گنجور

حاشیه‌ها

محمدحسن صدر در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

فکر میکنم بیت ششم به این صورت باشد
حلقه بردر نتوانم زدن از بیم رقیبان
این توانم که بیایم سرکویت به گدایی

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

دلم زین عشق بی حسرت پر از شور است و مشتاقی
أدر کاساً وناولها الا یا أیها الساقی
دگر بگذشت آن دوران که شب تا صبح میگفتم
أنا المسموم و ما عندی بتریاقٍ ولا راقی

tanin در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱:

آخ که خوش گفتی بابا طاهر کاش میشد واقعا دست بی نمک رو در دریای نمک شست .
واقعا از سایت عالیتون ممنون.خسته نباشید.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

با سلام خدمت جناب آقای پارسا
این غزل یکی از بهترین غزل های شهریار بوده و محبوبیت و ارزش ادبی آن برای همگان روشن است. اما قضیه آن خواب را نمی دانم چه کسی و در کجا برای اولین بار مطرح کرده است. درباره صحت یا سقم آن نمی توانم نظری دهم. یک موضوع نقلی است که نه درباره رخ دادن آن و نه درباره رخ ندادن آن نمی توان نظر قاطعی صادر کرد. شاید خوابی بوده و روایتی صحیح مقابل ماست و شاید شایعه ای بوده از جنس آن ها که بسیار شنیده ایم. خداوند بهتر می داند. به هر حال ارزش این شعر ورای این رویداد احتمالی است.

علی کیادربندسری در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

بیت پنجم:
با توجه به مصرع دوم و معنای کلی بیت پنجم و همینطور ضبط نسخه های دیگه، در بیت پنجم کلمه ی امتحان غلطه و باید به جای اون کلمه ی آسمان گذاشته بشه.

علی در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » ایمان ایله گئتدی:

علی جان این بعد از انقلاب نوشته شده است

مرادی در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام:

این قطعه ادبی به تنهای درجای مناسب خود آنچنان اثر گذار است که شنونده را برای مدتی بفکر فرو مبرد

منتقد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:

جاهل از جمع‌کتب صاحب معنی نشود
نسبتی نیست به شیرازه سخندانی را
::
نمایشگاه کتاب...

مسعود رضایی بیاره در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۱:

از چرخ ببارد از زمین بر روید

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:

شمس به اصطلاح الحق، آنکه به بزرگان علم و ادب چنین گستاخانه توهین کند و آنها را احمق بخواند، حماقت، کوته فکری و بی ادبی خود را آشکار کرده است ... لطف کن و از اینجا برو.
ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توست، عرض خود میبری و زحمت ما میداری.

حنا در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

در مصرع اول بیت اول اشتباه تایپی وجود دارد
خرامان از درم بازآ که از جان آرزومندم

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:

شمس به اصطلاح الحق، حکیم عمر خیام را به کوته بینی متهم کرده ای!!! زهی گزافه گویی آشکار! خودبزرگ بینی تا چه حد، که دانشمندی چنان بلند پایه، و شاعری چنان موجز گو را کور و کر و لال خوانده ای! حقا که دید کوتاه و عقل ناقص خود آشکار نمودی، وگرنه از چرندیات حقیر فانیی چون تو گردی بر دامن حکیم جاودانه ای چون خیام ننشیند.

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸:

تلاش میکنم تا به خواسته جناب آرش حیدری معنایی عمیقتر از این رباعی ناب خیام ارایه کنم. باشد که مورد توجه علاقمندان قرار گیرد:
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست، نتوان به امید شک یک عمر نشست: میگوید، حقیقت معلوم نیست، پس نمیتوان به امید شک نشست. به دو نکته اشاره میکند: 1) در دست نبودن حقیقت و یقین. قرآن میگوید "تنزیل الکتاب لا ریب فیه .. هو الحق من ربک ..." (سجده، 1 و 2) این کتابی که در ان هیچ شکی نیست .. حقیقتی است از سوی پروردگار تو ...) در حالی که خیام میگوید حقیقت در دست نیست. پس معلوم میشود به قرآن اعتقادی نداشته است و آن را حقیقت نمیدانسته. 2) به امید شک نتوان نشستن، اشاره میکند به استدلالی که روحانیون برای اهل شک میاوردند/ هنوز هم میاورند، مبنی بر اینکه اگر شک دارید، به دستورهای دینی عمل کنید، اگر در آخرت خبری باشد، پس به بهشت میروید، اگر هم نباشد، چیز زیادی از دست نداده اید. خیام میگوید به این امید نمیتوان همه عمر نشست.
بیت دوم: "هان تا ننهیم جام می از کف دست." مشخص است، که هشدار میدهد که جام می را کنار نگذاریم. مشخصتر اینکه مقصود می و شراب واقعی است، چون اگر شراب عرفانی بود، لزومی به منع و هشدار نداشت. "در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست" باز به 2 نکته اشاره میکند. 1) به فلسفه عمیقی مبنی بر: اگر حقیقت و هدف معلوم نباشند، هشیاری و مستی فرقی با هم ندارند، که تلویحن میرساند (با توجه به مصرع پیشین) مستی بهتر است. 2) قرآن میگوید رسول پیام آور است از سوی خدا، و پیامبران آمده اند تا بشارت دهند و بترسانند و خبر دهند از روز قیامت. ولی خیام میگوید که در بی خبری است، پس بعثت پیامبران را هم قبول ندارد، و میگوید جام می از دست ندهیم :)

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:

جناب بیطرف، البته بیت اول میتواند دو گونه معنی شود، که خیلی هم دور از هم نیستند. 1) میگویند انسان مست اهل دوزخ خواهد بود، و 2) آن معنی دور از ذهن که شما بیان کردید: به آدم مست میگویند که دوزخی هم هست. هردوی این معانی بیانگر هشداری هستند به آدم مست و اینکه به جهنم خواهد رفت. موضوع مهم مصرع دوم است که شاعر میگوید این حرف نادرست است و نمیتوان به آن باور داشت :)

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:

دو درخواست بود از سوی شهریار و باربد برای معنی بیت دوم که دانشمندان بالا توجهی نکردند! معنی بیت دوم این است:
خیام این جهان گذران را به عروسی تشبیه میکند، و خود (انسان) را داماد، که میخواهد از هم آغوشی با این عروس (زندگی کوتاه در این دنیا) بهره بگیرد. از عروس میپرسد مهریه (کابین) تو چیست تا بدهم و از تو بهرمند شوم؟ عروس میگوید، مهریه من دل خوش توست. یعنی برای بهرمندی از دنیا و لذت بردن از زندگی باید دل خوش و شاد داشت :)

juki در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۱:

با سلام و آرزوی توفیق خدمت مدیران محترم سایت .
در صورت امکان بیت زیر نیز بررسی و شعر کامل آن درج گردد
دلا در حسن لیلی باش و کار عشق مجنون کن که عاشق را زیان دارد مقالات خردمندی

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

دزدیدن شعر هنگامی است که کسی کل شعر یک شاعر را بنام خود بخواند یا فقط چند کلمه را تغییر دهد که از قدیم توسط افراد بی مایه انجام می گیرد. اما تأثیرپذیری یا الهام آن است که ردپای شعر نفر دیگری در شعر شاعر دیده شود که این نیز از قدیم در میان شاعران بزرگ و کوچک مرسوم بوده است با گونه های مختلف از قبیل گرفتن معنی یا گرفتن مقداری از لفظ، گاه با اشاره به نام شاعر اول و گاه بدون اشاره، گاه برای تغییر معنی، گاه از سر ذوق و تقلید از شاعر بزرگتر و گاه برای بهتر گفتن سخن اول و تکمیل آرایه ها و ارتقاء زبان. این دو غزل مورد بحث شباهت هایی در ساختار و الفاظ دارند و در آن ها ابیاتی شبیه یکدیگر است اما هیچ بیتی عیناً تکرار نشده است که حتی اگر می شد تضمین بود نه دزدی. برخی از ابیات در غزل اول وجود دارد که موضوع آن ها در غزل دوم نیست و برعکس در غزل دوم مضامینی هست که در غزل اول نیست. برخی جاها معنی یکی است اما طرز گفتار متفاوت است. با انصاف هر دو غزل را بخوانی، هر چند غزل مفتون نیز زیباست اما روشن است که غزل شهریار بهتر و محکم تر و روان تر است. همه این تفاوت ها بیانگر یک اقتباس ادبی سالم و حتی ارزشمند است.

دریا در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

اقای سید رسول حسینی
ممنونم و سپاس فراوان بر شما که توجه کردید.......بیت استاد شهریار تمام منظور ما را رساند....... موفق و سربلند باشید

parsa در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

دوست عزیزم m.r.a یه سوال؟واقعا فقط بیت اول به هم شبیه هستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از باب اطلاع عرض میکنم که حافظ صد غزل با تاثیر مستقیم از خاقانی داره

۱
۴۸۴۰
۴۸۴۱
۴۸۴۲
۴۸۴۳
۴۸۴۴
۵۷۰۵