غلامعلی حامدبرقی در ۱۲ سال قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۱۷:
با عرض سلام و احترام به نظرم در بند دوم مصرع اوّل حرف ربط " که" اضافه باشد: ترسم نبری جان ز غمش آه ای دل
Hamed Re در ۱۲ سال قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده ی اسرار فنا خواهی رفت
می نوش از کجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
***
می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن به کفر و دین آیین منست
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منست
***
قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
که اندر همه جا مدام خوانند آن را
(خیام)
حسن رونقی در ۱۲ سال قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
و آن هم عزیز سوگند است درست نمی باشد درست آن کانهم عزیز سوگند است میباشد .
سیدمهدی در ۱۲ سال قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۴۲ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵:
سلام
در بیت 6 بین کلمه اوحی یک فاصله افتاده که بایست اصلاح شود.
سیدمهدی در ۱۲ سال قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۳۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۶ - سخن گفتن مجنون با زاغ:
سلام
«چون سوختگان سیه چراغی» اشتباه است و «چرایی» درست است
تنگ طه در ۱۲ سال قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۴:
به نظر می رسد که غزل با بیت اضافی که آقای صباغ زاده عنوان نموده اند کامل تر می شود . اینجا هم می گوید اینجا یکی همه است و همه یکی است و همه مخلوق خدا و عاشق اویند و با چشیدن جرعه ای از شراب معرفت او عاشق و شیدای او می گردند .
deargoli deargoli@gmail.com در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۲:
با سلام و ادب
یک شعر زیبای دریایی از صائب تبریزی
روانش شاد
تنگ طه در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارونالرشید با مویتراش:
از آقای امین کیخا و شکوه تشکر می کنم که برخی واژه ها را معنی نمودند . واقعا برخی کلمات را که معنی آن را درست نمی دانی فکر می کنی در شعر غلط به کار رفته است مانند همین کلمه گرا یا عباس به معنی عبوس که با فهمیدن معنی این کلمات درک بهتری از شعر پیدا می کنی .
تنگ طه در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۴۳ - داستان دو حکیم متنازع:
همین حکایت به گونه ای دیگر نیز روایت شده که:
ابتدا حکیم اول یک عقرب را با خوراندن عقربها و رتیلها به آن بسیار سمی می کند و آنرا به جان حکیم دوم می اندازد و حکیم دوم هم که از ماجرای عقرب خبر داشته از قبل خود را آماده نموده و به محض نیش زدن عقرب خود را به حوض پر از شیر انداخته و بعد با تریاک خود را مداوا می نماید و بعد که نوبت به ساختن زهر او می رسد به چند نفر دستور می دهد به مدت یک هفته مقداری گل ساده را در جوغن ( هاون سنگی ) بکوبند و حکیم اول نیز که همسایه او بوده فکر می کند آیا او چه زهری را دارد می سازد که باعث مرگ او شود و در روز موعود حکیم دوم یک گیاه که خیلی سمی هم نبوده را کوبیده و به حکیم اول می دهد و حکیم اول نیز از ترس فکرش هم کار نمی کند که برای آن گیاه می تواند به راحتی ضد زهری بسازد و با خوردن گیاه مسموم شده و میمیرد . این حکایت را برای اشخاصی که می ترسند خصوصا بیمارانی که از بیماری می ترسند به کار می برند .
تنگ طه در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود:
من هم با نظر خانم یا آقای رسته موافقم و ایشان بسیار خوب مطلب را توضیح دادند . اگر ابیات بعد از بیت
سایه خورشید سواران طلب رنج خود و راحت یاران طلب را به دقت بررسی کنیم اشاره ای به مسیحیت و حضرت عیسی ندارد .
مهدی در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۲:
باسلام وخسته نباشید
بیت دوم درجایی چنین خواندم
بنای مهر نهادی که پایدار نماند
که البته صحیحتر مینماید
متشکرم
فرهاد در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۷:
بیت 5 مصرع 1، درست این است: هنوزت ماه در "عقرب" مقیمست.
با سپاس
کیان در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
جناب اردشیر
به نظر میرسد کاملا مغرضانه در مورد نژاد ترکان اظهار فضل نموده اید... عصبانیت شما از ترکان ممکن است دلایل شخصی داشته باشد که قابل طرح در اینجا نیست/ همانگونه که شما فرموده اید در هر قوم و ملیتی همه گونه ی انسانی پیدا میشود و خوب و بد یا زشت و زیبا بودن یک نفر نمیتواند تعمیم یابد... در مورد منظور حافظ هم آگاهی و اطلاعات ناقص نمیتواند حق مطلب را ادا کند. اما آنچه مورد وثوق همگان است والان هم به آن اذعان دارند زیبارویی اکثریت مردمان ترک نژاد است.
ع علیزاده در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » مثنویات » شمارهٔ ۱۵:
بیت عربی آخر، الحاقی است و بهتر است حذف شود . نه ایشان شعر عربی سروده و نه از نظر عروضی تناسب دارد.
مهدی در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی:
بسیار زیبا بود
جواد در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
شب تاریک وموج گردابی چنین ........ کجا دانند حال ما سبک باران. به ساحل ها
من معنی این بیت را بار ها در هنگام سختی ها درک کرده ام حافظ فقط اگر همین بیت را گفته بود باز هم از نظر من مرد بزرگی بود
فهیم در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » دِلِ زاری که من دارم:
خیلی زیباست. هنرمند محبوب افغانستان این غزل را با چه سوزی خوانده است که اشک از چشم ها جاری میشود.
زنده باد دوستی افغانستان و ایران
روح رهی و احمد ظاهر شاد باد.
با احترام
فهیم از کابل
سیدعلی کرامتی مقدم در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
در این غزل به دل انسان که خزانه ی اسرار الهی است اشاره شده است. یعنی هرچه می جویی در دل است پس دل را پاک گردان تا به یار برسی. همان سخن زیب النسا است که:
برو طواف دلی کن که کعبه مخفی است / که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت
ستاره در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
درود
دوستان صاحب نظر در این غزل حضرت حافظ چه احوالی را خوش میپندارد؟
همچون بلبل غم روی گل خوردن و به عبارتی شب زنده داری و دل افگاری یا رند ی و عیاری و بی خبری ؟
غلامعلی حامدبرقی در ۱۲ سال قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲۰: