اخمد در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴:
سلام ب همه. ی دوستان، ب نظر بنده هم نکنه ی مبهمی وجود نداره وقتی حضرت حافظ فرمودن ک نهانت نظری با ما بود یعنی درسته که یار نهانی ب من نظر و لطف داشته ولی من متوجه این لطف پنهانی بودم و به همان خاطر آثارش در چهره من مشهود بوده اگر متوجه آن لطف پنهانی نبود که دلیل نداشت یاد کنه،
ابوطالب رحیمی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۹۹ - عهد خونین:
بسیار زیبا مکر و فریب و ریای برخی افراد رو توصیف کرده. روحش شاد.
ابوطالب رحیمی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۸ - حکایت دزد و سیستانی:
ممنون از آقا علیرضا، درسته بیت چهارم فراموش شده. این شعر زیبا من رو به یاد مناظره دزد و قاضی پروین اعتصامی انداخت.
ابوطالب رحیمی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۳۹ - توانا و ناتوان:
مناظره های پروین همه زیبا و پندآموز هستند از جمله این مناظره بین نخ و سوزن. روحش شاد.
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵ - اشک یتیم:
آن پارسا که ده خرد و ملک رهزن است ... اتفاقاً همین پارسا این شعر زیبا رو از کتاب درسی حذف کرده.
حامد در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیتاند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند:
تضاد های انسان که از بدو خلقت و با نافرمانی ابلیس آغاز گردید جزیی از نقشه خلقت بود و نافرمانی ابلیس و ایجاد طرح عالم دوقطبی نیز طرحی از پیش تعیین شده است . تضاد های انسان و رنگ ها تا زمان الست بربکم ادامه خواهد داشت و موقعی تضاد ها و رنگ ها به بی رنگی مبدل خواهد گشت که جواب الست را بله بگوییم . آفرینش از بی رنگی و عدم بوجود آمد و همانند منشور که رنگ نور از آن عبور کند به رنگهای متنوع در خواهد آمد . عالم هیچ قطبی یا عدم نیز با برخورد در جهان دوقطبی به دو بخش مثبت و منفی مبدل خواهد گشت : جبرییل و شیطان و در گذر از عوالم بعدی به جایی خواهیم رسید که : کفر و دین در بر عشاق نکوکار یکی ست / کعبه و بتکده و سبحه و زنار یکیست ... اگر از دیده تحقیق به عالم نگری / عشق معشوقه و عاشق دل و دلدار یکیست ... بله جبرییل و شیطان نیز ماموریتشان به اتمام خواهد رسید و یکی خواهند شد و به بی رنگی می رسیم .
آمیز در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
پرسش دارم
دوستان بیت ششم: "در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند، آدم بهشت روضه دارالسلام را"
به چه معناست؟
آبخور معنی "قسمت (تقدیر)" میده؟
جمشید پیمان در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
پس از نوشتن یک حاشیه در اینجا ،بعضی دوستان در رابطه با نوشته من خصوصی به دو نکته اشاره کرده و برای آنها از من توضیح و نظر خواسته اند. ضروری دیدم آن نکته ها و توضیحم را در اینجا نیز بیاورم.
نکته اول: آقای زرین کوب در این مورد سخنی نگفته است یا لا اقل کسی بطور مستند چنین چیزی را در جائی ندیده است.
در رابطه با این تذکر یادآور می شوم که من نیز شخصا چنین چیزی را مستقیما از آقای زرین کوب نخوانده ام. بنا براین تا زمانی که کسی سند معتبری در این مورد ارائه نکند نظرم در مورد ایشان کان لم یکن تلقی می شود.
نکته دوم این که افلاکی در مناقب العارفین به ملاقات سعدی و مولانا اشاره کرده است.
به نظر من اشاره افلاکی هیچ گونه مستند تاریخی ندارد و صرفا یک جعل از طرف او است. اثبات فرضییه جعل بودنش را موکول به توضیحات مفصل تری می کنم که پس از تحقیق و تفحص بیشتر ارائه خواهم داد.
در پایان بار دیگر خاطر نشان می کنم که همچنان معتقدم میان سعدی و مولانا نه دیداری رخ داده است و نه سعدی به ساحت و مقام مولانا تعریضی کرده است.
کوثر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
زیبااااااااااا
کوثر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶ - داغ لاله:
بیت اخر منظورش چیه؟؟
کوثر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲:
فقط ای کاش یکی هم واسم میخوند هم معنی میکرد
کوثر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱:
عاااااااااااااالی بود عاااااااااااااالی
کوثر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱:
عااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود حرف نداره موفق باشین
امیر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:
سلام؛ فقط در جواب آقای انصاری یادآور میشوم که تعداد غزلیات در نسخه تصحیح مرحوم فروزانفر بسیار بیشتر از نسخه مصحح دکتر همایی میباشد و طبعا شماره غزلیاتی که در هر دو نسخه موجودند متفاوت است
ضمنا وقتی در شعر تصریح به کلمه دشت کربلا دارد، چرا بعضی اصرار بر تأویل به معنایی غیر شهید کربلا که معروف ذهن همه آزادگان عالم اعم از سنی و شیعه و مسلمان و اهل کتاب و حتی کافران است دارند
البته مولانا همیشه کلامش علاوه بر معنای ظاهر یک معنای باطنی عمیقتر نیز دارد که به هر صورت به معنای نفی معنای ظاهری در اشاره به شهیدان کربلا و سرورشان حضرت امام حسین علیه السلام نیست
میم آهـ. در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۷:
این بس نباشد خود تو را «کاگه» شوی از خار من؟
عبی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
جمله شاعران ایران زمین تفکر عرفانی داشته اند و فرا مذهبی و حتی فرا ملی فکر می کرده اند هرچند مناسب زمان خود سنی مذهب بوده اند اما چنان در حالت عرفانی خود غرق بوده اند که از تعصبات مذهبی دور و در اندیشه صلح،آرامش و شادی برای عموم مردم بوده اند
اما شعر حافظ را بسیار بی انصافی هست که ایستادن در برابر خدا دانست، و یا خدارا سنتی خواند! حافظ آنچه از لسان الغیبی خود یافته هست همه از قرآن است و این نیز به اعتراف خودش در اشعارش می باشد
امین کیخا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
آمیز گرامی
سپاس از اینکه نوشته ها را خوانده ای . مار به پارسی با مرگ و مرد و مردم همریشه است یعنی همه معنای مرگ می دهند . ولی اینکه خورمار به معنای مردن خورشید باشد ؟! دلاسوده نیستم ولی خمار از خمر است و تخمیر که عربی هستند ولی پارسی هم واژه های مانسته به آنها دارد که شک برانگیز هستند مثلا مرض را دکتر محمد مقدم معتقد است از مرگ پارسی است و نیز خمر به خُم که به معنای کوزه است مانسته است. ( خمیر به پارسی می شود خازه ) . بهرسو موشکافی شما مایه شادی من می شود . درود به مازندران و مردان و زنان فرخش .
آمیز در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
پرسش دارم
دوستان با توجه به بحث خرابات، که میتونه خورآباد باشه
میخواستم ببینم خمار هم میتونه خورمار بوده باشه؟
مار در مازندرانی (که تا حد زیادی واژه هاش مشابه واژگان فارسی باستانه) به غروب خورشید معنی میده.
خورمار رو بمعنی مار کردن ِ خور (غروب کردن ِ خورشید) در نظر بگیریم، اون حالت ِ بسته شدن چشما و کم شدن ِ هوشیاری
؟
ممنون
^_^
آمیز در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
پرسش دارم
دوستان مصرع اول بیت چهارم "ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان" به چه معناست؟
و در بیت نهم، "ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد" منظور از ماه کنعانی کیست یا چیست؟
ممنون
^_^
سعید هاتشات در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۲: