من در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:
همتون با حالید
محمد هایری در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:
سلام ؛
گمان می کنم بجای «وحشی از جرم همین ...» باید «وحشی ار جرم همین ...» باشد.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:
مرسده گرامی،
تعبیری یبسیار زیباست ، اما آنچه دستکم این کمترین در نمی یابد، دلیل سوگواری زلف تطاول گریار است.
زلفتان همواره بی قرار و هرگز سوگوار مباد
بیش باد ! کم مباد !
تماشاگه راز در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
با سلام
درخواست راهتمایی از اساتید ارجمند
در بیت اول آیا " بهار جانها " خطاب به "شمس" است ؟
دیگر اینکه رابطه یوسف و شکر چیست ؟ یا رابطه مصر و شکر چیست ؟
روفیا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
جانها در اصل خود عیسی دمند
یک زمان زخمند و گاهی مرهمند
گر حجاب از جانها بر خاستی
گفت هر جانی مسیح آساستی
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵۰:
نوید یوسف را مولوی به ما داد
شکر
روفیا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
اقای احمد تدین گرامی
این حقیر گمان میکنم مقصود از پیر مغان یک گونه اگاهی و بصیرت ذاتیست که انروزی که حکیم این گنبد مینا می کرد در وجود انسان به ودیعت نهاد .
شما به درون خودتون خوب نگاه کنید . نه کارشناس فرش هستید نه فیزیکدان نه روانشناس ولی تشخیص میدین قالی خوب کدومه کدوم دبیر فیزیک بهتره و کدوم رفتار مخربه .
مولانا تو اون بخش مثنوی که شاه یهودی از فراگیر شدن مسیحیت بیم داشت یک یهودی رو میفرسته بین مسیحیا تا به عنوان یه نوکیش مسیحی طومارهایی به دست بزرگان مسیحی بده و مضمون همش هم درسته ولی تفرقه انگیز .
تو یکی از اون طومارا میگه :
در یکی گفته که استا هم تویی
زانکه استا را شناسا هم تویی
اینجا مولانا حقیقت شگرفی رو میگه که اگه تو باید استادتو انتخاب کنی پس خودت از اون استادا کم نداری و استاد بالقوه هستی .
یعنی همون اگاهی یا پیر مغان .
همون نیروی هدایت کننده درونی بشر .
البته نه اینکه همه ادما این اگاهی رو دارن ولی همه ادما پتانسیل رسیدن به اون اگاهی رو دارن .
اگه دوست دارین یه سری به کامنت این حقیر در سایت گنجور شعر منصور حلاج ان نهنگ دریا بزنید
اگاهی از دیدگاه من دونستن فقط یک حقیقته که اونجا دربارش نوشتم .
سوما در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
در رابطه با فعل "سرشکستن" من هم خیلی ذهنم درگیرش شد، دیوار میتونه مجاز باشه از معشوق و این فعل هم ایهام داشته باشه به معنای سرشکشستگی و شرمساری یعنی جدای اینکه به این فکر کنیم که حافظ داره رقیب رو تهدید میکنه که از کوچه ی معشوقه من نگذر چون ممکنه سرت و بشکنم و هزار تا بلا سرت بیاد یا خود معشوق ممکنه سرت رو بشکنه معنای دیگری هم داره که همون سرشکستگی و شرمساریه یعنی انقدر معشوق من بهت بی توجهی میکنه که تو شرمسار و سرشکسته میای بیرون از کوچه . و شاید دیوار خانه ی معشوق بسیار بلنده که حتی "غیر" نمیتونه سرک بکشه از دیوار خانه اش. در هر صورت من فکر میکنم بین کوچه و گذشتن و دیوار و سرشکستن هم ایهام تناسب هست.
Merce در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
با درود
بهاره خانم عزیز
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی
را به شکلی دیگر هم درین شعر دیده ام:
دوش میآمد و رخساره برافروخته بود . یا:کفر زلفش ره دین میزد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
که همه جا رخسار معشوق مانند مشعل افروخته دل دلباخته را می سوزاند
میگوید : چو رخ می نمایی دل از همه می بری یا همه را دلسوخته می کنی
با احترام
مرسده
علی عاشق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
با سلام به نظر بنده نکته دان عشق باید این شعر وحکایت حافظ را بفهمد چرا که جناب حافظ خود فرموده گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت حافظ اهل دین ودیانت است ودین را عمیقا فهمیده وایشان شیعه است واشعاری هم در مورد اهل بیت سروده است واین تازه گی ندارد بهتر است ماهم با توجه به قرینه های موجود در شعر باورمان شود حافظ ولایت اهل بیت (علیهم الاسلام )را پذیرفته وعاشقتر از امام حسین ومظلوم تر از او کیست که همه هست ونیست خود را در راه عشق به خدا وقرآن فدا کرده است رندی یعنی زرنگی امام ویارانش دنیا را بهشت جاودان عوض نمودند کوکب هدایت امام زمان (عج) است که فرزند راستین مصباح الهدی وسفینته النجاه است . با تشکر از سایت خوبتون
Merce در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:
با درود
جناب ترابی ، اینگونه که شما میگویید نیز بسیار لطیف می نماید
اما جور دیگری هم میتوان تصور کرد و آن اینکه:در بیت دوم
گذر کردن را اگر به معنای نگاه کردن بگیریم ، زلف دوتارا چون سیاه دیده ، سوگوار دانسته.
صبا نیز بر بنفشه زار می گذرد به نسیمی ملایم آن ها را از سکون به بی قراری می افکند
جسارتم را ببخشید
باادای احترام
مرسده
بهاره در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
لطفا این مصرع رو هم معنی کنید :
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی
بابک هاشمی نژاد در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
با سلام و احترام
منظور از مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا ، بنظر اینجانب با توجه به مصرع اول از بیت بعدی یعنی اینکه خداوند برای همه ی بندگان خود بستری را فراهم آورده تا مدح او کنند یا بقولی با مدح و شکر او بتوانند راه تکامل و رستگاری را طی کنند و با رضایت خاطر به آرامش رسند .
با تشکر از سایت خوبتان
برایتان بهترینها را آرزومندم
<>
دل افروز در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶۴:
بسیار زیباست ، اگردرزندگانی تلنگری بر تفکراتمان باشد
ماکان در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۴۸ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
شاید "یعنی همه جا نقش رخ یار توان دید" درست باشد. از اساتید اگر کسی اطلاع دقیق تر دارد لطفا تصحیح کنید.
کلمه عکس و عکاسی به نظر این حقیر جدید است.
Mehr در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:
سلام
آینه ات دانی چرا غماز نیست / زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست
به زعم من چنین معنی میدهد
زنگار از آیینهٔ جانت برگیر تا اصل وجودت را به تو بنمایاند
غماز درینجا نیز معنی سخن چین میدهد
و سخن چین یعنی بازتاب دهندهٔ سخن
تا نظر دوستان چه باشد
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۶:
در بعضی از سایت ها بیت دیگری در این غزل وجود دارد
بین بیت سوم و چهارم این سایت با این مضمون:
کس مباد آفت نصیب امتیاز
سوختم تا شمع این محفل شدم
ثمین در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵:
تاثیرپذیری از حافظ در این غزل موج میزد. :)
هنگامه حیدری در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:
فرم این غزل بسیار جالب است هر دو بیت به یک قافیه است و گویا فرمی نظیر غزل - دوبیتی حضرت مولانا در این غزل به کار برده است.
در بیت
لنگی نکنم ، نه بد تکم من
که عاشق روی ایبکم من
ایبک به معنای بت و صنم و مجازا معشوق است
در بیت
سرکش نشوم نه عکه ام من
قانع بزیم که مکه ام من
عکه: نوعی کلاغ ککه عقعق گویند
در بیت
دستار مرا گرو نهادی
یک کوزه مثلثم ندادی
مثلث منظور شرابی است که پس از جوشاندن یک سوم آن باقی مانده باشد که در مذهب ابوحنیه خوردن شراب مثلث یا همان سیکی جایز است.
دفع دادن به معنای امروز و فردا کردن ....پشت هم انداختن
یکی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی زوطهماسپ » پادشاهی زو طهماسپ: