گنجور

حاشیه‌ها

محمدامین در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۳ - حقه لعل :

در غزل چهارم و بیت دوم؛ گردن، نوشته شده، گجردن
مصرع دوم بیت بعدیش هم فکر کنم یه فاصله کم داره

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۸ - جولای خدا:

با درود رامین جان مضمون را می شود درونمایه نوشت .جانمایه هم نزدیک به ان است . درونسو می شود ضمیر و نهان کمی همگانی تر است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

آذردیماهی بزرگوار تنها دوست دارم آهنگ خواندنت بگونه ای نباشد که من برمنش و مغرور به نگاهتان برسم .درود بر شما من خاکی نیازمند بارش و شارش خداوند هستم و شما جانی پاک و بشگون .درود بر بندگان نرمدل خداوند سلام بر شما همه آنچه را بنویسید می خوانیم با باریک بینی .

رامین در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۸ - جولای خدا:

چقدر عالی
چقدر با مزمون
لذت بردم

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

25676تعدادابیات مثنوی

آذردیماهی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

جناب امین کیخا
بازهم با حسن برخورد خود مرا خجل نمودید.
براستی که حقیقت را می گویید. شما نیک تر می دانید که مثنوی در زمان حمله مغولان سروده شد اما یک کلمه دشنام و بد دهنی به دشمنان هرگز در آن دیده نمی شود-
من نیز هرگز بدنبال کشاکش نیستم، و مرتبه استاد را مهم می دانم که بسیار دقایق عمر خود را در این راه سپری کرده اند-
حرف من این است: به نظر همدیگر احترام بگذاریم، نظر خود را حجت ندانیم، هیچگاه هیچکس پیدا نخواهد شد که به یقین بتواند بگوید نظر من با نظر مولانا یکیست مگر آنکه عینا شرائط او را بدست آورده باشد،
در این جهان همه چیز تابع قانون نسبیت است. هیچ چیز ثابت نیست الا ذات مقدس پروردگار.
این اشعار جزئی از فرهنگ ایران است، و درک آنها برای یک ایرانی نیاز به تحصیلات آکادمیک و تسلط به زبانهای عربی و انگلیسی و آلمانی ندارد مگر اینکه از فرهنگ خود دور مانده باشد یا اینکه کلا قصدش بررسی علمی بوده و دنبال فهم مطلب باشد و بخواهد معنی لغات را تک به تک بررسی و سپس تفکر نماید.
اینها همه در جای خودش نیکوست.
اما بر پله ای که هزاران هزار نفر همچون من از روی آن به مطلب مینگرند حضرت مولانا خطاب به عقلیون می فرماید:
" پای استدلالیان چوبین بود+پای چوبین سخت بی تمکین بود"
ضمن اینکه اولین مطلبی که همان خارجیها در شروع صحبت به ما می آموزند اینکه بگویید " نظر من این است" چون آنها دریافته اند که برای اظهار نظر راجع به هر مطلبی به تعداد نفرات روی زمین فرصت هست.
اما متاسفانه ما تا بجایی می رسیم، بندگی خدارا هم از یاد میبریم.
با این روند نابخردانه که پیش گرفته ایم می توان کفت اگر خود جناب مولانا نیز هم اکنون ظاهر شود و بگوید منظورم چنین بوده، بر او اشکال بگیریم که نه یادت نمی آید، اینچنین است که ما می گوییم. و بدتر از او جناب حافظ که بعد از حدود شرعی که زده می شود به جرم می خواری به زندان ابد محکوم است اگر اعدامش نکنیم.

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:

ستاره جان درود به شما و به شمس و مانده دوستان من چون تنها واژه می خوانم و از بر می کنم آری حافظ انچه که نوشته شگفت است ببین مثلا نوا یعنی آهنگ یعنی نظم و سامان و نیز مال و پول پس بینوا یعنی بی پول نا اهنگین و نا منظم که البته در فارسی ما بیشتر بی نوای تهی دست را به کار می بریم و اگر کمی بیندیشیم بانوا را کم و بیش هیچ کس به کار نمی برد بانوا یعنی آهنگین پولدار و سامانمند و منظم اما حافظ این کار را می کند ! حالا کلمه بنوا یا بانوا را جستجو کن تا ببینی چگونه و چه زیبا حافظ واژه دان بوده است .
اما رویهمرفته خواجه دلیل سرفرازی اش و فراگیری کتابش به نگاه من کلی گویی است یعنی هر کسی از ظن خودش یار حافظ می شود مثلا بسیار در پرده به مذهبش اشاره می کند بطوری که کسی از سخنان او دلگیر نمی شود بویژه در زمانی که مردم حاضرند دل و قلوه عزیزان همدیگر را بخاطر اختلافات مذهبی گاز بگیرند و یادشان رفته که کلمه یگانگی پروردگار پاک و تعالی است که بنیاد دینداری است .
البته شیوایی و ترازی سخن حافظ و رمزو رازگونه بودنش نیز نوشته هایش را شورمند می کند البته تا نکته دان عشق نباشد کسی همه حافظ را درک نمی کند ! امروز اگر فردوسی با شاهکار بیمانندش فارسی را برای ما حفظ کرده است اما این دیوان حافظ است که بر سر خوان نوروز است زیرا بوی همه ملت ایران را می دهد هم بوی پیر مغان و هم دین اسلام و هم مردممان با همه جداستانی هایشان . گرمگفتاری نکنم که فروتنی و نرمدلی شما ست که ستودنی است . و من جز در مورد وازگان نباید سخن بگویم که گنجور مهستان است جای بزرگان و مهان .

غلامحسین آتشی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱ - دیباچه:

احد درمیم احمد گشت ظاهر
دراین دور اول آمد عین آخر
زاحمد تااحد یک میم فرقست
جهانی اندر آن یک میم غرقست
بواسطه آیات (1اخلاص)و(6 صف)شکی نیست احد واحمد اسما مبارک باری تعالی وحظرت محمد است .اما رمز در میم نهفته است. حرف میم در حروف ابجد عدد چهل یا اربعین است.و از قداست خاصی برخوردار است.شعر اشاره به مراتب چهل گانه موجودات ومحل تجلی حقیقت محمدی است واز مرتبه 1 عقل کل ،قلم یاام الکتاب روح اعظم یا حقیت محمدی (ص).شروع و به 40-انسان کامل باز یعنی حضرت ختمی مرتبت پایان می یابد"هم او اول هم او آخردر این کار"(برای مطالعه دقیقتر به هزارگنج تالیف دکتر حسن امین لو مراجعه شود)
2-رمز دوم دایره وحلقه ای بودن میم است حلقه خاصیتهایی را داراست:1- محیط ومحاط شدن داردیعنی در بر گرفتن 2-حلقه وقتی درست میشود که نقطه آخر یک خط بر روئ نقطه اول قرارگیرد یعنی یکی شود.قبل از آن کمان است حلقه نیست.(هم او اول هم او اخر )
3 -جای شدن (ظرفیت اشیاء بزرگ در در اشیاء کوچک امکان پذیر است مثل غرق شدن خورشید یا آسمان در یک برکه یا کاسه آب بواسطه انعکاس انوار آن یا ساختمان بزرگ در لنز یا چشم 1 سانتی .بواسطه این انوار است که خدا وند می فرماید من در آسمانهاوزمید (جهان)جای نمیگیرم ولی در قلب مومن جای میگیرم.
بواسطه آیات واحادیث معتبر قدسی ونبوی واشعار زیبای عرفا وشعرا باز پرده از اسرار عدد چهل که جهانی درش غرق است بر میدارد:
1 در قرآن در چهار مورد به اربعین اشاره شده بشرح زیر
1-وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَی أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ ﴿51بقره﴾
2وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّی إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَی وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ ﴿15احقاف﴾
3قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ ﴿26مائده﴾
4وَوَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَقَالَ مُوسَی لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ ﴿142اعراف﴾
که بطور خلاصه حاکی از خلوص ،صاف شدن،بلوغ وتکامل انسان است
2 حدیث قدسی خمرت طینه(ت)آدم بیدی اربعین صباها (کتاب عوارف المعارف شیخ شهاب الدین سهروردی )
عطار میفرماید:
دوست چهل بامداد در گل ما داشت دست
تا چو گل از دست دوست دست به دست آمدیم
د ست درافکند یار بر سر دریای عشق
تا ز پی چل صباح جمله به شست آمدیم
3- حدیث نبوی : قال رسول الله: مَن اَخلَصَ لِله اَربعینَ صباحاً جَرَت یَنابیع الحِکمه مَن قَلبهِ اِلی لِسانه
کسی که چهل شبانه روز با اخلاص عمل کند، خداوند چشمه‏های حکمت را در قلب او می‏جوشاند و بر قلم و زبانش جاری می‏کند
حضرت حافظ میفرماید:
سحر گه رهرویی در سرزمینی
همی گفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه بماند اربعینی
09122339116

سید امیر در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۸:

سلام
به نظر می رسد بعضی ابیات به اغلاط و افتادگی و مشکلات وزنی دچار است فی المثل:
بیت4: هر کس که دید چهره او «پس» نشد خراب
بیت 5: هر مومنی که زآتش او با خبر «نبود»

رضا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۸:

متاسفانه در کامنت قبلی کلمهء مصرع به اشتباه مسرع نوشته شد
از مسئولان عزیز سایت خواهشمندم این مورد رو نیز در کامنت بنده تصحیح فرمایند
با تشکر
رضا

رضا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۵۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۸:

سلام
کلمهء ننای نی از مسرع دوم بیت اول قاعدتا باید نای نی باشد
لطفا درصورت لزوم تصحیح شود

حامد در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۴:

در بیت سوم کروبیان ببین صحیح است

حامد در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۵:

در بیت اخر بی یادت صحیح است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:

البته سهیل جان بیشترین دلبستگی را به فارسی ترکان عثمانی داشته اند که زبان رسمی امپراتوری قدرتمند و با شکوه شان هم فارسی بوده و این حقیقتی است که نمی شود نادیده گرفت . اما من نگفته ام همه فارسی سخن می گفته اند بعدها به جبر زبانهای دیگر اختیار کرده اند . می دانم زبان ترکی ریشه آلتایی دارد مانند مغولی و ایغوری و قزاقی و فارسی هم هندی اروپایی است مانند فرانسه و انگلیسی و المانی و روسی و البته همه زبانها زیبایی خودشان را دارند. و من هم از آذری بیشترین لذت را می برم خصوصا وقتی دوستان جوان مرد و پاک نهادم به آن گپ می زنند و نیز برای اینکه زبان پاره ای از میهن همه ماست . وانگهی سی درسد از خود ترکیه به کردی سخن می گویند که زبانی ایرانی است و این یعنی فرهنگ ما بیشتر از این ها با هم آمیخته است .

حامد در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۸:

بیت سوم لابد له صحیح است
ونیز در بیت پنجم فبه معترفونا به جای فیه

علی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴:

ببخشید که اینجا مینویسم اما چرا خیامتون فیلتر شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من نمیدونستم کجا باید سوالم رو بپرسم ، اگه کاری از دست من برمیاد بفرمایید انجام میدم

سهیل در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:

آقای امین کیخا خیلی ممنون از نظر شما... همه میدونیم تمام مردم جهان به زبان فارسی صحبت میکردند و بعدها زبانهای دیگر را بنا به جبر انتخاب کرده اند.......!!!ریشه زبان ترکی و فارسی بکلی متفاوت از هم است و بکار بردن لفظ گویش برای زبان غنی ترکی آذربایجان کاملا اشتباه است.

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

آزر جان سپاس برای آزرمداری و میانه روی شما

آذردیماهی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

جناب کیخا متشکرم از طرز بیانتان
و از زیبایی نوشته های شما بسیار می آموزم
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟
ازکجا آمده آمدنم بهر چه بود؟
بکجا میروم آخر بنمایی وطنم؟

یاشار در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

این شعر رو در آلبوم گریه بید محمد رضا لطفی بشنوید. شاهکاری بی همتا در موسیقی اصیل ایرانیست.

۱
۴۹۴۵
۴۹۴۶
۴۹۴۷
۴۹۴۸
۴۹۴۹
۵۷۰۵