گنجور

حاشیه‌ها

سارا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:

منظور از بیت آخر چیست؟ کدام مورد اشاره به مرگ فرزندش دارد: از بین رفتن فرصت در شطرنج یا بازی ایام؟

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:

البته این را هم اضافه کنم که عده ای هم معتقدند لب شتری یا شتر لب بوده است و بعد به لب شکری تغییر داده است .

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:

فکر کنم cleft palate نام بیماری نباشد بلکه نوعی نقص عضو در ناحیه ی دهان است که بین ما به لب شکری ( نه شکر لب ) مشهور است . شکر به معنای قند و شکر نیست بلکه شکار کردن است . لب شکری لبی که قسمتی از آن شکار شده است .از شکریدن . مانند لبی که قسمتی از آن را گلوله یا تیری دریده باشد .

سید رسول حسینی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

سلام و عرض خسته نباشید خدمت دوستان...
خطاب به دریا
من هم مثل شما عاشق شهریار و استادش خواجه حافظ شیرازی هستم.در ادبیات فارسی وقتی از کلمه ی (ترک) استفاده میشود به این معنی نیست که کسی یا شخصی ترک تبار بوده.(ترک) یعنی یار زیبا و خوشرو...و دیگر آن که منظور خواجه از ترک شیرازی یار زیبای شیرازی بوده.و درست آن بیتی که ذکر فرمودید بدین شکل است(خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند-ساقی بده بشارت رندان پارسارا)...در ضمن نباید به شاعر شاهنامه فردوسی توهین کرد چون اگر فردوسی نبود زبان شیرین فارسی هم نبود.سخن را نیک بدارید که سخن ارزشی بس والا دارد.البته این طرز رفتار با استاد شهریار درست نیست.قربان همه ی ترک زبانان ایران...
ایام به کام

احمدرضا توجهی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:

عرض ادب و احترام
وزن شعر در این شعر اشتباه درج شده است
وزن : مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن است
گر / ی / ی / جا / سو / ز / م / را / نا / ل / ز / دن / با / ل / ن / گر
نا/ ل / ی / بی / گر / ی / ب / بی / گر / ی / ی / بی / نا / ل / ن / گر
__ / 7 / 7 /__ / __ / 7 / 7 / __ / __ / 7 / 7 / __ / __ / 7 / 7 / __
موفق باشید

آنا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

سلام
بشنو از نی درسته

سید احمد در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۰:

من دوش پنهان میشدم در قصر جانان سنگنک***نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنک
دیدم نگار خویش را بر تخت زر در خواب خوش***من از نهیب عشق او چون بید لرزان سنگنک
کردم دو انگشتان دراز آهسته اک آهسته اک*** برداشتم برقع به ناز از ماه تابان سنگنک
یک نیمه نرگس باز کرد از خواب و جنبانید سر***شد برزخ همچون مهش زلف پریشان سنگنک
گفتا که هی هی بی ادب گفتم منم مسکین تو***ناگه کنی باید خبر ای راحت جان سنگنک
ترسان دهان بردم همی تا نزد لعل دلکشش***بوسی ربودم ناگهان از شکرستان سنگنک
گفتم همی خواهد دلم کاندر برت گیرم همی***گفتا که اول شمع را برخیز و بنشان سنگنک
باری به کام خویشتن آوردمش در بر دمی***بانگ نوا زذ آن زمان مرغ سحرخوان سنگنک
گفتا که حافظ خیز و رو صبح است تا ایوان شاه***بر شاه خوان این قصه را از خلق پنهان سنگنک
حضرت حافظ (ره)

علی فرازیان در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:

در خصوص این شعر به چند نکته اشاره میکنم
شاید که دوستان پاسخی بدهند :
فردوسی معمولا یا از دهقان نقل می کند یا از موبد ، ولی در داستان رستم و اسفندیار از بلبل نقل قول میکند
و نکته بعدی اینکه در مقدمه اشاره میکند که بلبل به زبان پهلوی سخن می گوید و بر مرگ اسفندیار ناله سر میدهد

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:

این هم یک نمونه دیگر از زیبایی های ترک ها . در حلق دل شیفته شد حلقه به شوخی . یعنی قلاب در حلق دل شیفته شد . نام دیگر قلاب نشپیل است که رودکی به کار برده است .

محمد صادق در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۵:

مصرع آخر اشتباه تایپی دارد" فرود و ز" غلط "فرودوز"صحیح

مجید همایون در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

بیت آخر متناسب است با این عبارت : «به سّرش ندا آمد که بایزید هنوز توییِ تو همراه توست اگر خواهی که به ما رسی، خود را بر در بگذار و درآی . » از مجالس پنج گانه ی سعدی

مجید همایون در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:

در ادبیات فارسی رقیب بیشتر به معنای نگهبان و همراه و یا لله ی معشوق می باشد نه رقیب عشقی

شبرو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

به گمانم مراد از بیت پنجم چنین است:
غم عشق به خاطر سختی هایی که دارد، به خاری تشبیه شده است که هنگام عبور بر دامن می آویزد و موجب ملال است. اما با اینهمه دست از غم عشق شستن و برای تفرج به گلستان های زمینی رفتن، کوته نظری است. چرا که غم عشق با وجود دشواری هایش، زیبایی هایی دارد که از مناظر گلستان دلچسب تر است.
این چیزی است که از ظاهر بیت بر می آید. اگر منظورتان مفهوم دیگری است، نمی دانم. معنی بیت با کلمه خال را نیز نمی دانم.

مجید همایون در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:

سرو: نماد راست قامتی و رعنایی و نیز آزادگی و سرسبزی می باشد.

محمد صادق در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:

در بعضی از نسخ بیت سوم اینطور شروع میشه:در مجلس مغانم دوش آن صنم خوش گفت ..در نسخه ایی دیگر دوش آن پسر چه خوش گفت!

اوی شماره .. در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

سلام
صدای چاکاک تیز واژه ها برگرفته از ذهن های جوشان و بران بر سخنان مدری بی ذهن مردی هیچ دهن و هیچ نفس ؟ ؟ عجبا ؟ مووی اویی بود همانند شما بیهوده کاری است داشتن اسم کدام نام ؟ اویید نمی بینید هرچه هست و هرچه نیست اوست مولوی در جوانی مرد رمز او شدن همین بود حضور او را دریافت او شد شیرین شد کدام دنیا کدام رفیق کدام مال و منال کدام کدام کدام به قدر ذره ای از حضور اوست دریای آرامش است اقیانوس عشق است معشوق معشوووووووق

عبداله گراشی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:

این شعر متناسب است با خواندن در ورزش باستانی قسمت میل گیری

رسته در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعت‌گری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ:

تخصیص ( از مصدر عربی در باب تفعیل) در متن‌های کهن فارسی به معنی‌های مختلفی آمده است معادل: ویژگی یافتن، خاص شدن، خاص کردن، خاص گردانیدن، ویژگی دادن، بخشش ویژه کردن، سهم ویژه دادن . ممتاز گردانیدن.
در فارسی امروزه بیشترین کار برد آن اختصاص دادن است.
در این شعر می‌گوید: همه مست بادهٔ ویژه‌ای که تو داده‌ای هستند.
گرچه بشکستند جامت قوم مست // آنک مست از تو بود، عذریش هست
مستی ایشان به اقبال و به مال // نه ز بادهٔ تست ای شیرین فعال؟
48
ای شهنشه مست تخصیص توند // عفو کن از مست خود ای عفومند
49
لذت تخصیص تو وقت خطاب // آن کند که ناید از صد خم شراب
50
چونک مستم کرده‌ای حدم مزن // شرع مستان را نبیند حد زدن
5

رحمان در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴:

دربدخشان لعل گشتن یاعقیق اندر یمن
سهل باشدلاجرم انسان گشتن مشکل است

محمد در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

البته سعدی و بعد از اون ، حافظ واژه پردازی های زیبایی به پارسی داشتند ، ولی جو حاکم بر جامعه در اون زمان ، با واژگان عربی پر بود و این تا همین قرن پیش ادامه داشت. اگه چند تا از نامه های دوران قاجار رو بخونید، شاید چندتا جملشو هم نفهمید از بس غیر فارسیه. ولی اون زمان می فهمیدن

۱
۴۸۷۳
۴۸۷۴
۴۸۷۵
۴۸۷۶
۴۸۷۷
۵۷۳۱