r-m در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱۸:
این شعر با درون انسان بازی میکند
انجایی که میگوید
اگر جز تو سری دارم سزاوار سر دارم
وگر جز دامنت گیرم بریده باد دستم
بشستم دست از گفتن طهارت کردم از منطق
حوادث چون پیاپی شد وضوی توبه بشکستم
نجمی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:
... مه که باشد با مه ما کز جمال طالعش ...
ابراهیم در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:
در بیت 12 یک اشتباه املایی دارد "در مروت خود کی داند کیستی" را باید به جای کی نوشت در مروت خود که داند کیستی"
نوشا در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۲ - در ستایش پروردگار:
به نظر میرسه بیت پنجم اینطوری درست تره:
یکی را ساخت شیرین کار و طناز
که شیرینی تو شیرین ناز کن ناز
حمید گیوه چی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راهزن:
سلام، قضایای دولت اسلامی ( داعش ) را بیادم می آورد
احسان در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷۱:
در مصرع دوم بیت نهم شاهانه می "گدازی" صحیح تر به نظر می رسد
شباهنگ در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:
خراسان مرز آبی نداشته و مکران بخشی از خراسان نبوده. شاعر شدت و حدت آب دیده را به سیلابی تشبیه کرده که قاصد به آن می تواند راه خشکی پارس تا خراسان را بجای اسب با کشتی طی کند
فریبرز در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » آتش خاموش:
با درود
در بیت آخر، لطفا "باقبال" را به صورت "به اقبال" تایپ کنید. دیگران هم پیشنهاد کرده اند.
مرتضی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
اگر حافظ عزیز در این مصراع از مثلاً "می سه ساله و محبوب پانزده ساله" صحبت کرده بود، به خدا سوگند که باز هم کسانی پیدا می شدند که سه و پانزده را به شکلی به قرآن و دین و امامان بچسبانند! یعنی سخن به این واضحی نیاز به چنین تفسیرهای عجیب و غریبی دارد؟ دوستانی که همه چیز را به خدا و دین ربط می دهند، بهتر است کمی در پیش فرضشان تغییر ایجاد کنند.
س.صبح.م در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:
در مورد بیت زیر به نظر بنده باید اشتباهی در نسخه چاپی رخ داده باشد.چراکه تکرار دوباره قافیه "پروایی " عجیب به نظر می رسد...
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
سخن غیر مگو با من معشوقه پرست
کز وی و جام میم نیست بوس پروایی
که به نظر بنده از لحاظ معنایی بهترین تعبیر به جایی کلمه "پروایی" در بیت دوم باید کلمه "ماوایی " باشد.
یعنی... که به جز از معشوقه و می جایی دیگر آغوش انس و محل آرامشی ندارم-.
امین کیخا در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۴:
سود را هود هم می توان دانست زیرا بیهوده یعنی بی سود .
مسعود کربلایی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:
عراق نام یکی از گوشه های موسیقی دستگاهی ایرانی اسا دوستان.
آرمان در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:
سلام.میشه یکی لطف کنه معنی ظاهری این شعر رو توضیح بده؟
داکتر ق. مصلح بدخشانی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷:
با درود بر سخن سنجان گرامی!
بیت با واژه ی "شیرین"، هیچ گونه عیبی ندارد، نه مشکل عروضی و نه هم نقص معنایی، در حالیکه در نسخه های معتبر هم با واژه ی "شیرین" آمده است و در اشعار شعرای دیگر نیز به همین ترکیب آمده است، نمونه ای از سوزنی:
ای شاهد شیرین شکرخا که تویی
وی خوگر جور و کین و یغما که تویی .
محمد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰۵:
در بیت پنج مصرع دوم کنایه از مرده است.در واقع شاعر آرزوی مرگ می کند.چون در دهان و گوش مرده پنبه می گذارند.
امین کیخا در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۸:
عباس جانم چه مایه زیبا و برازنده نوشته اید . زهی ! بویژه هنگامیکه از بستن پرده ی میان دو دهلیز سخن به میان آوردی از نظرافروزی و چشم روشنی ات داستان زدی به به . شاد و تازه رو شدم . بله سخن دانی به حکمت میماند اینکه سخن از دینانی خوشویر به میدان بیاید هیچ شگفت نیست . درود به همه این بزرگان که نامشان را بلند کردی .
نوشا در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
چقدر قشنگ گفته :
خرده بر حرف درشت من آزرده مگیر
حرف آزرده درشتانه بود ، خرده مگیر
بهروز در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:
غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن هم ازین خوب طلب کن فرج و امن و امان را تجربه زیادی از درد هایی که باعث رشد و بالندگی من شده دارم البته دردهایی که در اثر لذتهای آنی به سراغ آدم میاید را شامل نمی شود منظور دردی ست که او (حضرت یار)داده یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد
ناشناس در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۴ - باقی قصهٔ موسی علیهالسلام:
که تو آن هوشی و باقی هوشپوش
خویشتن را گم مکن یاوه مکوش
علیرضا در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰: