گنجور

حاشیه‌ها

وفا در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۸:

لینک اجرای بخشی از این غزال
پیوند به وبگاه بیرونی

اعظم در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی:

ای زبان تو بس زیانی مر مرا

طاهر خورشیدی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۵:

در جواب مهدی که گفته این شعر ربطی به بابا طاهر ندارد: چیزی به اسم تضمین به گوشتون خورده تا حالا؟ ضمن اینکه فقط با یک اسلوب معادله و یک اشاره تصویری نمی تونیم نتیجه بگیریم که سبک شعر هندی است. برای نمونه حافظ شعر کم نداره از این مثالها...

ابوعمرعلوی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:

شما مولانا رو ادمی مثل خود پر از حب وبغض های بی پایه ومملو از تعصبات کور محصور در تشیع وتسنن میدونید پس بر شما حرجی نیست. حسین در هر دین و ایینی یک شهید ازاده است.وما نه شباهتی به حسین داریم ونه به جلال الدین محمد

آمیز در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:

با سلام خدمت دوستان
در رابطه با بیت ِ:
هر که قدر ِ نفس ِ باد یمانی دانست
سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عتیق
یک حدیثی هست از حضرت محمد که میگن:
انی وجدت نفس الرحمن من الیمین (همانا من یافتم نفس رحمان را از یمین)
که فکر میکنم این بیت، در پی معانی نغز دیگه اش، اشارتی به حضرت محمد هم داره
تشکر
^_^

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:

با سلام
فکر کنم در سطر ششم به جای کلمه جعد باید زلف نوشته شود.

مرتضی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

امیر از "سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان" عالم به اسرار بودن برداشت کرده است، ولی به نظر من مطلب چیز دیگری است. ذر ادبیات ما کوچک بودن دهان و باریک بودن کمر از نشانه های زیبایی شناخته می شود. حال در این مورد اگر اغراق شود، می گویند دهانت آنفدر کوچک و کمرت آنفدر باریک است که به چشم دیده نمی شود. همان اغراق را حافظ هم کرده است و می گوید وفتی حرف می زنی معلوم می شود که دهان داری و چون کمربند بسته ای معلوم است که کمر (میان) داری.

حمیدرضاپاشائی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۳:

سلام برهمه
بیت آخر
درهمین مضمون ازحافظ
کمترازذره نه ای پست مشومهربورز
تابه خلوتگه خورشیدرسی چرخ زنان

پوری در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

بسیار زیبا!

fereshte در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

اینجا لب استعاره از زبان است؟

حمید الله در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:

در فردی از شعر در بالا حذف شده است و یا از ثبت مانده است شعر مکمل چنین است
باشد یاد اسباب طرب وحشت گزینی را شکست دامنم برطاق نسیان ماند چینی را
زاحسان جفا تمهید گردون نیستم ایمن که افغان کرد اگر برداشت از آهم حزینی را
محبت پیشه از نقش بیدردی تبرا کن همین داغ است اگر زیبنده باشد دل نشینی را
حسد تا کی تعصب چند اگر درد دلی داری نیاز زاهدان بیخبر کن درد دینی را
درین گلشن چه لازم محو چندین رنگ و بو بودن زمانی جلوه آئینه کن خلوت گزینی را
در قرآن میشود ممتاز هر کس فطرتی دارد بلندی نشه صاحب دماغیهاست بینی را
شرر در سنگ برق خرمن مردم نمیگردد غنیمت میشمار از زاهدان خلوت گزینی را
ورق گردانده است از کهنگیها نسخه گردون مگر از چشمت آموزد کنون سحرآفرینی را
زدل برگشته مژکانت تغافل بسته پیمانت تبسم چیده دامانت بنازم نازنینی را
خروش ناتوانی می تراود از شکست من زبان سرمه آلود است موی خویش چینی را
بکمتر سعی نقش از سنگ زایل می توان کردن ولیکن چاره نتوان یافتن نقش جبینی را
نشاط اینجا بهار اینجا بهشت اینجا نگار اینجا توکز خود غافلی صرف عدم کن دوربینی را
مجو تمکین عالی فطرت از دون همتان (بیدل) ثبات رنگ انجم نیست گلهای زمینی را

محمدامین احمدی فقیه در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱:

سلام و درود
از این غزل در ترجمه آیات 61 حج و 29 لقمان و 13 فاطر و 6 حدید بهره بردم.

امیر در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:

عجیب و غریبه این غزل
تنها کسی هم که این غزل رو خوانده به نظر میاد محسن نامجو باشه در ترانه " نامه " با شعر " از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه " در انتهای این ترانه نامجو به صورت عجیبی نظم پریشان و زیبای شعر حافظ رو به رخ میکشه و با استادی تمام فقط مصرع های دوم این غزل رو می خونه ، اگه نشنیده اید حتمآ گوش کنید.

بهروز بهنام در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » حدیث جوانی:

سپاس فراوان از زحمات تان، سایت فوق العاده زیبا درست کرده اید. لطف کنید مصرع دوم بیت ششم را درست کنید. حالت درست آن " این نسیه را به نقد جوانی خریده ام" میباشد. نسیه به معنی بدهی است که در مقابل نقد قرار میگیرد. تشکر

حسین ملیحی شجاع در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب:

رحیق یعنی شراب اشار به ایه 25 سوره مطففین

محمد رشیدی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:

با سلام
بنظر میرسد در مصرع اول " تو" ودر مصرع چهارم " روی " اضافه و در بیت هفتم چو جو صحیح میباشد
باتشکر

امیرحسین الهیاری در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:

بیت ششم مصرع دوم پس از کلمه ی "کاروانی" یک "را " نیاز است که گویا در تایپ از قلم افتاده است .

aydinsaheli در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱- در مصیبت سیدالثقلین و فخرالکونین حضرت اباعبدالله ا‌لحسین علیه السلام گوید:

نپذرفت صحیح است بدون یاء

aydinsaheli در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱- در مصیبت سیدالثقلین و فخرالکونین حضرت اباعبدالله ا‌لحسین علیه السلام گوید:

ﮐﻪ ﺷﻤﺮ ﺍﺯ ﭼﻪ ﭼﺸﻤﻪ؟ ﺯ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪٔ ﻓﻨﺎ
تصحیح:
ﮐﻪ؟ ﺷﻤﺮ، ﺍﺯ ﭼﻪ ﭼﺸﻤﻪ؟ ﺯ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪٔ ﻓﻨﺎ
ﻣﯿﺮ ﺳﭙﻪ ﮐﻪ ﺑﺪ؟ﻋﻤﺮﺳﻌﺪ ! ﺍﻭ ﺑﺮﯾﺪ؟
ﺣﻠﻖ ﻋﺰﯾﺰ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻧﻪ ﺷﻤﺮ ﺑﯽﺣﯿﺎ
تصحیح:
ﻣﯿﺮ ﺳﭙﻪ ﮐﻪ ﺑﺪ؟ﻋﻤﺮﺳﻌﺪ ! ﺍﻭ ﺑﺮﯾﺪ-
ﺣﻠﻖ ﻋﺰﯾﺰ ﻓﺎﻃﻤﻪ؟ ﻧﻪ ﺷﻤﺮ ﺑﯽﺣﯿﺎ
ﺧﻨﺠﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﺣﻨﺠﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﮑﺮﺩ ﺷﺮﻡ
ﮐﺮﺩ ﺍﺯ ﭼﻪ ﭘﺲ ﺑﺮﯾﺪ؟ ﻧﭙﺬﺭﻓﺖ ﺍﺯﻭ ﻗﻀﺎ
تصحیح:
ﺧﻨﺠﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﺣﻨﺠﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﮑﺮﺩ ﺷﺮﻡ؟
ﮐﺮﺩ، ﺍﺯ ﭼﻪ ﭘﺲ ﺑﺮﯾﺪ؟ ﻧﭙﺬیرﻓﺖ ﺍﺯﻭ ﻗﻀﺎ
ﺩﯾﮕﺮ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﻪ ﺍﻗﺮﺑﺎ
تصحیح:
ﺩﯾﮕﺮ ﮐﻪ؟ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ، ﺩﯾﮕﺮ ﮐﻪ؟ ﺍﻗﺮﺑﺎ
ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺴﺮ ﻧﺪﺍﺷﺖ؟ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ
ﺳﺠﺎﺩ ﭼﻮﻥ ﺑﺪ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻏﻢ ﻭ ﺭﻧﺞ ﻣﺒﺘﻼ
تصحیح:
ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺴﺮ ﻧﺪﺍﺷﺖ؟ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ؟
ﺳﺠﺎﺩ، ﭼﻮﻥ ﺑﺪ ﺍﻭ؟ ﺑﻪ ﻏﻢ ﻭ ﺭﻧﺞ ﻣﺒﺘﻼ

حسین کریمی در ‫۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱۳:

درود بر شما.
بیت دوم واژه قیمت دوبار پشت سرهم آمده است و وزن شعر را بهم ریخته است .
اگر گفته من درست است خواهشمندم اصلاح فرمایید.
با سپاس
حسین کریمی

۱
۴۸۲۰
۴۸۲۱
۴۸۲۲
۴۸۲۳
۴۸۲۴
۵۸۳۲