گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:

شمس جان شما دانا و محترم هستید بیشتر دشنام عشرت رو به من بود ، من هم اورا کوشنده می دیدم . هدف من از ادبیاتی یافتن دانستنی است که مایه فضل پروردگار است . که مرگی که هر روز می بینم مرا از غرور و گردنکشی نگه می دارد . شاید هم من بگونه ای می نویسم که باعث پیورزی ( تعصب) می شود . خدا می داند . بهر سو کاش همه مان بخشوده باشیم . خیلی بر دلیل اوردن و شماره شابک نوشتن پای می فشرد بد هم نمی گفت اما انچه من خوانده ام را که همین دیروز نخوانده بودم و نیز برخی جسته جسته ( التقاتی) بود . بهر حال هر کس آرام بایستد و بردباری کند زیبایی بیشتری می افریند . باید گذاشت و گذشت .

کورش در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰ - ناکامیها:

مصرع اول بیت آخر
بجای "میشوی"مشوی باید صحیح باشه.
ضمنا "نشابور"درسته از نظر وزنی.
سپاس

امیر علیزاده در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۰:

راضی نمی شود به دل و دیده هجر او
این دزد در تفحص کالای دیگر است

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:

سپاس از ذکر خانی و خاستگاه و نیز تاییدی که از نوشتار من کردید .

شکوهی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴:

در باره نور و بام باید بگویم: "بامداد" در زبانِ پَهْلَوْی "بامدات (bāmdāt)" از دو پارة "بام+داد" ساخته شده است. "بام" در آن به مَعنی "فر و فروغ" است. همین واژه را در "بامی" در زبانِ پَهْلَوْی "بامیگ (bāmīg)" نیز که به مَعنی "روشن و فرهمند" است، باز می‌یابیم. "داد" در آن می‌تواند بود که از "دادن" به مَعنی "آفریدن" برآمده باشد. بدان سان که در "بَغداد" و "خداداد" و "مِهرداد" نیز دیده می‌شود. (خاستگاه: کَزّازی، میرجلالُ‌الدّین، "نامة باستان"، ویرایش و گزارشِ شاهنامة فردوسی (پوشینة نَخِست:‌ از آغاز تا پاتِشاهیِِ منوچهر)، انتشاراتِ سازمانِ مطالعه و تدوینِ کُتبِ علومِ انسانیِ دانشگاه‌ها (سمت)، چاپِ ششم، بهار 1386. شابک 8-473-459-964. رویه 201)
بنا بر این واژگان لَخت: "بوَد که پرتو نوری به بام ما افتد" بسیار درست برگزیده شده است.

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۹:

و العاقبه للمتقین

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۵:

خوب بود

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

با سپاس فراوان از جواب سریع.

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

هنیا قید است در قران امده است و معنی نوش و گوارا می دهد عربی است

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

"هنییا" به چه معنی است

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

پس خفن به نگاه من یعنی حسن و زیبایی که فاش و اشکار باشد خفه کننده باشد و نیز با خودنمایی نیز همراه باشد .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

پر پیداست خفه هم ناگفته در لغتش دیده می شود یعنی زیبایی خفه کننده هم هست مثلا داف خفن ! یعنی دختر زیبا روی خوش لباس که زیبای اش ادم را خفه می کند !

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

خفن لغتی است که در کوی و گذر ساخته و پرداخته شده است و معنی خوبی را می دهد که از درشتی و خشونت و اندامداری حاصل شده باشد مثلا یک ford suv خفن یا یک موسیقی راک خفن !

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۱:

شکراکنده بسیار زیبنده است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۱:

در این شعر مولانا زندگان را مردگان و سخنوران را نادانای سخنوری می بیند .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۱:

اما به فارسی عمودی می شود هج و هجین البته بسیار به hang می ماند چون ج به گ گردانده می شود . Hang انگلیسی معنی اویختن می دهد هج یا هگ هم در فارسی شاید همریشه اش باشد ( هنوز بیگمان نیستم)

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۱:

معلق می شود دروا

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۱:

به لری از کندن لغتی داریم که در فارسی کمتر به کار رفته و ان پشکیدن و پشکندن است یعنی پخشیدن و پخش کردن ( به لری پشکنیه می گوییم زیرا لری مانند پهلوی علامت مصدری اش هنوز یه است)

تاوتک در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۹:

فکر میکنم نوشتن بر آب علاوه بر کار بیهوده کنایه از امر ناپایدار هم باشد یا حتی به فراموشی سپردن مانند اینجا

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۰:

غمزه همان غنج است ، به کردی و لری خنج می گوییم .

۱
۴۸۱۸
۴۸۱۹
۴۸۲۰
۴۸۲۱
۴۸۲۲
۵۵۳۰