چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۴:
بیت هفتم .خار ار چه جان بکاهد گل عذر ان (بخواهد ).سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی ./. در اینجا و در تمام دیوانها با تصحیح اساتید متعدد به همین شکل امده.متاسفانه ایراد انقدر واضح و محرز میباشد که با اندک توجه در معنی بیت هر علاقه مند به شعر ی نیز متوجه خواهد شد .عجیب است از نگاه تیز بین و نکته بین بزرگانی چون قزوینی وغنی. سایه . خرمشاهی ودیگران پنهان مانده است./.صورت صحیح بیت مذکور فقط و فقط به شکل زیر میباشدو بس .خار ار چه جان بکاهد گل عذر ان (نخواهد ) . سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی .با عرض پوزش از درگاه تمام بزرگان و علاقه مندان به شعر و ادب
گلزار حسین شاھدی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
حافظ یک درویشی بودہ و او ھم خطاھای بسیاری ھمانند دراویش دیگر دارد۔
و بنظر من کلام حافظ آنقدر ارزش ندارد کہ آدم وقت و انرجی خودش را در تشریح شعر ھایش صرف کند ،۔ آیا بہتر نیست کہ بجای وقت صرف کردن بہ این جور حرفھا وقت خودتان را در قرآن فہمی صرف کنید ۔ھمانگونہ کہ حسن از قرآن ھیچ نمی داند و می گوید قرآن از این جور خطاھا زیاد دارد(نعوذباللہ من شروری أنفسنا)۔من از حسن سوال می کنم کہ چند دورہ در کلاسھای قرآن فھمی شرکت داشتید کہ اینجور حرف می زنید؟
فرزاد غضنفری در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۲۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
این غزل رو استاد شجریان در کاست همایون مثنوی به زیبایی و ظرافت خاصی اجرا کرده اند. حتماً گوش بفرمایید.
رضا در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » زمان سسی ( با ترجمهٔ فارسی):
شهریارین شعری ده گاینار گلیر.
فرشاد.ا در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
با سلام
فکر میکنم در بیت 5ام (بیانست) صحیح باشه...
چنین توصیفات لطیف سعدی از نامه ای که برایش فرستاده شده واقعا جای تفکر داره...
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
سیدلطف الله فاطمی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۳۸ - تاراج روزگار:
ستهم داستان سرایی اعتصامی بسیارقوی بوده ازهرواقعه ای که فکرش رانمیکنی داستانی اموزنده ساخته است.نیروی تخیل اوبسیارزیبا بوده است.خدایش رحمت کند...
مهران در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵:
خیلی جالبه. تا به حال بارها و بارها بیت اول و دوم این غزل رو شنیده بودم، اما هرگز به این فکر نیفتاده بودم که کل اونو بخونم.
مرسی گنجور عزیز که این امکان رو برای کسانی مثل من که مدیدی ست به کتاب های فارسی دسترسی ندارند، فراهم کردی.
عاشق در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:
ابیات ملیکا اصلا با غزل جور در نمی آد
بابک شبان در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۳۲ - خمخانه حق:
در مصرع " مگر از زلف خم در خم جانان آمد "
شاید "اندر" بجای "در" بهتر باشد
مگر از زلف خم اندر خم جانان آمد
ایوب در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنهٔ اختیار و از فتنهٔ اسباب اختیار کی سماوات و ارضین از اختیار و اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمی مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنانک بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد کی سبب اختیارست تا اختیارش بیفزاید و منصب خواهد تا اختیارش بیفزاید و مهبط قهر حق در امم ماضیه فرط اختیار و اسباب اختیار بوده است هرگز فرعون بینوا کس ندیده است:
جمله دانسته کای این هستی فخ است
""
کای" در مصرع بالا اضافی است.
محمدامین مروتی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق:
ضمنا به عنوان یک دامپزشک و در دفاع از حیوانات زبان بسته بایداضافه کنم که این حرص و ولع برای فردای نیامده از مختصات ما آدمیان است و ساحت گاو و سایر حیوانات نجیب از این اتهامات بری و این بهتان ها محصول نوعی فرافکنی بشری است!!
محمدامین مروتی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق:
منظر روانشناسانه عارفان
عرفا در مباحثی مانند جبر و اختیار و توکل و تلاش، مواضع دوگانه و حتی چند گانه ای دارند. عقل کلامی و فلسفی این تناقضات را نمی پذیرد ولی این مواضع با مصالح روحی و روانی سالک و کسب آرامش برای او سازگار است. می خواهم این مطلب مهم را ضمن داستانی از مثنوی بیشتر توضیح دهم. مولانا در دفتر پنجم حکایت مراد و مریدی را بیان می کند که به شهری قحطی زده وارد می شوند. شیخ ذهن مرید نسبت به خطر گرسنگی را می خواند و می گوید نترس. گرسنگی فضیلت مردان خداست و تو را لیاقت آن نیست و این که رزق هر کسی مرزوق خود را می شناسد و به دنبال اوست و نهایتا او را می یابد. پس توکل و اعتماد به رازق کن. و با این استدلال، آرامش را به مرید باز می گرداند.
شیخ میشد با مریدی بیدرنگ سوی شهری، نان بدانجا بودͦ تنگ
ترس جوع و قحط در فکر مرید هر دمی میگشت از غفلت پدید
شیخ آگه بود و واقف از ضمیر گفت او را چند باشی در زحیر
از برای غصه نان سوختی دیده صبر و توکل دوختی
تو نهای زان نازنینان عزیز که ترا دارند بیجوز و مویز
جوع رزق جان خاصان خداست کی زبون همچو تو گیج گداست
کاسه بر کاسهست و نان بر نان مدام از برای این شکمخوارانِ عام
هین توکل کن ملرزان پا و دست رزق تو بر تو ز تو عاشقترست
از طرفی مرید سرزنش می شود که چرا توکل ندارد. اما اگر همین مرید دچار جوع شود، همین مراد حرف خود را پس نمی گیرد بلکه می گوید از نازنینان گشته ای و لایق گرسنگی ات دانسته اند. پس سخن شیخ در هر حال قابل رد کردن نیست و به قول فلاسفة امروزی ابطال ناپذیر و از منظر فلسفی و معرفت شناختی فاقد ارزش است. اما این بدان معنا نیست که هیچ کارکرد مثبتی ندارد. بلکه ارزش روان شناختی دارد چرا که در خودسازی و تکامل روحی سالک موثر است. اتفاقا یکی از مواضع مهم در بحث جبر و اختیار منظر بهداشت روانی است که وفق آن اگر به لحاظ عقلی و معرفت شناختی به بن بست رسیدید، از این منظر به حل مسئله بپردازید که اقتضای مصلحت روانی شما چیست؟ از این منظر در مواردی که اعتقاد به جبر به مصلحت بهداشت روحی است موضع جبر داشته باش و در مواردی که اعتقاد به اختیار کارسازتر است، به اختیار. مسئله از راه عقلی لاینحل است پس حداقل از منظر مصالح خود به حل آن بنگر. بدین ترتیب مولانا مواضع متناقض بسیاری را از قول کاراکترها و شخصیت های داستان هایش بیان می کند که اتفاقا همه هم مستند و متکی به آیات و احادیث هم هستند و نمی توان تنها براساس موضع کلامی یا فلسفی صرف، آن ها را ردکرد.
مولانا در ادامه ، تمثیلی می آورد از گاو خوش دهان و خوش اشتهایی که هر روز در مرغزاری وسیع می چرد . چاق می شود ولی هر شب از غم و خوف این که فردا گرسنه بماند، لاغرتر می شود در صورتی که هر روز علف های این مرغزار بیشتر رشد می کنند. در این جا مولانا بازاز منظر بهداشت روانی به ما می گوید زمان اندیشی و غم خوردن برای فردای نیامده از مکاری های نفسانیت حریص و سیری ناپذیر است و ما سال های عمرمان را با این غم های موهوم سر می کنیم:
یک جزیره سبز هست اندر جهان اندرو گاویست تنها خوشدهان
جمله صحرا را چرد او تا به شب تا شود زفت و عظیم و مُنتَجَب
شب ز اندیشه که فردا چه خورم گردد او چون تار مو لاغر ز غم
که چه خواهم خورد فردا وقت خور سال ها اینست کار آن بقر
هیچ نندیشد که چندین سال من میخورم زین سبزهزار و زین چمن،
هیچ روزی کم نیامد روزی ام چیست این ترس و غم و دلسوزیم
نفس آن گاوست و آن دشتͦ این جهان کو همی لاغر شود از خوف نان
سالها خوردی و کم نامد ز خَور ترک مستقبل کن و ماضی نگر
شهرام در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
مزارین نورلا دولو اولسون کیشی. سنین شعرلرین خصوصییله نوستالژیک شعرلرین ایله استادانه یازیلیب کی من هر بیر زامان اونلاری اوخیاندا آغلامامیش اولمارام. یانی هر داییم اوخویوب یا قولاغ آسدغیم زامان گوزلریم دولار و آغلاماغا باشلار. منیم بویوک انامیندا آدی خان ننه ایدی...
فرهاد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:
وحید جان مکر بیت سوم و چهارو م پنجم چیزی از بینظیر بودن کم دارند ... این عزل بلکل بینظیر است در زیبایی و دلنوازی و روانی!
فرهاد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
با سپاس فراوان از آقای فرخ
فرهاد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:
جناب حمید رضا، همچنین، آمدن ترکیب "مخمور شبانه" در مصرع آخر عزل عطار و مصرع اول عزل حافظ جالب است.
مهرنوش در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
بیت آخر: زن--> زین (به معنی از این)
فرهاد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:
غزل زیباییست و بسیار آهنگین.
فرهاد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
جناب محی: نمیدانم شما کلمه خیالی "کنج" را از کجا آورده اید؟! در شعر نوشته شده است: ناخوانده "نقش" مقصود. بدیهی است که "نقش" را "میخوانند". هر خواندن را که نمیتوان به "اقرا بسم" ربط داد!
چنگیز گهرویی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴: