گنجور

 
سعدی شیرازی
 

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد

مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را

گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان

نبایستی نمود اول به ما آن روی زیبا را

چو بنمودی و بربودی ثبات از عقل و صبر از دل

بباید چاره‌ای کردن کنون آن ناشکیبا را

مرا سودای بت‌رویان نبودی پیش ازین در سر

ولیکن تا تو را دیدم گزیدم راه سودا را

مراد ما وصال تست از دنیا و از عقبی

وگرنه بی‌شما قدری ندارد دین و دنیا را

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری

برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را

بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت

که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را

سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی

ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

همایون شجریان » ناشکیبا » ساز و آواز شور "ناشکیبا"

برگ سبز » شمارهٔ ۱۱۶ » (سه گاه) (۰۸:۴۴ - ۱۱:۴۲) نوازندگان: مرتضی محجوبی (‎پیانو) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

مهدی عباسی و گروه نواک » Agitation » Impatient اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رضا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۴:۳۳ نوشته:

این شعر جزو شعرهای سهل و ممتنع سعدی است یعنی شعرهایی که به نظر آسان می آید ولی محال است کس دیگری بتواند چنین شعری بگوید
متشکرم

 

مهدی در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۲۰ نوشته:

دربیت دوم عبارت طبیب صحیح است که به اشتباه طبیت نوشته شده و لازم است اصلاح شود.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

متین در ‫۱۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۵۹ نوشته:

در بیت ششم، در مصراع دوم، ((ندارد)) در جایگاه خود بی معنی است و ((نباشد)) صحیح تر به نظر می رسد.
---
پاسخ: با تشکر، با تصحیح فروغی مقایسه شد، همین است (ندارد)، تغییری داده نشد.

 

هستی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۴۰ نوشته:

فکر می کنم مصراع اول بیت هفتم این چنین درست باشد : چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که گر روزی

 

پرهام بابازاده در ‫۹ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۱:۲۶ نوشته:

باسلام. من هم با نظر هستی خانوم موافقم

 

علی در ‫۹ سال قبل، یک شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۱:۴۰ نوشته:

با سلام
بنده نیز با نظر دو دوست آخر موافقم..
چنان مشتقم ای دلبر به دیدارت که گر روزی
برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را

 

علی در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۱۵ نوشته:

با سلام و احترام
یک نکته ی مهم از طرف کسی که دستی در شعر و شاعری دارد: نظرخواهی در خصوص اشعار بزرگان خوب است، اما فراموش نشود که مبادا نظرات خود را به جای نظرات آنان بپنداریم. برای مثال سخن متین در باب مصراع دوم بیت ششم، اصلا درست نیست. کسی که با ساختار زبانی زمان سعدی آشنا باشد، به راحتی این موضوع را در می یابد. یا هستی و پرهام و بعد هم علی، در باب آن اصلاحیه ای که گفته اند: به نظر ما چنین درست است، شاید به نظر آنان خوب باشد، اما نظر شاعر چنین نیست. از سوی دیگر، معنای از دوری در این جا بسیار متناسب تر و به واقع نزدیک تر است تا معنای گر روزی، توضیح آن را باید در جال دیگری با تفصیل مطرح کرد.
موفق باشید و در این کار بزرگ فرهنگی که در پیش گرفته اید، خدا یارتان باد

 

سعید در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۸ نوشته:

با سلام؛
در مورد نطر بعضی از دوستان در باب بیت هفتم باید عرض کنم که سوای نظر شخصی این دوستان در نسخه تصحیح شده توسط استاد میرجلال الدین کزازی چنین آمده:
چنان مشتاقم ای دلبر، که گر روزی به دیدارت
برآید از دلم آهی، بسوزد هفت دریا را
به نظر من هم این جمله با توجه به معنی آن می بایست بصورت شرطی بیان شود.

 

حمید در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۲ نوشته:

افعال بیت دوم نشان از اتفاق در آینده ای نزدیک دارند، به علاوه این افعال به قطعیت لازم را دارند و انجام خواهند شد، ولی اگر شرط روی آنها گذاشته شود اثر حاصل از هجر و دوری کم می شود.
با این اوصاف شعر به شکل زیر عمق و تاثیر بیشتری دارد.
چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت، که از دوری
برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را

 

منصور در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۹ نوشته:

در مصرع اول بیت پنجم مرا (مرا سودای «مه رویان» نبودی پیش ازین در سر) درستر به نظر می رسد یعنی باید بجای «بت رویان» مذقوم فرمایید «مه رویان«

 

سیروس در ‫۷ سال قبل، یک شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۴ نوشته:

این شعر در آلبوم ناشکیبای همایون شجریان به صورت زیبایی اجرا گردیده است.

 

کسرا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۲ نوشته:

به به واقعا لذت بردم از خوندن این شعر آسمونی... ایشالا برای همه ی ما داغ فراق دیده ها اتفاق بیوفته این مصرع زیبا از سعدی * به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را *

 

مسعود در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۴ نوشته:

درود
این غزل با ویرایش استاد کزازی خیلی قابل فهم است. زیرا علامتهای ادبی بسیار بجا گذاشته شده

 

کسرا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۵۳ نوشته:

اجرای ساز و آواز این شعر توسط هنرمندان بی همتای گلها در برنامه شماره ی 116 برگ سبز

 

۷ در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۲ نوشته:

سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی
ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟
استسقا یا استسقاء: آب خواستن و گونه ای بیماری که بیمار عطش بسیار برای آب دارد و در فارسی به آن خشک آمار یا خشکامار گویند
در برابر خشکامار واژه گسنامار را داریم که گرسنگی شدید است.
دهخدا:خشک+آمار(آماز)
گسن+آمار(آماز)
شاید بخش دوم این دو واژه "مار" به معنای مادر و زادن است.

 

بچه ایرون در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۱ نوشته:

همان بیماری قند است
تشنگی و حلوا که عطش می افزاید.

 

بچه ایرون در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۴ نوشته:

و..
نه حسنت آخری دارد ، نه سعدی را سخن پایان
بمیرد تشنه مستسقی و دریا هم چنان باقی
به پایان آمد این دفتر.........

 

روفیا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۱ نوشته:

دوستان
گنجور گرانمایه و بلند نظر
بر من ببخشایید،
نمی دانستم از که و کجا بپرسم،
معنای واژه «شوند» چیست؟
در دهخدا معناهایی یافتم که با متن مورد نظرم همخوانی نداشت.
بنابر آموزه بازگـشت جاودانـه، نـه تنهـا همـه تفـسیرها و ارزش گذاری هـای نـاظر بـه حقیقـت کــه تــا کنــون انجــام شــده بــه خطــا رفتــه انــد، اساســاً در پــس هــیچ پدیــده ای مگــر چــشم انــدازی
کــه اراده هــر فــرد در دل آن پدیــده جــای مــیدهــد، حقیقــت و معنــایی از پیش نهفته نیست؛ هستی در شَوندی همیشگی، بدون آنکه هدف و مقصدی را پیش بگیـرد، دایـره وار در گردشی جاودانه است.

 

۷ در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۱ نوشته:

شوند مانند روند
شو+نده(ند): آنکه(آنچه) میشود|اینگونه شدن/چگونه شدن/سبب شدن چیست؟/تاثیر در فرایند
رو+نده(ند):آنکه(آنچه) میرود|اینگونه رفتن/چگونه رفتن/مسیر رفتن/چگونگی فرایند
شاید به زبان کارمند بانک کنش و تراکنش

 

بچه ایرون در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۸ نوشته:

'" شوند "
به گمانم از بر ساخته های زنده یاد کسروی است
به مانای دلیل؟؟
دوستان ! اگر بر نادرستم یاری کنید
سپاسگزارم

 

بچه ایرون در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۶ نوشته:

ببخشایید، بر ساخته کسروی نیست، چه در برهان و آنندراج و..نیز به همین معنا آمده است.

 

روفیا در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۵ نوشته:

سپاسگزارم دوست جان ها
پس شد کنش؟
یا کنش و تراکنش؟
Action و reaction ؟
یا interaction ؟

 

خرم روزگار در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۵ نوشته:

هیچکدام !!
همانند روند که از رونده آمده است و راه و روگه رفتن است،
شوند از شونده می آید که متضاد آینده است راه و روگه شدن.
ببخشایید.

 

منصور در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۲۷ نوشته:

سلام
نوازنده پیانو فخری ملک پور می باشد که مرتضی محجوبی قید شده است.

 

سعید راحمی در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۶ نوشته:

مراد ما وصال تست *
مراد ما وصال توست ♠

 

مصطفی در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۶ نوشته:

زیباترین و پرشورترین قسمت این شعر در بیت دوم گنجانده شده است که می فرماید:
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
واقعاً کسیکه درد فراق یار دیده باشه میتونه درک کرده باشه این قسمت از شعر را.
من که خودم هر وقت به این قسمت میرسم ناخودآگاه گریه می کنم.

 

محمد جواد در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۳ نوشته:

با درود بیکران به اساتید گرانقدر
در باب بیت هفتم که سخنان زیادی پیرامون آن گفته شده، باید عرض کنم که با توجه به بلاغت و فصاحت زبان سعدی علیه‌الرحمه و نیز سادگی و شیوایی در اشعار‌ استاد سخن، گمان اساتید بزرگ نظیر دکتر همایی و دکتر شمیسا برآنست که مصرع اول باید به صورت ((چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که گر روزی)) صحیح باشد.در ضمن همین نوع نگارش در تصحیح فروغی رعایت شده است.لازم به ذکر است ‌که استاد شجریان نیز به همین صورت این بیت را خوانده‌ است.
امیدوارم که این نوشته راهگشا باشد و نیز بر صحیح خوانی این بیت گواه.

 

تقی زاده در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۷ نوشته:

سپاس گنجور، درود دوستان
چنان مشتاقم ای دلبر بدیدارت که از دوری
برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را
بنظر می رسد: "دوری" با "هفت دریا " متناسب باشد.
هفت دریا، بین عاشق و معشوق دوری انداخته
و آه سوزان عاشق، این فاصله را خواهد سوخت.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.