راشد در ۱۲ سال قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲۰:
سلام دوستان از نظر ادبی بسیار زیبا بود مهستی کنجوی یکی از متقدمان هجو وهزل سرای ادب فارسی میباشد .و تا جایی که بنده مطالعه داشته ام اولین بانوی هجو سرا ادب فارسی هستند
ناشناس در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۲:
ای دل بکوی یار گذاری نمی کنی…وآن را فدای مهره یاری نمیکنی….ساغر لطیف ودلکش و دم افکنی بخاک دیدی ای دل که غم یار دگربار چه کرد…….اشگ من رنگ شفق یافت زبی مهری یار……
مجال من همین باشد که پنهان مهریار ورزم..
حمید شرفی در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:
مصرع دوم
راه اگر بسیار باشد، "باش" گو؛ منزل یکیست
منیر سپاس در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۹:
با عرض سلام ، آغاز غزل در نوشته شما اینجا تحریف شده است در کتاب چاپ کابل را که من در اختیار دارم ، رندگی آمده است و این معقول تر و مقبول تر وبه یقین درست میباشد((به کنج زندگی عمریست جای خویش میجویم.. سراغ خود ز نقش بوریای خویش میجویم))
فرزاد در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی:
سلام-خسته نباشید
درباره دلیل سرودن این شعر باید یادآور شوم که استاد شهریار در اوج پیری در بستر بیماری بود و معشوقه اش(همان خانمی که در جوانی شهریار عاشقش بود) به عیادتش می آید و در حین احوالپرسی جهت دلداری دادن شهریار به او می گوید : "استاد خوبه که حالا دیگر اون عشق و احساسات جوانی آزارت نمیده " منظورش این بوده که شهریار از نظر روحی حالش بهتر از وضع و حال عاشقانه در جوونیشه
که شهر یار در جواب این شعر رو میگه و مهمترین بیتش هم اینه که :
مژه سوزن رفو کن نخ آن ز تار مو کن
که هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارد
یکی از نعمتهای خوب خدا که به انسان داده فراموشیه آدم خیلی چیزهارو فراموش میکنه مثل غم از دست دادن عزیزان ولی بعضی مسائل و موارد اصلا قابل فراموش کردن نیست
زنده باد عشق و عاشقان واقعی
راشد در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۵۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۴:
در جهار مصرع نه جهار بیت
راشد در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۵۱ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۴:
درود دوستان این رباعی از جند جهت مهم و قابل تامل و تفکر است 1.ابراز خیام به ناتوانی در درک و حل معمایی که به اشتباه ما ان را هستی فرض میکنیم که در مصرع دوم بیت اول به ما میخواهد بفهماند که این معمارا حل کرده اند2.جه کسانی حل معما را بلدند (زیرکان دانایی) که در مصرع دوم میکوید حال این اشخاص جه کسانیند؟3.در بیت دوم أشعره به منطقی میشود که بهشت را فیزیکی و در عالم امکان در نظر میکیرند که قابل ساخون است4.در مصرع اخر دوباره سوالی مطرح میشود که خاص خیام و فلسفه نهیلیستی اوست که به بایان کار انسان در این جهان اشاره دارد ویا به سؤال مهمی دیکر انکه ما در برابر قضاوت جهان دکر بیخبریم. حال میبینیم که فلسفه منطق فیزیک تاریخ هنر ادبیات را جکونه خیام کنار هم نهاده است در جهار بیت
راشد در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱:
شرمنده دوستان خط اخر میخواهد درسته که نمیدونم این کلمه عجیب جطور از اب در اومد هر کاریم کردم درست نشد خلاصه ببخشید
راشد در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱:
نمیدونم جرا باید بدونیم از بهر جه اراست مرا اولن فرض را بر این بکیریم که واقعا خالق و مخلوقی که انهم به لطف ادبیات بر وزن عاشق ومعشوق است باشند دوما جه فرقی میکند که بدانیم یا ندانیم؟ خیام بزرک از فلسفه وارد شعر میشود
ودر این رباعی فقط وفقط مدخولها بدانیم که در کار افرینش باید تامل کرد
حسین ج در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:
ابراز عقیده در منظر ادب خود عین ادب است مولانا خود گویای یک ادب در منظر حق تعالی بود و در نگاه او هر چیزی که مسیر الهی داشت همجون یک زندان گشوده و آزاده بود .
مولانا بصورت سمبلک عقیده اش را بیان و ابراز کرده است و اگر ما فهم درستی داشته باشیم درک این واقعیت برای ما آسان خواهد بود و از خدا این فهم را طلب کنیم.
نیکی در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۳:
این شعر با صدای علیرضا قربانی مسخ کننده است... مخصوصا وقتی با تمام وجود میگه: مرا چه جای دل باشد چو دل گشته ست جای تو... بی نظیره...
پ در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱:
فکر میکنم وزنِ درستِ این رباعی، " مفعول مفاعل مفاعیل فع" باشه نه "فعل"
سید کبیر در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷:
سلام
کاوه در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۰:
این رباعی قطعا متعلق به خیام است.
آراد در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران:
من دیوانه ی این شعرم روحت شاد استاد <3
صغیر در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
با عرض سلام .... به احتمال قوی بیت آخر غزل مصرع اولش دستگاری شده چرا که من از قدیمی های اهل ادب و شعر شنیدم که میخوانند ( به حقیقت آدمی شو نه به خویشتن که سعدی - هم از آدمی شنیده است بیان آدمیت ) با وجودی که در این بیت تخلص سعدی هم وجود دارد احتمالا نشانگر صحت آن است
علی در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
سلام ببخشید فکر کنم که شعر این طوری باشه:
گفتم سخن تو گفت حافظ گفتا
شادی روح همه لطیفه گویان صلوات
امیر بهرام دوست در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱:
به ناکام کرد:
واژه دوغ صحیح بوده و به دوغ افتادن کنایه از فریب خوردن است.
علی در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ رهی معیری » رباعیها » اندوه مادر:
با سلام . آقا اشکان ((سپاس گزارم)) با ( ز ) نوشته می شه نه با ( ذ)
راشد در ۱۲ سال قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲۰: