گنجور

حاشیه‌ها

شهرام در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:

مزارین نورلا دولو اولسون کیشی. سنین شعرلرین خصوصییله نوستالژیک شعرلرین ایله استادانه یازیلیب کی من هر بیر زامان اونلاری اوخیاندا آغلامامیش اولمارام. یانی هر داییم اوخویوب یا قولاغ آسدغیم زامان گوزلریم دولار و آغلاماغا باشلار. منیم بویوک انامیندا آدی خان ننه ایدی...

فرهاد در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:

وحید جان مکر بیت سوم و چهارو م پنجم چیزی از بینظیر بودن کم دارند ... این عزل بلکل بینظیر است در زیبایی و دلنوازی و روانی!

فرهاد در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

با سپاس فراوان از آقای فرخ

فرهاد در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:

جناب حمید رضا، همچنین، آمدن ترکیب "مخمور شبانه" در مصرع آخر عزل عطار و مصرع اول عزل حافظ جالب است.

مهرنوش در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

بیت آخر: زن--> زین (به معنی از این)

فرهاد در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:

غزل زیباییست و بسیار آهنگین.

فرهاد در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:

جناب محی: نمیدانم شما کلمه خیالی "کنج" را از کجا آورده اید؟! در شعر نوشته شده است: ناخوانده "نقش" مقصود. بدیهی است که "نقش" را "میخوانند". هر خواندن را که نمیتوان به "اقرا بسم" ربط داد!

مهرنوش در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:

بیت 3 : باد پایان--> بادپایان ، یعنی جمعِ بادپا. و در نتیجه فکر می‌کنم که فعل باید جمع باشه: رسد--> رسند.

مهرنوش در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:

بیت چهارم لطفا : گودین--> گو دین

مهرنوش در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:

مُرد درست نیست. معنی‌اش اینه که کسی مَرد میدان مقابله با سلمان نیست.

merce در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

درود
احتیال برای رهیدن و گریز آمده , به معنی با حیله گریختن
می فرماید: به دست تو اوفتاده ای که می تواند باحیله بگریزد ، غمی ندارد
نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
چه غم اوفتاده‌ای را که تواند احتیالی

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۷:

پرسیده‌اند که معنی خابیه چیست.
با دوبار کلیک روی کلمه به لعتنامه دسترسی پیدا بکنید.
خابیه = خمب، خمره

امین در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳:

با پوزش در بیت اول، مصرع دوم دوستار اشتباه است. دوستدار صحیح میباشد

امین در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳:

با پوزش در بیت اول، مصرع دوم دوستا اشتباه است. دوستدار صحیح میباشن.

فرزام در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:

با سلام. غزلی بسیار زیبا از شیخ اجل سعدی. این نکته را همواره باید در نظر داشت که سعدی استاد سخن پارسی است و چون قافیه تنگ آید مانند برخی شاعران ، خدای ناکرده، به جفنگ گویی نمی افتد. اینکه کاتبان و نسخه نویسان برخی غزلها را درست ثبت نکرده اند و یا اختلاف در نُسٓخ ، گردی بر دامن سعدی نمی نشاند.

تنگ طه در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

من هم با نظر شهاب موافقم چرا که اولا به قول شهاب ردیف باید عینا در هر مصراع تکرار گردد که در اینجا تکرار نشده وبعد هم اگر ما ردیف باشد دیگر برای قالب غزل که باید مصرع اول بیت اول با مصرع دوم بقیه بیتها هم قافیه باشد قافیه ای نمی ماند . ما را می توانیم ردیف درونی برای همه ی ابیات به جزبیت آخر که دل ردیف درونی اش می شود. در نظر بگیریم .البته ردیف و قافیه درونی معمولا در پاره چهارم بیت رعایت نمی شود .

تنگ طه در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:

من نمی دانم چرا برخی شاعران مقام ومنزلت انسانی خود را آنقدر دون و خوار فرض می کنند مگر نه اینکه ما همه انسان و اشرف مخلوقاتیم . چرا باید مقام خود را حتی از سگ یک انسان دیگر پایینتر فرض نماییم .

تنگ طه در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۹:

در جواب برادر عزیز امرالله باید این نکته را به یاد داشت که در زبان فارسی از کلمات عربی استفاده می شده ولی دیگر قواعد زبان خودمان به کار می رفته نه عربی مگر اینکه بخواهند قسمتی از شعر را به زبان عربی بیان نمایند و معمولا یک کلمه را به زبان عربی و با قوانین عربی به کار نمی برده اند .

چنگیز گهرویی در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۶:

خانم رجایی .قبل از هر چیز بدان که وسعت فکر و اندیشه حافظ به وسعت کره خاکی و بل به وسعت کون و مکان میباشد پس شعر او را محدود نکنیم با فکر محدود خودمان .در مورد معنی بیت هفتم این غزل اشتباه شما در حد 180 درجه میباشد .در بیت مذکور کجا گفته شده انهایی که در لباس دین و دانش وکجا راهنمایی خواسته واصلا مگر میشود دنیا با این عظمت با خرقه الوده (صوفی یا شیخ و زاهد )خراب شود./.اما معنی بیت ./.بسیار واضح است که شاعر می گوید,الوده بودن خرقه یا جامه یا دامن یا بطور کلی الوده بودن انسانها (صوفی .زاهد .شیخ)به خاطر خراب بودن دنیا و مسایل دنیوی میباشد یا دنیای خراب و مسایل دنیوی میباشد که ادمها را خراب میکند .و در مصرع بعدی دلیل می اورد و ان را به همه تعمیم می دهد که کو ,راهروی و کو اهل دل و پاک نهادی؟ ./. به این ابیات که مصداق و مضمون همین بیت را دارد دقت فر مایید هر که امد به جهان نقش خرابی دارد . در خرابات بگویید که هو شیار کجاست .و.ادمی در عالم خاکی نمیا ید بدست . عالمی از نو بباید ساخت و ز نو ادمی .

فاطمه در ‫۱۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت:

بقول استاد ابتهاج دردیست در سینه که همزاد جهان است...
درد این شاعران بزرگ و والای سرزمینم چقدر بزرگ است...استادشهریار و استاد لطفی و تمام بزرگان ادب وفرهنگ دیارم را به نهایت دوست داشتن،دوست می دارم...ستودنی و دوست داشتنی هستند... .

۱
۴۹۴۴
۴۹۴۵
۴۹۴۶
۴۹۴۷
۴۹۴۸
۵۸۳۲