامی، حتی می توان احتمال داد طبق عقیده ای مسیحیان آمدن عیسی مسیح وغیره
شایان در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۳:
هم در اینجا و هم در ویکی سورس در بیت زیر کلمه خشک جا افتاده که وزن شعر را هم به هم میزند. منبع نسخه فروغی
به نان «خشک» قناعت کنیم و جامه دلق
که بار محنت خود به که بار منت خلق
در بیت دوم هم به جای «همه رقعه دوختن» ، «هم رقعه دوختن» باید درجشود.
لیلا در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:
سلام. در این بیت میگه ای معبود من هرکسی بخواد در حق من بدی کنه مهم نیست آسون میشه کارهام وقتی تو با منی
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
شیراز به روزگار شاه شیخ که همزمان با جوانی خواجه است، شهر ی بوده است پر کرشمه، پر از عشق و لذت ، لذت زمینی جناب صابر ، با غها جلوه گاه زیبارویان ( ترک و فارس) و حتا خانگاه ها
خرابات بیت اللطف خوانده میشده است شهری که راز سر وسر مادر شاه با وزیری از وزیران پسر نیز در پرده نمی ماند( تاش خاتون را میگویم) شیرازبواسحاقی بهشتی زمینی بوده است. در چنین شهری منظور حافظ جوان از : عهد ما با لب شیرین دهنا ن بست خدای ( گر چه گاه نیز زبان به شکوه می گشاید که : شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت ...) به خوبی روشن است و هیچگونه ارتباطی با ایهام و الست و....
( که من بامعانی آنها بیش و کم آشنایی دارم) نداردو این البته چیزی از قدر ومنزلت شاعر کم نمی کند
شاعری که وصف زادگاهش را به طنز در رسالهی دلگشا می خوانیم.
مهدی ملک در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:
به نظر می رسد وزن این شعر خفیف مسدس مخبون (فعلاتن مفاعلن فعلن) باشد که رمل مثمن مخبون محذوف ثبت شده است.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
محسن در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب برزویه الطبیب » بخش ۵ - حکایت دزد نادان:
باسلام وعرض خسته نباشید و تشکر از ایجاد این سایت خوب چند غلط املایی وجود داشت زاید به اشتباه زاطد وشادیها به اشتباه شایدها نوشته شده بود
بوسلیمان در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۹۱ - چه خوش گفت اشتری با کره خویش:
بیت اول مصراع دوم ناقص است و درست آن چنین است:
خنک آن کس که داند کار خود را
(کلیات اقبال - انتشارات الهام - به کوشش: عبدالله اکبریان راد )
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲۷:
غزل 927
بیت اول چینی است:
ادب چه چاره کند شوق چون فضول افتد
بجای عذر دل آورده ام قبول افتد
محمداسماعیلی در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۰ - ذکر فضیل عیاض رحمة الله علیه:
نردبانی را چه بالا می روی
نک رسید آنگه که ما راهی زنیم
بنگر آن صوت موذن را که گفت
وقت آن آمد که درگاهی زنیم
ای فضیل اکنون بیا درگاه ما
تا هر آنچه خواهی از شاهی زنیم
با احترام...تقویم مشتاق
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰۶:
غزل شماره 906
اینچنین است:
(برتحمل زن که میگردد درین دیر نفاق
صلح، ازتعجیل جنگ و جنگ، ازتأخیر صلح)
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۰:
با سپاس بی پایان از دست اندرکاران گنجور
حروفچین یا تایپست تلاش دراد تا درست بچیند و یا تایپ نماید. اما اشتباهات املایی آنرا به اصطلاح کابل ما پروف خوان می گرفت و درست می نوشت. من هم با همان عادت خدمت تان گونه درست این بیت را می نویسم:
غزل شمارهٔ 640
در بوتههای غنچه اگر خرد زرست
اشتباه تایپی دارد و خرد زرست هیچ مفهومی ندارد
در بوته های غنچه اگر خوردۀ زراست./
یار و یاورهمه خدا باد
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۰:
با سپاس بی پایان از دست اندرکاران گنجور
حروفچین یا تایپست تلاش دراد تا درست بپیند و یا تایپ نماید. اما اشتباهات املایی آنرا به اصطلاح کابل ما پروف خوان می گرفت و درست می نوست. من هم با همان عادت خدمت تان گونه درست این بیت را می نمویسم:
غزل شمارهٔ 640
در بوتههای غنچه اگر خرد زرست
اشتباه تایپی دارد و خرد زرست هیچ مفهومی ندارد
در بوته های غنچه اگر خوردۀ زراست./
یار و یاورهمه خدا باد
پرهام در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
برای ما دبستانی ها کسره ها را بگذارید.
صابر در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
جناب دکتر ترابی
«ایهام» از مهمترین آرایههای بهکار رفته در شعر حافظ است و شعری از حافظ نمیتوان یافت که در آن ایهام نباشد. اتفاقا به همان دلیلی که شما گفتید یعنی اشارات قرآنی در شعر حافظ بعید است که حافظ در این بین حرفهای غیر شرعی و غیر اخلاقی بزند.
نوشیدن شراب در عرفان نمادی از پالایش روح است. سالک وقتی از رسیدن به عشق ازلی باز می ماند خود را از ریا شست وشو میدهد و نیت خود را خالص میکند ودوباره قدم در راه رسیدن به معشوق آسمانی میگذارد. ساقی نمادی از مرشد است که سالک به او اقتدا میکند تا او را به عشق ازلی برساند و هرگاه در این راه دچار لغزش میشود از ساقی طلب می میکند (می صاف بی غشم) تا روحش را صیقل داده و از پلیدی ها پاک کند و با خلوص نیت بیشتر دوباره در این راه گام دارد. عرفا برای توصیف معشوق ازلی خود چون نمی توانند معشوق خود را بطور کامل توصیف کنند( اصولا در توانشان نیست) از گیسوان و چشمان معشوق خود میگویند. این نیست که هرجا حافظ از عشق سخن گفت آن عشق زمینی باشد برعکس حافظ از عشق ازلی صحبت میکند و منظور از شراب نیز نمادی است از آنچه که روح را صیقل میدهد.
رامین در ۱۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴: