محمد در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
در متن ششم
هوای سرو بلندی فتاده بر سر من به نظر میاد درست باشه
رضا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۲ - قصهٔ هلال کی بندهٔ مخلص بود خدای را صاحب بصیرت بیتقلید پنهان شده در بندگی مخلوقان جهت مصلحت نه از عجز چنانک لقمان و یوسف از روی ظاهر و غیر ایشان بندهٔ سایس بود امیری را و آن امیر مسلمان بود اما چشم بسته داند اعمی که مادری دارد لیک چونی بوهم در نارد اگر با این دانش تعظیم این مادر کند ممکن بود کی از عمی خلاص یابد کی اذا اراد الله به عبد خیرا فتح عینی قلبه لیبصره بهما الغیب این راه ز زندگی دل حاصل کن کین زندگی تن صفت حیوانست:
من با مولوی کیف میکنم از بی پروایی در سخن
رضا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
کسانی که با شمس و مولانا آشنا هستند می دانند که ایشان رویکرد مذهبی نداشته و سراسر دیوان شمس ارادت مولانا به حضرت شمس است و این غزل هیچ ربطی به امام علی ندارد مگر اینکه دوستان بخواهند ربطی بین آن ایجاد کنند
مهناز محمدی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
دوست گرانقدر آقای مسگرانی، من فکر می کنم که بهتره شعر رو هر کسی خودش درک کنه، اگه شما چنین بینشی دارین، قابل احترامه اما به نظر من نباید شعر حافظ رو اینقدر ساده تعبیر کرد. شاید با تامل بیشتر خودتون هم دریابید که شاید منظور از نرگس و مستور ،تعابیری نبوده که شما بهش رسیدید
سیاوش در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۱۳:
با درود فراوان
با اینکه دبستان از نظر وزنی درست به نظز می آید اما در نسخه تصحیح معین الدین محرابی " بستان " نوشته شده که با توجه به معنی درست به نظر می آید
درضمن بهتر نیست که در کنار هر کدام از دیوانها ذکر شود از کدام نسخه و با کدام مصحح
اشکان در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
دوستان گرامی
لازم است به حال و هوای زمان سروده شدن این شعر که در سال 743 خورشیدی بوده نیز توجه کنیم که در آن زمان محمود برادر شاه شجاع حمله می کند و شاه شجاع را به کرمان تبعید می نماید. سپس حکومتی فاسد و ظالمانه بر مردم تحمیل می نماید. بنابراین در اینجا مراد از یوسف، همان شاه شجاع و مراد از رقیب همان محمود برادرش است. آن وقت کلبه احزان هم شیراز خواهد بود و بسیاری از ایهام های دیگر قابل فهم تر می شود.
با سپاس از توجه شما
سینا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
این بیتو خوندنی بدنم مورمور میشه بویژه قسمت آخرش گفت آن یار کزو گشت سردار بلند جرمش این بود که هویدا میکرد
امیر در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱:
به نظر من هم از برای خیام نیست .
آقای ایمان، نوشته است ح نه خ .
هخامنش سعیدی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۵:
گر دشمن بنده را همی دارد دوست
از بخت بد بنده است، نه بر عهده ی اوست
منصور در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱:
در مصرع اول بیت پنجم مرا (مرا سودای «مه رویان» نبودی پیش ازین در سر) درستر به نظر می رسد یعنی باید بجای «بت رویان» مذقوم فرمایید «مه رویان«
بی نام در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
بیت آخر خود همه چیز را تعریف می کند
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون
منظور از دهان بندی یعنی ساکت شدن یعنی به تمام تحریکات این دنیایی بی تفاوت شدن و افیون یعنی آن حال و هوای بی خودی که در اثر جدا شدن از ذهنیت ها برای سالک پیش می آید آنچه در تمام شعر سعی می کند شرح دهد چگونگی حال و روز کسی است که در انتهای راه سلوک به مبدا وصل می شود
خدیجه در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
خدا رو شکر ظاهرا مملکت ما اونقد ادیب داره که حتی به غزل پدر شعر فارسی هم خرده می گیرن!!بهتر نیست به اشعار شعرای حی و حاضر ایراد بگیریم که هم بتونن از شعرشون دفاع کنن و هم اینکه این همه شاعر نما ٬موقعیت رشد سلولی نداشته باشن؟
مجتبی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:
پاسخ برای بهزاد: حافظ از رب "لطف ازلی" میخواهد؛ قطعا اگر منظور حافظ رسیدن به مخدره ای باشد هیچگاه از لطف ازل سخن نمیگوید زیرا این صرفا مختص خداست که همان عهد الست الهی است. انجا که در ازل خدا وند از تک تک ما پرسید الست بربکم؟ و ما همه بلی گفتیم. اما اینک جز عاشقان کوی او چون حافظ و سعدی و حضرت خداوندگار عشق (مولانا) ...ماها به یاد نمیاریم! این عهدی است که پایه فطرت و اخلاق و خدا شدن است، که سراسر جان عشاق را به آتش کشده است مثلا: مرا عهدی است با جانان که تا....و یا سعدی میفرماید: هر که به جور رقیب یا به جفای حبیب عهد فراموش کند مدعی بی وفاست و......نماز شام قیامت به هوش بازآید آنکه خورده بود می ز بامداد الست....
سینا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۷:
مصرع دوم بیت ششم "به حق وفای یاری که دلش وفا ندارد"
به این تریت اصلاح شود "به حق وفای یاری که ز کس وفا ندارد"
با تشکر
صیقل در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۳:
مصرع سیزدهم بیت اول
(سعدیا دختر انفاس تو بس دل ببرد) باید جایگزین (سعدیا دفتر انفاس تو دل ببرد) شود سپاس...
آر در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۷ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:
سلام. در بیت ششم (لیکن) دوبار نوشته شده. لطفا یکی را حذف کنید. با تشکر از سایت عالیتان.
تجلی کشاورز در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۲:
مصرع دوم از بیت دوم: "ر" بعد از "خود" افتاده است. لطفاً اضافه کنید.
مصرع اول از بیت هشتم:
نحوۀ نوشتۀ "بهشت دیگران است" وزن شعر را مخدوش کرده است. لطفاً به "دیگرانسْت" یا "دیگر است" تثییر دهید.
فروغ در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
درود بر همه اختران پر فروغ آسمان گنجور
بینهایت سپاس از کلام زیبای شما؛ دکتر طوفانی.
mohsen در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۹:
خط سوم "تاز" باید " تا ز " با شد , یعنی مخفف " تا از".
مسعود در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۰: