امین در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۴ - آرزو:
در وادی بلاغت و فصاحت از صنائع ادبی مثل کنایه، مجاز، استعاره، ایهام و… استفاده می شود. هر لفظی دال بر یک معنایی است مثل گل که دلالت بر زیبائی دارد. کوه کنایه از استقامت و استواری. سگ هم کنایه از این است که اگرچه روح من چون سگ از گناهان نجس شده است اما وفاداری من هم مثل سگ است و مولایم را رها نمی کنم اگرچه دارای صفات بدی هستم.
امین در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۵ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۴ - آرزو:
سلام به آقای امین کیخا
جناب خواجه نصیرالدین طوسی(رض) وصیت کرده اند که در حرم امیرالمومنین دفن شوند و بر قبرشان این آیه قرآن حک شود:
« و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید» ایشون که دیگه بی سواد نبودن!
امین در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۰ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۴ - آرزو:
جناب شتورا شما احیانا از اون دسته افرادی نیستید که معتقدند حافظ علیه الرحمه شرب خمر میکرده؟
کورش ایرانی اصل در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
--------------------------------------------------------------------------
گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی
یعنی : بهم گفت : وقتیکه بواسطه ی زیبایی مفهوم و مقام خداوندی.. از تو دلبری میکردم.. و تو رو دنبال خودم میکشوندم.. منو به چه چشمی میدیدی و نظرت در مورد من چی بود ؟ ( توی این همه تعاریف و اعتقادات مختلف و گسترده ای که این همه مسلک در سرتاسر جهان از من دارن.. میخوام بدونم نظر تو چیه ؟ )
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی
یعنی : بهش گفتم : یادمه توی اون ضیافتی که برای فریفتن دل من بپا کرده بودی.. تو رو شایسته ترین معشوق خودم یافتم که عمری دنبالش بودم .( تو یه طوری خودتو بهم نشون دادی.. به یقین بهم ثابت شد که از تمام تعاریفی که مسلک های مختلف از تو بمن گفته اند.. کامل تر هستی...)
-------------------------------------------------------------------------
کورش ایرانی اصل در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
------------------------------------------------
گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی
یعنی : بهم گفت : وقتیکه بواسطه ی زیبایی مفهوم و مقام خداوندی.. از تو دلبری میکردم.. و تو رو دنبال خودم میکشوندم.. منو به چه چشمی میدیدی و نظرت در مورد من چی بود ؟ ( توی این همه تعاریف و اعتقادات مختلف و گسترده ای که این همه مسلک در سرتاسر جهان از من دارن.. میخوام بدونم نظر تو چیه ؟ )
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی
یعنی : بهش گفتم : یادمه توی اون ضیافتی که برای فریفتن دل من بپا کرده بودی.. تو رو شایسته ترین معشوق خودم یافتم که عمری دنبالش بودم .( تو یه طوری خودتو بهم نشون دادی.. به یقین بهم ثابت شد که از تمام تعاریفی که مسلک های مختلف از تو بمن گفته اند.. کامل تر هستی...)
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
نظر فرهاد در باره بیت ششم این غزل صدو یک در صد درست است!!، در همه بیتها و در تمام مصرع ها دو فعل و هر دو به صیغه سوم کس جمع آمده است . این بیت بی سرو پا !! و بی معنا به هیچ رو نمی تواند از حافظ باشد.
ناز بانو در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
درود و سلام و تحیات جاود انه خداوند منان بر جلال الدین رومی
سعید در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰:
امیر جان سلام
درست است که با تغییر مکان حرف "واو" شعر از حالت سکته بیرون می آید اما معنی مورد نظر شاعر دستخوش تغییر میشود و چون در سایر نسخ نیز متن شعر به همین صورت ضبط شده است لذا تغییر و جابجایی مناسب و ادبی نمیباشد ضمن اینکه سکته در شعر در سایر اثار نیز وجود دارد و نکته ی مضمومی به حساب نمی آید که به هر شگردی در پی رفع ان باشیم
رضاایزدی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۱:
در مصرع سوم هیچ سری درست است نه هیچ تنی
مهدی پژوهنده در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۱۳ - حکایت:
بیت چهارم بدین صورت صحیح تر است:
بتا جور دشمن بدردش پوست
رفیقی که از وی بیازرد دوست
عیسی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
سرکار سحر خانم، جناب بی دین صحیح میفرمایند. برای اثبات چیزی باید از بیرون و ورای آنچیز استفاده کرد. اما اگر مساله اثبات درمیان باشد. بیت " به گوینده منگر، سخن را نگر// سخن، گرچه باشد به دیوار و در" به خاطرم آمد. واقعا نیز چنین است. مساله عارف بودن حافظ شاید آنقدرها مهم نباشد که اشعارش را حتی اگر اوصاف جسمی و جنسی و زمینی باشند، میتوان برای استعاره های عرفانی و حظ روحانی استفاده کرد. گرچه جناب بی دین نیز قطعا از شواهد تاریخی که نشان دهنده نبوغ و شخصیت عالی حافظ بوده اند، بی اطلاع نیستند. تا عرفان را چگونه بنگریم؟
محمد در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
به نظرم با توجه به قران دانی سعدی و تکرار این مطلب در قران که افراد بعضکم من بعض هستند(195 ال عمران) وآیه اول سوره نسا شعر چنین است بنی آدم ابعاض یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
ناشناس در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:
مست خیال و شککی
گول شدم مول شدم
از یک دیوان قدیمی دیدم
مهرنوش در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
بیت چهارم مصرع اول به نظرم به جای تقدیر باید "تقریر" باشه. توجه کنید به واژگان دیگر بیت: سخن و حرف و عبارت
مهدی در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۴:
بیت 5 مصراع دوم این صحیح تره
انصاف می دهیم که از ره فتاده ایم
ناز بانو در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴۰:
هژیر جان ، چرا اسم این آهنگتو گذاشتی مثلث ؟
صنم در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:
ممنون جناب استاد کیوان. وزن بیت آخر برای من معمایی شده بود.
علیرضا مطلبیان در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:
با تشکر از زحمات گنجور ...
مولوی قدس الله روحه شرابخواری بی پروا بود، می خواره ای که هر چه می نوشید باز بیشتر می خواست. این می نه آن می ای ست که دیده و شنیده اید، شرابی ست از آسمانهای بالا که مختص یکتاجویان و یکتاپویان و یکتاپرستان و یکتاخویان است. تا از غیر هر چه جز «اوست» فارغ نشوی در توهم دنیا و عقبا سیر و سفر خواهی کرد و تنها شراب انگوری میتواند تو را برای مدت اندکی مست ات و البته در نهایت پست ات کند. دست از هر چه جز اوست بشوی تا از آسمانها شرابی طهور بر جام جانت بریزند، که تا دهان باز کنی بوی می آن همه جا بپیچد!
شاهین خدام در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:
در البوم گلهای تازه 333 مصرع اول به این صورت آمده:
شیوه نوشین لبان چهره نشان دادن است
پیشه اهل نظر دیدن و جان دادن است
برروی آهنگی که توسط علی اکبر خان شیدا (معاصر با فروغی بسطامی) تنظیم شده است.
امین در ۱۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۹ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۴ - آرزو: