ناشناس در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۷:
پرسیدهاند که معنی خابیه چیست.
با دوبار کلیک روی کلمه به لعتنامه دسترسی پیدا بکنید.
خابیه = خمب، خمره
امین در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳:
با پوزش در بیت اول، مصرع دوم دوستار اشتباه است. دوستدار صحیح میباشد
امین در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳:
با پوزش در بیت اول، مصرع دوم دوستا اشتباه است. دوستدار صحیح میباشن.
فرزام در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
با سلام. غزلی بسیار زیبا از شیخ اجل سعدی. این نکته را همواره باید در نظر داشت که سعدی استاد سخن پارسی است و چون قافیه تنگ آید مانند برخی شاعران ، خدای ناکرده، به جفنگ گویی نمی افتد. اینکه کاتبان و نسخه نویسان برخی غزلها را درست ثبت نکرده اند و یا اختلاف در نُسٓخ ، گردی بر دامن سعدی نمی نشاند.
تنگ طه در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
من هم با نظر شهاب موافقم چرا که اولا به قول شهاب ردیف باید عینا در هر مصراع تکرار گردد که در اینجا تکرار نشده وبعد هم اگر ما ردیف باشد دیگر برای قالب غزل که باید مصرع اول بیت اول با مصرع دوم بقیه بیتها هم قافیه باشد قافیه ای نمی ماند . ما را می توانیم ردیف درونی برای همه ی ابیات به جزبیت آخر که دل ردیف درونی اش می شود. در نظر بگیریم .البته ردیف و قافیه درونی معمولا در پاره چهارم بیت رعایت نمی شود .
تنگ طه در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:
من نمی دانم چرا برخی شاعران مقام ومنزلت انسانی خود را آنقدر دون و خوار فرض می کنند مگر نه اینکه ما همه انسان و اشرف مخلوقاتیم . چرا باید مقام خود را حتی از سگ یک انسان دیگر پایینتر فرض نماییم .
تنگ طه در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۹:
در جواب برادر عزیز امرالله باید این نکته را به یاد داشت که در زبان فارسی از کلمات عربی استفاده می شده ولی دیگر قواعد زبان خودمان به کار می رفته نه عربی مگر اینکه بخواهند قسمتی از شعر را به زبان عربی بیان نمایند و معمولا یک کلمه را به زبان عربی و با قوانین عربی به کار نمی برده اند .
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۶:
خانم رجایی .قبل از هر چیز بدان که وسعت فکر و اندیشه حافظ به وسعت کره خاکی و بل به وسعت کون و مکان میباشد پس شعر او را محدود نکنیم با فکر محدود خودمان .در مورد معنی بیت هفتم این غزل اشتباه شما در حد 180 درجه میباشد .در بیت مذکور کجا گفته شده انهایی که در لباس دین و دانش وکجا راهنمایی خواسته واصلا مگر میشود دنیا با این عظمت با خرقه الوده (صوفی یا شیخ و زاهد )خراب شود./.اما معنی بیت ./.بسیار واضح است که شاعر می گوید,الوده بودن خرقه یا جامه یا دامن یا بطور کلی الوده بودن انسانها (صوفی .زاهد .شیخ)به خاطر خراب بودن دنیا و مسایل دنیوی میباشد یا دنیای خراب و مسایل دنیوی میباشد که ادمها را خراب میکند .و در مصرع بعدی دلیل می اورد و ان را به همه تعمیم می دهد که کو ,راهروی و کو اهل دل و پاک نهادی؟ ./. به این ابیات که مصداق و مضمون همین بیت را دارد دقت فر مایید هر که امد به جهان نقش خرابی دارد . در خرابات بگویید که هو شیار کجاست .و.ادمی در عالم خاکی نمیا ید بدست . عالمی از نو بباید ساخت و ز نو ادمی .
فاطمه در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت:
بقول استاد ابتهاج دردیست در سینه که همزاد جهان است...
درد این شاعران بزرگ و والای سرزمینم چقدر بزرگ است...استادشهریار و استاد لطفی و تمام بزرگان ادب وفرهنگ دیارم را به نهایت دوست داشتن،دوست می دارم...ستودنی و دوست داشتنی هستند... .
فاطمه در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت:
سلام
بسان استاد شهریار دیگر تکرار نخواهد شد..همیشه از خلق این وجودهای بزرگ خداوندی از خدایم سپاسگزارم...
فاطمه از لرستان
شکیب shakib.falaki@gmail.com در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱۸:
"بر سر گور پدر تو چه مانده باشد"
"صندوق تربت پدر من سنگین است و کتابه آن رنگین"
در نسخه های متعدد به نحوی که در بالا نوشته ام، دیده و خوانده ام.
اما حدیثی گرانقدر از امام محمد باقر علیه السلام در همین باره:
در قبری که مرا به خاک میسپارید،به جز خاکی که از آن بیرون آمده،هیچ چیز دیگری بر آن اضافه نکنید.
سین در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵:
بیت 2
موسیقار خاموش نیستانها
بیت 12
برخیزد
سین در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۵۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:
سلام
بیت 8
جمعیت گوهر ریخت
هومن ظریف در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۴ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین:
جگر از آش غم گشته بریان/// درست نیست.
بلکه،جگر از آتش غم گشته بریان
سپاس.
فرهاد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:
امین کیخای فرزانه، همانگونه که فرمودید کسی از بزرگان قدیم در باره قائم به ذات بودن جسم چیزی نگفته است. و شاید نسبت "قاثم به ذات" بودن جسم به این گفته خیام اندکی مبالغه آمیز باشد، اما اگر نیک بنگرید، میبینید خیام دارد با جسمی سخن میگوید که از روح جدا شده است، و نه روحی که از جسم جدا شده است. و این گفتار، قائم به دات بودن جسم را تداعی میکند.
به هر روی، چندان مشخص نیست منظور از روح چه میباشد. حتا قرآن هم توضیحی نمیدهد: "یسئلونک عن الروح، قل ان روح من امر ربی" از تو درباره روح میپرسند، بگو روح از امور پروردگار من است.
فرهاد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹:
با درود
رهی جز کعبه و بتخانه می پویم که می بینم
گروهی بت پرست اینجا ومشتی خود پرست انجا
به گمانم از مولانا باشد
فرهاد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
برای دوستانی که میخواهند دربارهٔ ریشه این غزل زیبای حافظ بیشتر تحقیق کنند، توصیه میکنم این غزل عطار را بخوانند که مضامین و قافیها و وزنش به شکل عجیبی مشابه غزل حافظ است. بعید نیست حافظ تحت تاثیر عطار این غزل را گفت باشد:
ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت
هستی کاملت را نه ابتدا نه غایت
هستی هر دو عالم در هستی تو گمشد
ای هستی تو کامل باری زهی ولایت
ای صد هزار تشنه، لبخشک و جان پرآتش
افتاده پست گشته موقوف یک عنایت
غیر تو در حقیقت یک ذره مینبینم
ای غیر تو خیالی کرده ز تو سرایت
چندان که سالکانت ره بیش پیش بردند
ره پیش بیش دیدند بودند در بدایت
چون این ره عجایب بس بی نهایت افتاد
آخر که یابد آخر این راه را نهایت
عطار در دل و جان اسرار دارد از تو
چون مستمع نیابد پس چون کند روایت
عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵/
محمد حسن در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۷:
ممنون میشم معنی خابیه در این شعر را بگویید
ناشناس در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۵۰ - جواب:
عرض سلام خدمت همه عزیزان خواهشمندم جنانچه شرحی بر کتاب یا ابیات موجود است نسبت به ارسال نام و ادرس ان به حاشیه و یا ایمیل اینجانب ارسال فرمائید .norasteh2000@yahoo.com
merce در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳: