امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:
به به . دکتر ترابی مهربان . همین شاخه شاخه کردن وقتی از دهان بزرگان باشد هنری است . درود به جان پر فروغت .
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:
بیت آخر به گمانم بدین صورت درست تر مینماید:
سعدیا، گر به تو دردیست ( درد است) به درمان برسی.
آنکه دردی نکشد، لایق مرهم نشود.
والله اعلم...
علی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:
بیت آخر اشکال ویرایشی دارد که خواننده را گمراه می کند. صحیح آن به این شرح است:
سعدیا گر به تو دردست به درمان برسی
هر که دردی نکشد لایق مرهم نشود؟
سیاوش در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۳:
به نظر میرسد که در بیت چهارم ؛فردا بگیرد دامنت...؛ صحیح تر باشد.
امین در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸:
چند سال پیش که از طرف یکی از دوستان خود ضربه خورده بودم به فال حافظ مراجعه کردم تا نظرش بدانم قبل از آن با این غزل آشنایی نداشتم کتاب را باز کردم و این غزل جوابم آمد.
مژده.ح در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
تکمیل می کنم :در کتاب رشته ادبیات پیام نور نظم ا بخش1 مصراع دوم وز برف برکشید یکی حله ی قصیب تایپ شده و در قسمت توضیحات ذکر شده است قصیب در اینجا بی معنی است احتمالا بایست قشیب باشد
پگاه در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:
بیت 9 معنیش چیه؟
مژده.ح در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
مصراع دوم آن در بعضی از نسخه ها بدین صورت است: از برف برکشید یکی حله ی قصیب که به نظر بنده یعنی ریزش باران جامه ی کتان برف را از تن زمین بیرون کشید(برف به جامه کتان تشبیه شده که بر تن زمین است)
امید در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:
ما هم به جانم وندی شرمن از قول سعدی می گوییم :
"ای زبردست زیر دست آزار
گرم تا کی بماند این بازار
به چه کار آیدت جهانداری
مردنت به که مردم آزاری "
niyaz در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶:
بدون شک
مولانا شعر های ترکی هم داره
و قسمت های زیادی از بلخ امروزی و بلخ قدیم رو ترکتبار ها (ازبک ها و ترکمن ها) تشکیل میدن
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:
جناب کیخا ، و می زده از برای آنچه در انگلیسی
هنگ اور میگویند و ما به نادرست خمار میخوانیم
و خماری نشانگان محرومیت از خمار شکن است!!
و دو دیگر که از مرضیه و می زدگی اش یادکنیم
می زده شب چو ز میکده با ز آیم و.....
و سدیگر پناه به کوی دوست بریم و نیاز از او جوییم.
چه حتا به زندان که اندری به دوست می اندیشی که دوست آزادی است آفتاب است
به قول شیخ:
صبح می خندد و من گریه کنان در غم دوست
ای دم صبح! چه داری خبر از مقدم دوست
و ببخشایید پراکنده گویی ام.
حسین در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۰:
سلام.من نمیدونم چند نفر نویسنده و چند نفر مدیر این سایت زیبا هستند.ولی از همین جا به همتون خسته نباشید میگم.دست گلتون درد نکنه. واقعا کاری که شما میکنین کمتر از کار شاعرا نیست.به امید روزی که که این 3 درصد کتاب خون تبدیل بشه به 97 درصد.بازم ممنون موفق باشین
مرتضی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:
ببخشید. که رو از شرم آن خورشید بر دیوار می آورد
مرتضی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:
فروغ ماه می دیدم ز بام قصر او روشن/ که رو از شرم آن خورشید در دیوار می کرد.
ایهامی که در این بیت بیان شده زیبا و قابل تامل است. زمان غروب خورشید را در نظر بگیرید که افتاب روی دیوار و بر لب بام است. در این موقعیت یار بر پشت بام قصرش ظاهر می شود. چنان زیباست که خورشید از شرم آن زیبایی رو به دیوار می آورد و توان تابیدن ندارد.
به تعبیری دیگر، مهتاب را بر دیوار ببینید. این فروغ ماه از شرم آن خورشیدی که درون قصر است رو به دیوار آورده است.
شیرازی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵:
من اگر رند خراباتم و گر حافظ شهر . . .
کلمهء حافظ یعنی از بر دارندهء قرآن که خود ب خود در طایفهء زاهدان قرار میگیرد و از همین رو در مقابل رند خرابات آمده است.و وجود کلمهء حافظ طنز بیت را بیشتر میکند.
در نسخه های سایه و نیساری هم حافظ درج شده.
و در کل همگی بر برتری نسخهء خانلری (این شعر) حکم میدهند که حافظ آمده.
پرهام در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹:
درود.
این غزل به زیبایی هرچه تمام تر توسط آقای حمیدرضا نوربخش خوانده شده است. پیشنهاد می کنیم نیوش جان کیند.
محمدعلی معیری در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
بسم الله الرحمن الرحیم
روی عن ابن عباس عن امیرالمومنین علی بن ابی طالب
انا النّقطه الّتی تحت الباء و سرّ الباء
سعید در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۹:
در بیت نهم، "محرم گنج تو گردیم،چو ویرانه شویم" درست هست...لطفا اصلاح بفرمایید..ممنون
بابای ماهور در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶:
من در جایی دیدم که "هر کس که پری خوتر در شیشه کنم زودتر"، رو اینگونه آورده: "هر کس که پری خوتر در شیشه کنم زو طرح" !!!
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵: