شهاب در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):
سلام دوستان ،پنجمین میتونه ده پنجاه وششمین هم سال باشه یعنی سال 56 نزدیک به سال انقلاب به شمسی، برای دوره آخر زمان هم بهتره به پیشگویی مربوط به سلاطین هند رجوع کنید که کمتر تحریف شده
محمدخدابخش در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
سلام.امروز روز چهارم فروردین 94.ساعت8:50. روز روز شهادت حضرت زهراست و تو دلم عجیب غوغایی برپاست و این شعر ملکوتی با صدای آسمانی همایون عزیزم چه زخمه ها که بر دل ریشم نمیزند.حس عجیبی دارم که در قالب لغات و کلمات نمیگنجد. درود بر هزار گلخانه آواز ایران زمین استاد شجریان و فرزند نازنینشون.همایون دوست دارم به مولا علی
سعید در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۶:
معنی بیت دوم:
چونک خیال خوش دمت از سوی غیب دردمد
ز آتش عشق برجهد تا به فلک زبانهای
مولانا در لحظه ای طی زندگی اش با یک عارف کامل بنام شمس روبرو میشه که به مقام ساقی رسیده. ساقی کسی است که صفات بی شماری در او کامل شده. یعنی مثلا صفتی بنام بخشندگی در همه هست لیکن با درصدهای متفاوت. اما خداوند در صفات در خد کمال رفتار داره. یعنی وقتی میگوییم خداوند صاحب هزار اسم است در واقع اشاره میشود به هزار صفت. حالا، زمانی انسان به بعد الهی خودش میرسد که در صفات شابسته، به حد کمال برسد. اونوقت زان پس به جرگۀ اقسانه میپیوندد. یعنی صاخب کردار و رفتار الهی میشود (اَبَر انسان). بنابراین ساقی کسی است که طی هر عمل و گقتاری میتواند بیننده را محسور خویش کند و مست از می ناب الهی- و اینگونه است که به آتش می کشدش.
کلمات قاقد قدرت کافی است برای مقهوم کردن چنان رویارویی ی و تنها به تجربه قابل درک است. لیک مولانا سعی زیبایی بکار برده و تلاش کرده که مفهوم این رویارویی را در این بیت بیان کند. شمس رفتار انسان گونه را پشت سر گذاسته و فرشته گونه جلوه کرده است. بنابراین گویی فرشته ای از عالم غیب است نه یک انسان از عالم خاک. پس وقتی او به یاد شمس و شخصیت و اعمالش می افتد- یعنی وقتی خیالش خوش میدمد در ذهن او (چونک خیال خوش دمت) چنان است که گویی رفتارش از عالم غیب بر وی دیکته میشود- و اینگونه است که مولانا را به آتش میکشد. یعنی عمق رفتارش اونقدر در عالم معنا وسعت داره که مولانا با یاد او از خودبیخود میشه و آتش عشق و علاقه در او زبانه میکشه. حالا اندازه بگیرید طی برخورد نردیک و رو در رو با سافی، چگونه تاثیری از او می گیرد
صبور در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمدو بر سینه نامحرم زد
هنگامه حیدری در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۸:
در بیت نهم به جای کید، کآید صحیح است:
سرمکش از چنین سری، کآید تاج از آن سرش
کبر مکن بران کسی ، کز سوی کبریا رسد.
علی سهامی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۱:
دراسطوره های یونان و روم به موضوع زنان جنگاور اشاره شده است زنان یا دختران آمازون . آمازون لغتی یونانی است به معنی زن پستان بریده...با این وصف در شاهنامه فردوسی و شرفنامه نظامی(داستان اسکندر و نوشابه زن فرمانروا و حاکم شهر بردع )این موضوع مطرح شده است..و بر ما معلوم نیست ماخذ این دو شاعر چه بوده است...در اخبار الطوال ابوحنیفه دینوری قبل از فردوسی به این موضوع اشاره ی کوتاهی شده است . در نزهه القلوب مستوفی نیز در قرن هشتم به موضوع شهر زنان اشاره شده است
آوا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
سلام من رو یاد کلاس چهارم انداختید . باید این شعر رو حفظ می کردیم.
ممنونم
بی سواد الحق در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷:
حتما داستان برادر حاتم طایی را شنیده اید؟
که ُیشاب در چاه زمزم ریخت از برای کسب شهرت
بد گویی های برخی مدعیان از خیام و سعدی و فردوسی مرا یاد ان شخص می اندازد.
اینان عرض خود میبرند ، چنانکه مرشدشان احمد شاملو برد.
سعید فاضلی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲:
با سپاس از شما ادمینهای محترم سایت و عرض خسته نباشید ... بسیار ممنون از زحماتی که برای این سایت متحمل میشوید.
برخی اوقات کلماتی با اشتباهات تایپی دیده میشود که البته به نظر میرسد به دلیل عجله و ضیق وقت است...
در مصرع آخر این دو بیتی معزول صحیح است.
بسیار ممنون از زحماتی که متحمل شده اید.
مسعود ف در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۵:
بیت دوم، مصرع دوم
پیامی از آن مهروی گلعذار بیار.
لنگ است. گیر و گور دارد.
اگر مثلا به جای " آن " کلمه ای مثل " بت " بنشیند اصلاح می گردد.
سیاوش مرتضوی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بینوایی خویشتن:
پیوشت حاشیه پیشین:
مصراع دوم بیت شانزدهم هم نادرست است. بیت درست به این صورت است:
فقر فخری نز گزاف است و مجاز
صدهزاران عز پنهان است و ناز
مرجع:
پیوند به وبگاه بیرونی
سیاوش مرتضوی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ عطار » سی فصل » بخش ۳:
لطفا در بیت سوم، «را هند» را به «راهند» اصلاح نمایید. سپاس! :-)
سیاوش مرتضوی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بینوایی خویشتن:
همانطور که آقا امیر پیش از من گفته است، لطفا بیت شانزدهم را هر چه سریعتر اصلاح کنید. معنای بیت کاملا برعکس شده. «الفقر فخری» بخشی از حدیث نبوی است و پیامبر در آن حدیث فرمود که درویشی افتخار من است و این آن چیزی است که من نسبت به دیگر پیامبران است بدان مفتخرم.
«فقر فخری از گزاف است»، یعنی پیامبر گزافه گویی کرده است و این کلام مولانا نمی تواند باشد.
آریا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مقام اهل توحید:
شرح لغات و عبارات مشکل
حرف نهنگآسا = «لا» در «لا اله الاّ الله»، از آن که جز الله، کل هستی به آن نفی شود، به «نهنگ» تشبیه فرموده، که دریاآشام است.
شمشیر بویحیی = تیغ اجل (بویحیی کنیت عزرائیل است.)
پهنه = نوعی چوگان که سر آن چون کفچه پهن است.
بسم الله مجراها = اشاره به آیهی 41 سورهی هود
نَکبا = در اینجا یعنی بادِ بد و نامناسب
محرور = تندخو
بطحاء = مکه و سرزمینهای اطرافش
مِزهَر = (ساز موسیقی) عود
هیجا = جنگ
روهینا = آهنِ بیغشّ
رسیلی کردن = با دیگری همآواز شدن
بر عمیا = کورکورانه
بودردا = از صحابه که به حکمت و زهد و شجاعت معروف بوده
چاکری = ملازمت
تو پنداری که بر بازی است... = اشاره به آیهی 38 سورهی دخان
کمر گشادن = متوقف شدن، سر باز زدن
عِنّین = آن که ضعف جنسی دارد
وا = با، آش
وادروا = پرطعام
زبونگیر = عاجزکُش
سرّاء و ضرّاء = آسانی و سختی (برگرفته از آیهی 134 آل عمران)
رزّقنی و وفّقنی = مرا روزی کن، مرا توفیق ده
آمَنّا و صدّقنا = ایمان آوردیم و باور کردیم
مختار قلیزاده در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
با عرض سلام به بزرگان شعرو ادب وباعرض اینکه متاسفانه بنده هیچ تخصصی در شعروادب ندارم اما این را فبول دارم که هدف از نوشتن اینهمه شعر و سخن توسط شعرا ، عرفا ، دانشمندان واهل علم و ادب انتقال کشفیات ودانسته های خود به آیندگان بوده که که وظیفه ماهم همان است ولی با استفاده از تکنولو ژی های موجود زمان خودمان بطور مثال اگر شما فیلم لوسی را نگاه کنید باتمام وجود به فرموده استاد سخن شیخ اجل سعدی رحمت الله علیه ( رسد آدمی بدانجا که جز خدا نبیند ) پی خواهی برد وبه این مسئله که غاصبان جهانی چگونه همه چیز مارا بنف خودغارت وغصب کردند ومیکنند ولی باکمال تاسف افکارما درجائی دگراست و هنوز اندر پس یک کوچه ایم .
شیرانی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
به گمانم بیت سوم این غزل اینگونه باشد:
نیکخواها در آتشم "بگداز"
وین نصیحت مکن که بگذارش
محتمل این ست که شیخ اجل قصد بازی با دو واژه ی مشابه "بگداز" و "بگذار" را داشته
علی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
با درود ویژه خدمت مدیریت و همکاران گنجور. به نظر میرسد چون اشعار به صورت چهار پاره است گذاشتن« ویرگول » در هر مکث ضروری باشد.
در بیت « 11 » حرف « و » اضافه واضافه شدن «، » درست است. در ضمن ابیات کمی درهم برهم وبه عبارتی فاقد پیوستگی موضوعی شده است.نمونه ،بیت « 6 » با « 4 » و « 5 » سنخیتی ندارد وپیوستگی موضوعی آترا از بین برده است. اشعار مربوط به پیرزن مدائن و کوفه وحجره وتنور و یا گم شدن پرویز و توصیه به خواندن کم ترکو ویا سوعاتی گل سلمان با اصل قصیده کمی تا هماهنگ به نظر میرسد. گویی این اشعار بعدا به شعر اصلی اضافه شده که شور بختانه پیوستگی کلی از بین رقته است.
محمدجواداحمدی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
به نظر من شاه بیت این غزل (کفر زلفش ره....)میباشد که جهان آفرینش را توصیف میکند که ظلمات وتاریکی آن میتواند انسان را به گمراهی بکشاند ولی این اختران و کهکشانها هستند که چراغ هدایت او به درک عظمت آفرینش می شوند..........
س در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:
بارک الله....چه کار اندر بهشت آن مدعی را؟؟ که میل امروز با حوری ندارد...
یعنی همه چیزو برد زیر سوال با این بیت هفتصد سال قبل....سعدی اولین کسیست که عشق وجمال پرستی را وارد ادبیات ایران کرد وگرنه کسی بهتر از او چنین نکرد........دوستان اگر شجریان خونره باشه میشناسند..اگرنه میل ورغبتی به خواندن سعدی وحافظ ندارند.....دریغ
مانی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴: