گنجور

حاشیه‌ها

سید امین در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی: بس است برایم که از آسمان(هوا) گرفته شوم آنقدر که پر و بالی برایم نمانده.

ag c۶ در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۳:

این صورتش بهانه‌ست

ag c۶ در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۳:

ای عشق الله الله
سرمست شد شهنشه

آرش طوفانی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:

سلام به عزیزان
در حاشیه های مربوط به این شعر بحث شده است از این که آیا سعدی عارف بوده است و یا خیر؟
آنچه در بحث دوستان عزیز موجب غفلت قرار گرفته است این بوده که معنای عارف را پیش از ورود به بحث کنکاش و مشخّص ننمودند. و همین موجبات اختلاف نظر آنها را رقم زده است.
به نحو بسیار مجمل عرض می شود که چنانچه عارف را به معنای کلاسیک آن که دلالت بر طریقه ی صوفیه نماید؛ که از مشخصه های آن عزلت گزینی و ترک دنیا و طلب فقر بوده است؛ در نظر آوریم؛ همچون طریقت غزالی و مولانا و امثال آنها، آن گاه سعدی در این معنا عارف محسوب نمی شود! چرا که به صراحت سعدی بر ارج و تفوّق توانگری بر درویشی صوفیه معتقد است!
از منظر دیگر اگر عارف را کسی بدانیم که وقوف به دقایق معنا و احاطه بر امر خودشناسی و حامل حکمت های زندگی باشد؛ قطعا سعدی به جهت نگاشتن هر کدام از کتب بوستان و گلستان به حقّ جزو اهل حکمت و عارف به این معنا شمرده خواهد شد!
امّا فارق از تقسیم مشعر، سعدی از آن دست متفکّرانی است که بسی بیش از مکتب های عرفانی پیش از خود فخر و فراخی دارد؛ به نحوی که نمی توان به راحتی سعدی را در فلان طریقت یا بهمان نحله گنجاند!
سعدی به حقّ، خود بنیانگذار شیوه ای از فکر کردن است که پیش از او سبقه ای از نوع نظر او موجود نبود! یعنی سعدی خود صاحب مکتب است و از آن دست ماهیانی است که در تور قالب های فکری دیگران جا نمی شود!
سعدی همانند حافظ، مکتب تأسیسی خود را دارد که ناشی از استقلال نظرگاه او است!
بنابراین هر دو عزیزی که در صدر حاشیه های این شعر مطالبی را بیان فرموده بودند از منظرهای گوناگون محقّ بودند؛ و آن تفاوت دیدگاه ایشان نیز ناشی از همین هویّت مستقل تفکّر سعدی بوده است؛ که از جهتی نمی توان او را عارفی کلاسیک محسوب نمود و از زاویه ای دیگر امّا او از اجلّ حکما و عرفای رازدان پارسی شمرده می شود.

mohsen در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۶:

خط چهارم "استا کرده ای " و " استا مگیر "

شیدا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
گمانم نیاز آوردن در اینجا یعنی التماس و کوچکی و به تعبیری گدایی و ناز آوردن یعنی جلوه فروشی و بزرگی و فخر. پس می فرمایند کسانی که به این بارگاه روی می آورند در حقیقت فاخرند. در همین معنا می فرمایند:
زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت/ کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد
و در غزل دیگری نیز:
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود/ گدایی در جانان به سلطنت مفروش

که با این درد اگر دربند درمانند درمانند
از درمانند اول، درمان و بهبود و به عبارتی دوا مقصود است.
در مانند دوم به معنای درماندگی و ناچاری و عجز است.
دو گونه می توان تعبیر کرد:
1-می فرمایند کسانی که برای چنین درد خوشایندی به دنبال درمان هستند، از شوق و خوشی آن و عواید عالیه اش بازمی مانند.
2- این دردیست که درمانی ندارد و اگر کسی به جست و جوی درمانش باشد، درمانده و عاجر می شود.

دنیا در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۵:

در بیت چهارم، مصرع نخست به "است" ختم می شود که به اشتباه "اسب" ثبت شده است.

کمترین در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷:

بهرام بزرگوار .درود به شما .کارمهم یا کارکارستان را به پهلوی دشکار می گفته اند یعنی کاری که دشوار است .

شروین پاداش پور در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مستزادها » از ماست که بر ماست:

با پوزش برای "م" جا افتاده از "سلام" قبل !

در بیت 16 هم "ا" در "از" جا افتاده . :)

شروین پاداش پور در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مستزادها » از ماست که بر ماست:

با سلا
اگر امکان ویرایش باشه:
" ملکی چو نفاق آورد او یکه و تنهاست "

بهرام در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷:

درود بر روح پاک فردوسی نامدار.سی سال رنج کشید و تنها بود چون همه 400 سال بود که به دلیل حاکم بودن زور وددمنشی اصلیتشان را فراموش کرده بودند ولی کاری کرد کارستان و شعله ایرانی بودن را تا به ابد روشن نگاه داشت.روحش پر نور باد

علی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مستزادها » داد از دست خواص:

سلام
در بند ششم ابتدای بند " عالمی عامیکی " فکر کنم که اشباهه ...
درستش از عهده تشخیص بنده خارجه ولی احتمال میدم درستش این باشه :
عالم عامی کی را کند از وسوسه مست سازدش آلت دست

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۵:

شیخ شیراز می فرماید:
قدح چون دور ما باشد ، به هشیاران مجلس ده!
مرا بگذار ، تا حیران بمانم چشم بر ساقی!!

Basd در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۶:

چه شعر زیبایی، واقعا لذت بردم

حمیدرضا دماوندی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

شست دلم به دست کن

عباس مشرف رضوی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۹:

نمی دانم دلت سنگست یا روی:
یعنی:
نمی دانم دلت یا رویت، سنگ است (نه چندان معنی دار؛ چون صفت روی - چهره - سنگ نیست)
یا
نمی دانم دلت سنگ است یا (فلز) روی [ همانطورکه جای دیگر فرموده است: ترک من گفت و بترکش نتوانم که بگویم - چه کنم چون دل او نیست دلی ز آهن و رویم]
درهرصورت، این ایهام و دوگانگی در طرز خواندن مصرع جالب است.

عباس مشرف رضوی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:

تفاوت جزئی در ضبط:
من خود این پیدا همی‌گویم که پنهان گفته‌اند
به
وانچه خود پیدا همی گویم به پنهان گفته اند

عباس مشرف رضوی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:

تفاوت جزئی در ضبط:
عیب جویانم حکایت پیش جانان گفته اند
به
عیبگویانم حکایت پیش جانان گفته اند
اشتباه (تایپی؟):
پیش از این گویند کز عشقم پریشانست حال
و
پیش از این گویند سعدی دوست می‌دارد تو را
به
پیش از این گفتند کز عشقم پریشانست حال
و
پیش از این گفتند سعدی دوست می‌دارد تو را
اشتباه مسلم (تایپی؟):
پرده بر عیبم بپوشیدند و دامن بر گناه
بخ
پرده بر عیبم نپوشیدند و دامن بر گناه

حمزوی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:

زشت صورت نیست،مراد زشت نگر است که به دنیای درون ره نیافته است

بهزاد پاکروح در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

مصرع چهارم در وزن کاستی دارد و به صورت زیر قابل قبول می شود:
تشریف حضور یار می باید و نیست

۱
۴۷۶۳
۴۷۶۴
۴۷۶۵
۴۷۶۶
۴۷۶۷
۵۷۰۸